روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

خط مقدم

دوشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۶ ب.ظ

  • *حاج آقا*

نظرات  (۱)

امروز عربستان رانندگی زنان را بلامانع اعلام کرد، چند وقت قبل اوازخوانی زنان در افغانستان آزاد اعلام شد، چندوقت قبل حضور زنان عراق در نیروی پلیس از سر گرفته شد،چند وقت قبل دختر کوچکی در برابر تیر ایستاد تا دختران هم سن و سالش بتوانند درس بخوانند، بعد هم جایزه ی نوبل گرفت. چند وقت قبل چند نفر در صورت دختران اصفهان اسید پاشیدند، از زنان پرسیدیم چرا اعتصاب نمی کنید، آنها دغدغه ی دیگری داشتند: نان و هایلایت و سر و گوش نجنباندن همسرانشان. چند روز پیش راننده ی تاکسی زنش را روی کاپوت ماشین گذاشت و رانندگی کرد، از زنان اعتصاب خواستیم ، دغدغه ی مهم تر داشتند ، هایلایت و سر و گوش نجنباندن همسرانشان و از دست ندادن حداقل ها. چند وقت قبل اعلام شد زنان روسپی پایین شهر برای بلوجاب ده هزارتومن می گیرند،از زنان نرخ بالاتر خواستیم، آنها دغدغه ی مهم تری داشتند: یه روز خوب میاد.
چند وقت قبل از زنان پرسیدیم : چرا رای می دهید؟
جواب منطقی ای داشتند: حجاب ازادتر شده، وضعیت می تونه بدتر شه اگر ما چیزی را که داریم از دست بدیم، یه روز خوب میاد، یه روز خوب میاد.
بعد زنان تونس بیرون ریختند و اعتصاب کردند، بعدتر زن حقوق دانی از این کشور کمر همت بست تا قانون ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان را تصویب کند، همان وقت در ایران خانم ابتکار پارک بانوان دیگری افتتاح کرد، به زنان گفتیم اعتراضی نیست؟ شانه بالا انداختند که چه بهتر، این تفکیک در راستای حقوق زن و آزادی اوست، اوضاع می توانست بدتر شود.
پرسیدیم : خواسته تان چیست؟
گفتند: ازادی محصوران و بعد ما.
حالا ، در طی هشت سال تغییرات بزرگی در دنیا رخ داده است.....در همین وضع غم بی نانی، صدها زن کشته شده اند، زندان رفته اند ، وگرنه از مردان خاورمیانه که خیری نمی رسد....می رسد؟
اما خب روزی روزگاری کسی داستانی را تعریف می کند: در یک جزیره ی کوچک به نام خاورمیانه، استان های مختلفی بود، زنان بعضی استان ها دغدغه ی بزرگتر داشتند، برایش می جنگیدند، ارزویشان بزرگ بود....اما در استانی دیگر زنانی بودند که ارزوهای بزرگ نداشتند، در خانه ی مادرخوانده شان کتک می خوردند اما عوضش امنیت داشتند، آنها می دانستند یک روز شاهزاده می اید، می اید و انها را نجات می دهد، در بعضی استان ها زنانی کشته می شدند، در بعضی استان ها کسی نمی مرد، همگی خوشحال بودند، آنها می دانستند دنیای بزرگتری هست، اما خب نمی خواستند برای داشتنش پاهایشان خسته شود...نمی خواستند.

#آلما_توکل
پاسخ:
نمیفهمم نویسنده چی میخواد بگه. فقط جملات منفی رو چیده کنار هم. این ها تو مجامع علمی هیچ خریداری نداره. حتی اگر کسی بااوضاع فعلی هم موافق تباشه. این طور حرف زدن بیشتر به بیهوده گویی شبیهه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.