روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

۱۲ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

زلزله

پنجشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۰ ق.ظ

یاد ان هشدار زلزله بخیر +++

  • *حاج آقا*

صبحگاه استثنایی

سه شنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۵۶ ب.ظ

گویا باز اوضاع دولت درهم برهم شد و انتقادات مردم زیاد شد بعضی دولتی ها هم برای رد گم کردن زدن به کوچه ی :  میخواستن اینترنت مردم رو قطع کنن نزاشتیم. میخواستن سایتها رو فیلتر کنن اجازه ندادیم و این حرفا. منم اخرش میگم : قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق .

یه پیرمرد کم سواد صبح اومده نماز جماعت. نماز تمام شده و یکی یکی مردم رفتن اما این اقا که حالا به شلوار کردی هم تو مسجد هست چسبیده به بخاری. من فکرکردم سردش شده. اما همین که از سر سجاده بلند شدم اومد جلو و گفت میشه استخاره برام بگیری ؟ راستش خودم عجله زیادی داشتم. راهم دور بود و باید فورا میرفتم سر کلاس. اخه تا از مسجد برم خونه و از خونه برم مدرسه طول میکشه. اما گفتم اول کار این بنده خدا رو انجام بدم فوقش اینه که امروز صبحانه نمیخوریم.

به هر حال براش استخاره کردم و همون طور که حدس میزدم بعد استخاره هم کلی سوال داشت.

اول براش استخاره با تسبیح کردم. بعد گفت میشه یبار هم با  قران استخاره کنی ؟ با قران هم استخاره کردم. اما سوالاتش از این قرار بود :

اگر دو نفر برن محضر عقد کنن بعدا خود داماد باید بره شناسنامه رو بگیره یا به کس دیگه هم میدن ؟

اگر دو نفر قبل از عقد محضری یه نفر عقدشون بخونه بعد تو محضر هم بخونن چی میشه ؟

اگر قبل عقد محضری یه نفر براشون عقد بخونه بعدش اونا که سند ندارن چی میشه ؟

اگر یه نفر بیرون محضر عقد بخونه و بعد اینا زن و شوهر بشن چی میشه ؟

هر سوالی رو هم باید 5 - 6 بار توضیح میدادم. اخرش هم طرف متوجه نمیشد.

خلاصه اینکه امیدوارم خدا به برکت این پیرمرد منو ببخشه و بیامرزه. خدایا تو میدونی که من اونقدری که مردم فکر میکنن خوب نیستم .اما تو بزرگی کن و ابروی منو جلو اونا نگه دارو منو ببخش و بیامرز/ ای خدای رحیم و مهربان. صل علی محمد و اله

  • *حاج آقا*

یک خانواده خاص

يكشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۴۶ ب.ظ

باباشون خیلی منزوی و گوشه گیر بود. من باباشون رو دیده بودم. میرفت تو یه اتاق و ساعت ها قران میخوند و تو عالم خودش بود. وقتی خونه شون مهمون میومد انگار که خودش جزو مهمونا هست . یه گوشه مینشست و به باقی مهمونا نگاه میکرد ببینه اونها چی میگن. بعد هم میرفت برا کمک تو اشپزخونه و یا نهایتا با بچه ها بازی میکرد. اما سختش بود تو جمع بزرگتر ها باشه. البته خودشون بزرگ بزرگترها بودند. اما اخلاقش اینجوری بود. 

  • *حاج آقا*

چند دسته زن داریم

شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۴۶ ب.ظ

1. بعضی زنها وقتی میدونن اقاشون ساعت 5 میاد خونه از ساعت 4 و نیم بلند میشن چایی یا شیر و میوه درست میکنن. حالا اقاشون بخوره یا نخوره مهم نیست. شاید اصلا اقاشون ساعت 7 این چایی رو بخوره. 

2 . بعضی زنها وقتی اقاشون ساعت 5 اومد خونه همون موقع چایی یا شیر و میوه رو اماده میکنن و میزارن جلوش.

3 . بعضی زنها وقتی اقاشون ساعت 5 اومد خونه صبر میکنن تا اقاشون بهشون بگه یه ذره چایی نداری گلومون رو تازه کنیم ؟ اون موقع تازه بلند میشن چایی دم میکنن.

4 . بعضی زنها وقتی اقاشون اومد خونه خواهش و تمنا میکنه که یه چایی بده ما بخوریم. خانم هم میگه اب رو بزار رو گاز چایی هم بالای کابینته. دیگه یه چایی که بلدی دم کنی.

جالبه که خیلی زنها مدعی هستند که جزو دسته اول هستند اما در عمل جزو دسته 3 و 4 هستند.

شنیده شده یه زنهایی هم هستند که جزو دسته پنجم !!!!!! میباشند.

  • *حاج آقا*

مطلب جالب

يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۷ ب.ظ

جهان نیوز - سید یاسر جبرائیلی: دیروز آقای دکتر علی لاریجانی در دیدار با بوریس جانسون وزیر خارجه انگلیس خبری داده‌اند که به نظرم پایان دهنده همه مباحث حول وضعیت مبادلات مالی ما پس از برجام است. ایشان به گلایه گفته‌اند حتی مشکل بانکی سفارت ایران در انگلیس برطرف نشده است. وقتی مشکل سفارت ایران که از مزایا و معافیت‌های خاص در عرف دیپلماتیک برخوردار است، حل نشده، روشن است که اوضاع به چه سان است.

منتهی آقای لاریجانی دو اشتباه بزرگ مرتکب شده‌اند. 

نخستین اشتباه ایشان این است که از انگلیس بابت این وضعیت گلایه کرده‌اند. ایشان باید بابت وضع امروز نه از انگلیس، که از امضاکنندگان #برجام گلایه کنند و البته خود نیز بابت سهم و نقشی که در نهایی شدن برجام و فقدان نظارت صحیح بر اجرای شروط رهبر انقلاب داشتند، از ملت پوزش بطلبند. پوزش از ملت قطعا به معنی یک عذرخواهی تلویزیونی نیست. پوزش واقعی، کنار کشیدن دست‌اندرکاران برجام از امور کشور است؛ کسانی که سواد کافی برای امضای یک توافق بین‌المللی نداشتند، امتیازهای نقد دادند، وعده نسیه گرفتند و این خسارت محض را به کشور وارد کردند.

اشتباه دوم آقای لاریجانی این است که با خود فکر کرده‌اند موضع مناسبی در مقابل وزیر انگلیسی گرفته‌اند. وقتی شما به وزیر خارجه انگلیس می گویید مشکل مالی سفارت ما نیز حل نشده است، خیال نکنید که گلایه می فرمائید؛ شما در واقع به وزیر انگلیس خبیث بابت این موفقیت برجامی، که همه چیز ستانده و هیچ نداده‌اند، تبریک گفته‌اید.

برجام یک توافق نیست، یک تفکر است. تفکر جریانی که سواد و دانش کافی در سیاست خارجی و روابط بین‌الملل ندارد؛ خیال می‌کند سواد به انگلیسی حرف زدن است و به جای توصیه به علم‌اندوزی سفرا، آنان را امر به زبان‌آموزی می‌کند؛ به دوست بی‌اعتماد و به دشمن خوشبین است؛ به خودی اخم و به دشمن لبخند می‌زند... و ادعای تامین منافع ملی را دارد. برای تامین منافع ملی، باید برای دانشجویان و دانش آموزان این کشور دوره برجام شناسی گذاشت تا برجام تَکرار نشود؛ تا ریشه این تفکر خشکیده شود و عزت ایرانی احیا شود، تا ملت روی رفاه و سعادت را ببیند.

منبع: اینستاگرام نویسنده

.................................

شما تا حالا کسی رو دیدین که تو خونه اش تلویزیون نداشته باشه ؟

  • *حاج آقا*

از ونک تا یمن

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۸ ق.ظ

چه زیبا گفت سعدی که

بنی ادم اعضای یک پیکرند    که در افرینش ز یک گوهرند

تا زمانی که معیار ادم بودن " سکونت در ونک" است و هرگز دلمان برای کودکان مظلوم و به خون خفته " یمن" نمیسوزد.

در چنین فضایی حقمان هست که تحقیرمان کنند با نرخ بالای کالای غربی : مثلا هویچ نود هزار تومان

پ ن : به راستی این سبک مدیریتی شهری غلط ریشه در کدام تفکر زشت و پلید دارد ؟

  • *حاج آقا*

صندلی داغ 5 - خانم الهه

پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۲۹ ب.ظ

تشکر از خانم الهه که افتخار دادند و ما رو از تجربیات خوبشون بهره مند میکنند.

............

وقتی بیست سالم بودم با یه اقایی که کارمند بود و خانواده نسبتا خوبی داشت ازدواج کردم. اوایلش همه چی خوب بود ولی کم کم رفتاراش اذیتم میکرد بدبینی شدیدی نسبت به من و همه ی ادمایی که باهاشون در ارتباط بودیم داشت.یعنی کم کم خودشو نشون داشت.
تا جایی که دوسال بعد از ازدواجمون که هشت ماهه باردار بودم و از در اومد تو شروع کرد داد و بیداد که فلانی که از دوستاش بود گفته به خانومت سلام برسون.

  • *حاج آقا*

حکایت جالبی از هادی امت ،‌شهید ابراهیم هادی

شادی روح همه شهدا مخصوصا شهید هادی صلوات

 پائیز سال 1361 بود. بار دیگر به همراه ابراهیم عازم مناطق عملیاتی شدیم. این بار نَقل همه ی مجالس توسل های ابراهیم به حضرت زهرا علیها سلام بود. هرجا میرفتیم حرف از او بود!

  • *حاج آقا*

ماجرای جالب تحول روحی احمد علی نیری

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۰ ق.ظ

اول برای همه شهدا مخصوصا شهید هادی و شهید نیری صلوات بفرستید.

این مطلب ماجرای تحول روحی شهید نیری هست که مثل یوسف پیامبر علیه السلام از گناه بزرگی فرار میکنه.

یک بار از احمد پرسیدم که احمد من و تو از بچگی همیشه با هم بودیم اما سوالی از تو دارم نمی‌دانم چرا در این چند سال اخیرشما این قدر رشد معنوی کردید اما من... لبخندی زد و می‌خواست بحث را عوض کند اما دوباره سوالم را پرسیم بعد از کلی اصرار سرش را  بالا آورد و گفت: طاقتش را داری؟! با تعجب گفتم: طاقت چی رو؟! گفت بنشین تا بهت بگم.

  • *حاج آقا*

بعد از مدتها + منبع موثق!!!!!!

شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۴ ب.ظ

بعد از کلی وقت یه سر به ایمیلمون زدیم.

ایمیلللللللللللللللللللللللللللللل

اصلا یادتون هست ایمیل چی بود ؟

خلاصه که هیچ ایمیلی هم نداشتیم بجز یکی دو سه تا ایمیل تبلیغاتی.

تار عنکبوت هم دیده میشد گوشه های inbox

یادش بخیر چه روزهایی بود وقتی تازه ایمیل راه افتاده بود.

پ ن : یه اقای نااهل کودنی بنام "صا" نقل کرده که منبع مشخصی گفته شخصی بنام "ممم" داماد فلانی هست و کلی هم بالا کشیده. راستش رو بخواین همون منبع به ما هم گفته که اقای "صا" وقتی بچه بوده پسر بزرگا میبرنش توی یه باغ خلوت و ... وای خاک بر سرم.

بعدا هم همون "صا" عقده ای میشه و میفته تو کار قاچاق و بعدا هم افتضاحات اخلاقیش لووووو میره مجبور میشه ناموسش رو به باج گیرها اهدا کنه.

حالا سوال اینه که ایا اقای "صا" این منبع موثق رو چقدر قبول دارند ؟ حرف منبع رو قبول کنیم یا نکنیم ؟

  • *حاج آقا*