روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱۰ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

دعا کنید

شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۳۷ ب.ظ

نمیدونم کسی ما رو چشم زده یا چی شده.

اما این یکی روزها خیلی برام دعا کنید.

خیلی خیلی.

مخصوصا دعا بفرمایید قضا و بلا از سرمون دفع و رفع بشه.

  • *حاج آقا*

عزیزان من

پنجشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۲۴ ب.ظ

عزیزان من چند جمله میخوام باهاتون صحبت کنم.

عزیزان من ( چند بار تکرار میکنم عزیزان من) حالا گوش کنید چی میخوام بگم : ایج جملات پایین رو ببینید و با گوش دل بشنوید :

  • *حاج آقا*

ارتیستها رهبر نیستند

سه شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۱۰ ق.ظ

وقتی توصیه رهبر مان را نادیده گرفتیم و به دنبال چند تا ارتیست سینما راه افتادیم باید فکر دلار 6000 تومنی هم میکردیم. الان هم ارتیستها به شکر خوردن افتادن و وجهه خودشون رو خراب کردن و دیگر هیچ.

رییس جمهور قبل هم وقتی نخواست با رهبر همراهی کنه به همین شکر خوردی افتاد و افتاد و افتاد تا الان.

هر کسی در وقت یاری رهبرش در خواب باشد در زیر لگد دشمن بیدار خواهد شد.

فعلا داریم لگد میخوریم تا روزی که بیدار شویم.

بیشترین چیزی که از گرانی دلار منو ناراحت کرده اینه که یه خانواده میخواستند ازدواج کنند. دنبال جهیزیه بودند. من بهشون گفتم حالا که وام ازدواج رو گرفتید این پول رو فعلا خرج نکنید چون من مقداری وسائل براتون جفت و جور میکنم اونوقت شما هر چی کم داشتید بخرید. اینطوری میدونید که چه چیزی باید بخرید و پولتون رو صرف چیزهایی میکنید که ندارید. اینها هم گوش کردند و من توانستم مقدار کمی وسایل براشون جفت و جور کنم .

اما حالا شاکی شدن که اگر همون موقع خریده بودیم جنسها ارزانتر بود و الان با گرانی دلار همه چیز رو باید گرانتر بخریم. البته به صراحت نمیگن اما خب تو دلشون هست.

من هم موندم که چطور از شرمندگی اینها در بیام.

پ ن :

از کامنتهای پست های قبل خیلی استفاده کردم. اصلا خود اون کامنتها خودش یه پست محسوب میشه.

پ ن : از اینکه کسی به من محبت کنه ناراحت نمیشم.

اما از اینکه کسی منو ضعیف و بیچاره حساب کنه خوشم نمیاد.

و بین این دو مطلب خیلی فرق هست.

اما گاهی وقتها محیت کردن بیجا باعث درد سر هست. مثلا کنار خیابان ماشین نگه میداره و میخواد منو سوار کنه . من سوار میشم. اما در بین راه چون مسیرمون فرق میکنه مجبور میشم پیاده بشم. حالا اینجا که پیاده شدم تاکسی گیر نمیاد. در حالی که اگر همون جای اول منتظر مونده بودم خیلی راحت تاکسی گیرم میامد.

یبار عجله داشتم و میخواستم برم جایی. اتفاقا یه ماشین ترمز کرد که خانوم اقا هم صندلی عقب نشسته بود. من سوار شدم و خوشحال که الان مفتی و رایگان میرسم به مقصد .

اما این بابا اینقدر تو راه یواش یواش رفت که کفر من در امد.

بعد هم بین راه رفت پمپ بنزین .

و کلی هم معطل کرد.

انتظار هم داشت تو راه من باهاش صحبت کنم. در حالی مه من بین راه باید کتابی رو میخوندم.

خلاصه محبت های نابجا گاهی ددردسر ساز هست.

  • *حاج آقا*

روحیات مردان

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۰۰ ق.ظ

هر مردی وقتی زنی رو میبینه فکر میکنه که اون زن یه دختر کوچولو هست که اون مرد وظیفه داره از اون زن حمایت و مراقبت کنه.

در حالت طبیعی این روحیه مردها هست. ولو که زن سن و سالش از مرد بیشتر باشه.

اینو وقتی میشه فهمید که وقتی یه زن تو خیابان دچار مشکلی میشه مثلا با کردی دعواش میشه مردها ابتدا به ساکن طرف زن رو میگیرن و از اون دفاع میکنن . یا اگر مردی زنش رو خیابان بزنه یا حتی بهش حرف بدی بزنه دیگران اون مرد رو ملامت میکنن و کاری ندارن که حق با کیه ؟

البته نمیگم استثنا نداره. تا دلتون بخاد استثنا داره اما حالت عادیش و نرمالش اینه.

من خودم این حس رو زیاد تجربه کردم. خیلی زیاد.

البته مردها از اینکه از کسی حمایت کنند و زیر پرو بال خودشون بگیرند حس خوشایندی پیدا میکنند و احساس غرور میکنند. مگر اینکه احساس کنند این کار براشون دردساز بشه. هر وقت مردی احساس کنه که کاری براش درد ساز میشه خیلی زود تر انچه که فکرش رو بکنید از زیر اون کار در میره.

حدیث روز :

امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمودند:

گناهی که نعمت ها را تغییر می دهد، تجاوز به حقوق دیگران است. گناهی که پشیمانی می آورد، قتل است. گناهی که گرفتاری ایجاد می کند، ظلم است. گناهی که آبرو می بَرد، شرابخواری است. گناهی که جلوی روزی را می گیرد، زناست. گناهی که مرگ را شتاب می بخشد، قطع رابطه با خویشان است. گناهی که مانع استجابت دعا می شود و زندگی را تیره و تار می کند، نافرمانی از پدر مادر است.

متن حدیث: 
اَلذُّنوبُ الَّتی تُغَیِّیرُ النِّعَمَ البَغیُ وَ الذُّنوبُ التَّی تورِثُ النَّدَمَ القَتلُ وَ الَّتی تُنزِلُ النِّقَمَ الظُّلمُ وَ الَّتی تَهتِکُ السُّتورَ شُربُ الخَمرِ وَ الَّتی تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا وَ الَّتی تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطیعَةُ الرَّحِمِ و َالَّتی تَرُدُّ الدُّعاءَ وَ تُظلِمُ الهَواءَ عُقوقُ الوالِدَینِ.

"علل الشرایع، جلد ۲، صفحه ۵۸۴"

  • *حاج آقا*

زنان اینگونه اند

چهارشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۰۷ ب.ظ

دخترها وقتی قبل ازدواج اشتباهی میکنند در روحشون اثر عمیقی میگذاره. همیشه تو ذهنشون باهاش درگیر میشن و اگر اتفاقی تو زندگیشون بیفته فکر میکنن بخاطر اون گناه و اون اشتباه هست. همیشه باهاش درگیر هستند.

عبارت بالا رو لطفا یبار دیگه با دقت بخونید .

بله با دقت.

این مطلب رو وقتی فهمیدم که خانمی حدودا 36 - 37 ساله اومد که از حرف زدن و لباس پوشیدنش میشد حدس زد که یه خانم خیلی خیلی ساده و فقیر هست. حرفاشو با من زد و بعد دم رفتن گفت : حاج اقا اگه کسی قبل از ازدواجش کاری کنه ! خدا اونو میبخشه ؟ توبه اش قبوله ؟

این کلمه ی " کاری کنه " رو یه جوری گفت که خیلی راحت میشد ازش فهمید چکار کرده.

بعد هم با یه حیای خاصی چادرش رو کشید رو صورتش.

من هم گفتم اره میبخشه. هر کی توبه کنه خدا میبخشه. اینو خیلی قاطع گفتم تا راحت تر بتونه باور کنه.

اما باز برای اطمینان بیشتر اون خانم پرسید یعنی واقعا میبخشه ؟ گفتم اره میبخشه .

کاملا میشد حس خوشحالی رو تو صورت و حرف زدن اون خانم دید. وقتی میرفت کاملا حس میکردم که سبک شده و الان دوست داره تو خیابون پرواز کنه . به حال خوشش غبط خوردم. به خوشحالی که تو دلش هست و به عشقی که الان از خدا تو دلش داره میجوشه و ازش لذت میبره. با خدای خودت معاشقه کن تا حس ازادی پیدا کنی.

.

پ ن : یکی ازخصوصیات توبه همین حس ازادی هست. ادم اسیر و پایبند کردار خودشه.

کل نفس بما کسبت رهینه.

اما در دعا داریم که سبحانک یا لااله الا انت اغوث الغوث خلصنا من النار یا رب / اللهم فک رقبتی من النار. /

خب با هم بگیم استغفر الله بلکه خدا ما رو هم ازاد کنه . از هوای نفس خودمون . از اتش درونمون.

حدیث امروز :

 از پدر بزرگوار امام زمان (علیهما السلام) به نقل (میزان‌الحکمه) روایت شده که (رَدُّ المُعتادِ عَن عادَتِهِ کَالمُعجِزِ) یعنی تَرک دادن کسی از عادتش، کاری معجزه‌آسا است.

  • *حاج آقا*

عینک زیبا داشته باشیم

سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۰۷ ق.ظ

بعضی اتفاقات رو میشه دو جور معنا کرد. من از این دست اتفاقات زیاد دیدم. اتفاقا خیلی هم جالب و قابل توجه هست.

مثلا :

یکی از دوستام میگفت وقتی مادر من به خانومم چیزی میگه خانومم ناراحت میشه و میگه : مادرت داره تو زندگیمون دخالت میکنه.

اما وقتی مادر خودش چیزی میگه ، خانومم میگه : مادرم داره راهنمایی مون میکنه .

مادر و مادر شوهر هر دو یک کا کرده اند اما دو جور اون رو تفسیر کرده اند.

یا مثلا : 

مادر دختری میگفت : دخترم خیلی خیلی صبوره. اما داداشش میگفت خواهرم خیلی خیلی لج بازه.

اخلاق دختر رو یکی به صبوری و یکی به لج بازی تفسیر میکرد .

البته به نظر من لج باز بود و نه صبور. دختره لج میکرد که مثلا شبها زود نخوابه و تا دیر وقت بیدار باشه و کتاب بخونه. خانواده اش ناراحت بودن که شما چرااینقدر بیدار میشینی و مزاحم دیگران هستی باعث سلب ارامش دیگران شدی. اما دختره سر تق بود و بااینکه میدونست اشتباه میکنه اما حاضر میشد که رفتارش رو تغییر بده. مادرش میگفت صبوره اما داداش میگفت لج بازه.

مهم این هست که با چه عینکی به اتفاقات دور و وبرمون نگاه میکنیم. ایا میخواهیم با بد بینی به اتفاقات نگاه کنیم یا خوش بینی ؟ احساسات بر ما غلبه میکنه یا عقلانیت ؟ شهوت یا حکمت ؟ خشم یا رحم ؟ و هزاران عامل دیگر هست که اگر بخواهیم همه عواملی که موثر در نگاه ما به اطراف هست را در دو مطلب خلاصه کنیم این هست که علم و تقوا داشته باشیم. اونوقت ما عینک تمیز و وخوبی برای نگاه به دنیای اطرافمون خواهیم داشت.

  • *حاج آقا*

کولر کوچولو

يكشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۵۲ ب.ظ

رفتیم بازار

گوش شیطون کر میخواستم یه کولر کوچولو بخرم.

اونم نه برا خودم. برا مسجد . پولش هم مال من نبود. من فقط واسطه بودم و چون خیلی ها مسافرت بودند و این ایام هم خیلی خرکی ! هوا گرم شد گفتم خودم استینم رو بالا بزنم و یا علی بریم بازار. 70 درصد مغازه هایی که لوازم برقی میفروختن تعطیل بودن و من یه جاییم میسوخت که این همه راه اومدم و الان مغازه ها تعطیله. یادم اومد که یه پنکه هم باید بخرم . ندایی تو گوشم گفت :  اگر کولر نیست اما پنکه هست . پس منتظر چی هستی ؟

ندا درست میگفت. میشد به پنکه فکر کرد و بعد از اینکه خیط نشدم و این همه راه رو بیخودی نیومدم لبخند زد. یا علی گفتم و از پله های مغازه رفتم بالا. فروشنده هم داشت مگس میپروند و شبکه نسیم میدید. از اون موسیقی های تند هم داشت پخش میشد. من یه لحظه سکوت کردم و دم در ایستادم. طرف خودش فهمید که بزنه یه شبکه دیگه . حاج اقا که نمیاد تو مغازه ای که " دَلَم دیمبو " پخش میکنه!

به مناسبت سال حمایت از تولید ملی ، فروشنده حسابی ما رو برد زیر سوالات تستی که ایا حاج اقا هم مایل به جنس ایرانیه یا هنوز به جنس خارجی علاقه داره ؟
مغازه لوازم خانکی بیشتر جنس های ریز داشت. زودپز ، گوشت کوب ، چایی ساز ، اتو ، و ... . و از جنس های بزرگ مثل یخچال و ... خبری نبود.

من نگاه به هر جنسی که میکردم ایشون توضیح میداد که ایرانیش اینه خارجیشم داریم.

منم فوری میگفتم نه خارجی نمیخام. فقط ایرانی.

اتو رو نگاه میکردم و فروشنده فوری میگفت این مارک تفال خارجیه اما پارس ایرانیش هم هست.  قیمتش هم خوبه.

من عادت دارم گاهی که میرم مغازه اول چند تا جنس دیگه رو قیمت میکنم و بعد میرم سراغ جنس اصلی. تااینکه نوبت رسید به پنکه .

از نوع ایرانیش خریدم اما مغازه دار همین طور هی ایرانی خارجی میکرد . این ایرانیه اما خارجیش هم داریم. یا خارجی رو نگاه میکردم میگفت این خارجیه ایرانیشم داریم. خلاصه اینکه تا نیم ساعت بعد که از مغازه اومدم بیرون مدام ایرانی - خارجی میکردم.

ان شا الله که تولید ملی با کیفیت باشه و مصرف کننده هم با تعصب از تولید ملی حمایت کنه.

پ ن : میدونم سر همتون شلوغه و وقت " کامنت نهادن " در " جعبه کامنتها " ندارید. ( این کلمات هم  احتمالا از تاثرات نثر ادبی یکی از خواننده ها هست )

پ ن : دوست داشتم کمی طنز باشه.

از امام علی النّقی (علیه‌السلام) به نقل (میزان‌الحکمه) روایت شده که (اُذکُر مَصرَعَکَ بَینَ یَدَی أهلِکَ وَ لا طَبیبَ یَمنَعُکَ وَ لا حَبیبَ یَنفَعُکَ) یعنی به یادآور زمانی را که در جمع خانواده خود به حال مرگ افتاده‌ای و نه طبیبی می‌‎تواند مانع رفتن تو شود و نه دوستی می‌تواند کاری برایت بکند.

  • *حاج آقا*

با خودم میگفتم که

يكشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۲۷ ب.ظ

از روز اول عید تا الان میگفتم که الان خواننده هام درباره من چه فکری میکنن ؟ یکی فکر میکنه من افسرده ام. یکی فکر میکنه من مسافرتم. یکی فکر میکنه بیخیال خواننده هام هستم. اما واقعیتش اینه که خواننده هام برام خیلی مهم هستند. حتی یه نفرشون رو هم نمیخوام از دست بدم. منظورم این نیست که بهشون وابسته ام و اگه نباشم میمیرم. نه . ولی ازاینکه یک جمع با صفا و دوست داشتنی داشته باشم و یک گروه دوستی ! - از نوع حلالش - و یا بهتر بگم یک گروه گفتگو و همفکری داشته باشم خوشحالم . حس خوبی داره. حس انسانیت. شاید تعجب کنید اما بله واقعا حس انسانیت داره. انسان از ریشه انس هست و نیاز به انیس و مونس و همزبان داره. حتی اونهایی که گاهی درشت و ناجور کامنت مینویسند اونها هم در جای خودشون برام محترمند. خلاصه اینکه این چند روز ننوشتن بیشتر از اینکه برای شما سخت باشه برای خود من سخت بود.

پ ن :

در حدیثی از امام صادق(ع) در خصوص منفورترین افراد آمده است:

قَالَ لِیَ (محمد بن النعمان الأحول) الصَّادِقُ (ع): «إِنَّ أَبْغَضَکُمْ إِلَیَّ الْمُتَرَاسُّونَ الْمَشَّاءُونَ بِالنَّمَائِمِ الْحَسَدَةُ لِإِخْوَانِهِمْ لَیْسُوا مِنِّی وَ لَا أَنَا مِنْهُمْ..»

محمد بن النعمان الأحول معروف به مؤمن الطاق می گوید؛ امام صادق علیه السلام در وصیتی به من فرمودند: به راستى منفورترین شما در نزد من کسى است که ریاست طلب، سخن ‏چین و حسود نسبت به برادران خود باشد. آن ها از من نیستند و من از آن ها نیستم.

تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ص: 309

  • *حاج آقا*

ایام عید را چگونه گذراندید

شنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۱۷ ب.ظ

امسال نوروز برنامه داشتم ک تلافی مدتی کمتر نوشتن رو در بیارم. از قضا یکی از اشناهای ما که خانم متدینی هم هست و از نزدیکان هم محسوب میشه چند روز قبل عید از من خواست که یک سری کارهای منزلشون رو که مردانه هم هست براش انجام بدم.
یک دو روز قبل عید همه اوستاها و بناها و ... سرشون گرم بودو به اسونی نمیشد اوستا بنا پیدا کرد. اما من پیدا کردم. چند روز -- حتی روز عید و فرداش - گرفتار کارهای فنی مختلف بودم. در این اثنا متوجه شدم که این خانم اصلا حواسش نیست که عید هست و باید دستی به سر و روی خانه بکشه.

  • *حاج آقا*

سال نو. قصر ابی

چهارشنبه, ۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۵۲ ب.ظ

از من سوال کرد قصابی کدوم وره ؟

تو شلوغی های دم عید تو پیاده رو کلی براش توضیح دادم که این طرفا چند تا قصابی هست . یکی اینجاست و یکی اونجاست  و از این ور برو تا اونجا برسی و بعد برو فلان جا و ماشین اگه داشته باشی بهتر میرسی و خلاصه کلی راهنمایی کردم.

اخرش طرف میگه حاجی ببخشید قصابی نمیخام. قصر ابی میخام. ( قصر ابی اسم یه استخر هست نزدیک خونه ی ما. )

خب من هیچ وقت دقت نکرده بودم که قصر ابی هنگام تلفظ شبیه قصابی هست.

صدای یکی از همسایه ها میشنیدم که به خانومش میگفت : تو چرا نمیتونی رنامه ریزی کنی برا نظافت. همسایه هامون یه هفته هست خونه تکونی شون رو تموم کرده اند و رفتند سفر اما من و تو لحظه سال تحویل هم هنوز داریم خونه تکونی میکنیم.

بعد بهش گفت : حتی نمیتونی یه لیست خرید به من بدی برم خرید. دیروز رفتم خرید. چند تا چیز رو وقتی از خونه میخاستم برم بیرون گفتی بخر. چند تا چیز هم تو راه که بودم پیامک دادی که یادت بره و بخر بیار. الانم که برگشتم باز م میگی فلان وبهمان هم میگی بخر و ... .

من نفهمیدم جواب خانم خونه چی بود البته جملات رو ب این واضحی نشنیدم اما خب دلم میخاست بدونم جواب خانومش چیه.

یکی از خوانندگان مجترم وبلاگ هستند ک هبرادرشون طلبه هستند. من گاهی فکر میکنم علاقه ایشون به مطالب وبلاگ علاوه بر اینکه خودشون طلبه هستند ، شخصیت برادر طلبه شون هم هست. انگار دوست دارند بدونن حال برادر طلبه شون چطوریه. خوشبحال همچین برادری که همچین خواهر مهربونی داره.

ایام شهادت حضرت ابالحسن علی بن محمد الهادی علیه السلام رو تسلیت عرض میکنم و امیدوارم که نو هم بر شما و خانواده تون مبارک باشه و هزاران خزار خبر خوب بهتون برسه. تنتون سالم باشه. ابتون سرد و نان تون گرم و دلتون خوش.

  • *حاج آقا*