روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

مبلغ بومی منطقه + خبری از یک عکس

سه شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۲۹ ب.ظ

شورای شهر تهران هم شروع بکار نکرده تق کارش در امد.

عکس و مطالب مرتبطش رو هم گذاشتم تو تلگرام.

ماه محرم شده و باید بریم تبلیغ .

 این روزها طلبه ها دنبال بلیط اتوبوس هستند و اگر از تهران بخواین برین اراک بین راه که از قم رد میشین میبینید که تعدادی از طلبه ها بر خیابان منتظر اتوبوس هستند.

همسران طلبه باید دو هفته تنهایی رو تحمل کنند. یا برن منزل پدرشون و یا همراه حاج اقاشون برن تبلیغ.

همسران طلبه نقش مهمی در همراهی طلبه ها دارند. البته در صورتی همسر طلبه میتونه حاج اقا رو همراهی کنه که میزبان شرایط حضور خانواده ررو فراهم کنه و در غالب موارد که از روحانیون دعوت میشه میگن امکان حضور حضور خانواده نیست و حاج اقا مجردی بیاد تبلیغ.

حاج اقا هم تنهایی میره تبلیغ بدون خانواده.

هر وقتحاج اقا تنهاییمیره تبلیغ مردم میگن حاج اقا ان شا الله دفعه بعد با خانواده تون بیایید خدمت باشیم. به عبارت دیگه مردم هم دوست دارن روحانی با خانواده بره تبلیغ اما خب گاهی واقعا شرایطش مهیا نیست. گاهی هم کم کاری از خودشونه.

یکی از دوستان تهرانی ، مدتی قبل رفتن تبلیغ تو یه روستای دور افتاده. این روستا بسیاری از خانه ها حیاط نداره. خلاصه اینکه بعد دو سه روز دیدم این دوست ما میخاد برگرده محلشون . حق داشت. میگفت ببینید اینجا همه به خانه های هم اشراف دارند. الان خانم من بخواد یه دست به اب بره عالم و ادم میتونن ببینن. حتی تو اتاق که میخوابیم اگر پرده یه ذره کنار بره کاملا مشخص هستیم. حق بدین که دختری که که تهران بزرگ شده الان نتونه اونجا زندگی کنه. من طلبه هستم اما خانومم و بچه هام که طلبه نیستن. اونا چه گناهی دارن که باید بهشون ظلم بشه.

من رفتم اون خونه کذایی رو دیدم. یه اتاق نیمه مخروبه بود تو یه مدرسه که احیانا قبلا خانه سرایدار بوده.  که با زحمت یه منبع اب کنارش گذاشتن  یه پنکه هم داخلش . افتاب هم خدا میدونه با این خونه چکار کرده.

اون طلبه یه چیزی هم گفت که تا مدتی اسباب خنده بود.

میگفت : خانومم که میخاد شب بیاد بره دستشویی ترس این داره که از اطراف سگی چیزی بهش حمله کنه. البته واقعا هم راست میگفت. فکر کن خونه دیوار نداره و در سراشیبی هم هست. اونوقت توالت هم مثلا 50 متر بیرون ساختما هست. تو این تاریکی شبخانم بخواد بره دستشو بشوره . اونوقت اگه گرگی سگی جانواری چیزی حمله کرد به این بندگان خدا ... .

طلبه بومی خوبیش اینه که با این شرایط سازگار هست. اما برای غیر بومی واقعا سخته که بخواد این شرایط رو برای طولانی مدت تحمل کنه. ادم حس میکنه تو خط مقدم جبهه هست. هر لحظه یه درد سر.

  • *حاج آقا*

نظرات  (۲)

  • مامان طهورا
  • وااای چه سخت من اصلا نمیتونم
    خدا به من رحم کرد که با طلبه ازدواج نکردم چون الان که فکر میکنم میبینم نمیتونستم این شرایط رو تحمل کنم
    همین جوریش فقط وقتی سفر میرم که بدونم همه چیزم اونجا مهیا است
    مخصوصا از وقتی بچه دار شدم ، جایی که میرم باید حسابی تمییز و درست و حسابی باشه و گرنه دق میکنم
  • مامان طهورا
  • در مورد شورای شهر هم

    دوستانی که همینطوری از روی حقد و کینه ای که نسبت به نیروهای انقلابی دارن میرن و به یه لیست بلند بالا رای میدن بدون اینکه کوچکترین شناختی داشته باشن، حالا بیان تحویل بگیرن

    ما وقتی نیروهای انقلابی رو خانه نشین میکنیم حقمونه زیر لگد دشمن از خواب بیدار شیم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.