روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

یک پاراگراف مانده به اخر

چهارشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۸ ق.ظ

سر کلاس درس، استاد با طرح دقیق و موشکافانه علائم یک بیماری، از دانشجویان پزشکی خواست برای آن بیمار دارو تجویز کنند.
هرکس چیزی می‌گفت، پنجمین نفر در حال شرح نوع و میزان دارو بود، ناگهان سومین دانشجو- که چند دقیقه قبل نظرش را اعلام کرده بود- با شتاب به استاد گفت:«استاد! ببخشید، ‌اشتباه گفتم! مقدار فلان دارو را ‌اشتباه گفتم، باید نصف آن را تجویز کرد! آن یکی دارو هم اصلا لازم نیست.»
استاد مکثی کرد و گفت:«متاسفم! همان لحظه که داروی مورد نظر شما به بیمارتان تزریق شد، از دنیا رفت! تشخیص و تجویز شما برگشت‌ناپذیر است. شما سر کلاس به آثار و عوارض داروها توجه نداشتید.»


این تمثیل حکایت تلخ و در عین حال درستی است از آنچه در پرونده هسته‌ای ایران گذشت و مصداق بارزی از آزمون و خطا کردن در عرصه مهم و بازگشت‌ناپذیر دیپلماسی هسته‌ای.
سرنوشت یک ملت، کلاس درس نیست و نمی‌توان با حدس و گمان و خوش‌بینی مفرط به دشمنان قسم خورده ملت، آن را به بازی گرفت، اما بی‌تعارف، این اتفاق تلخ افتاد و دو جریان کاملا همسو، ریل‌گذاری و تاثیرگذاری بر افکار عمومی را چنان رقم زدند که گویی بزرگ‌ترین فتح جهان در حال رخ دادن است!
صدای آن هیاهو مغرضانه چنان زیاد بود که اجازه نداد صدای ناصحان و مشفقان به جایی برسد و در میانه هیاهوی آن روزها، گم شد و شنیده نشد! اما تاریخ آن حرف‌ها را تا همیشه گواهی خواهد کرد.
نتیجه از قبل معلوم بود! بیماری که داروی تجویز شده نادرست را دریافت کرده بود، همان لحظه جان داد و حرف‌های بعدی، هیچ تاثیری نداشت.


دانشجوی مثال بالا، بالاخره فهمید که ‌اشتباه کرده و با اقرار به آن، سعی در جبران مافات کرد (هرچند دیرهنگام بود و فایده‌ای نداشت) اما آن دو گروهی که نقش مستقیم در این فرایند تلخ و ذلت‌بار داشتند، اکنون کجا هستند و چه می‌کنند!؟


در یک سو، جریانی در دولت قرار داشت که تمام قد پای مذاکرات و «توافق به هر قیمتی» ایستاده بود و اجازه نمی‌داد کمترین خدشه‌ای به آن وارد شود. برای آنها مذاکرات و سپس برجام متن مقدسی بود که هرگونه خدشه و حتی تحلیل درباره آن، توهین به مقدسات بود و مستحق هر ناسزا و ناروایی! هرروز بیش از روز قبل در مدح و منقبت آن خسارت محض، شعرها می‌سرودند و عالم و آدم را به تماشای آن آفتاب تابان دعوت می‌کردند!


در سوی دیگر، رسانه‌هایی بودند که آشکار و پنهان، دستشان در جیب دولت – یعنی در کیسه بیت‌المال- بود و رسما و علنا، آگهی‌نویس گروه اول بودند. جرم آنها کم از گروه نخست نبود. آنها با بزک و دروغ، عفریت تحریم و تحمیل را به جای فرشته نجات و رحمت به مردم معرفی کردند و کاری به سر کشور آوردند که آمریکایی‌ها حتی در خواب هم نمی‌دیدند!
آن روزها را یادمان نرفته و هرگز فراموش نمی‌کنیم که رئیس‌جمهور می‌گفت: همه تحریم‌های هسته‌ای و مالی و بانکی و... در همان روز نخست اجرای برجام یکجا و یک‌مرتبه لغو می‌شود! اما نه تنها تحریم‌ها لغو نشد، که هر روز بیشتر و بیشتر هم شد! دستاورد برجام از زبان رئیس‌ بانک مرکزی با صدای بلند «تقریبا هیچ» اعلام شد و پس از آن، دهها بار فعالان اقتصادی و سیاسی اعلام کردند که هیچ گشایشی در امور – به ویژه امور بانکی- ایجاد نشده و هرگز خبری از آن هزار ال سی گشوده شده در روز تعطیل – که رئیس‌جمهور خبرش را داده بود- نشد که نشد!


وزیر خارجه و عباس عراقچی هردو در برنامه‌هایی جداگانه در سیمای جمهوری اسلامی در پاسخ به احتمال عهدشکنی آمریکا، صراحتا می‌گفتند؛ مگر ممکن است آمریکا این کار را بکند!؟ این کار به پرستیژ و حیثیت جهانی آمریکا لطمه خواهد زد و به همین خاطر، آنها هرگز چنین نخواهند کرد! اما آمریکا هم در زمان اوباما و هم در زمان ترامپ، بارها و بارها نقض‌عهد کرد و هیچ هم به پرستیژ جهانی‌اش لطمه‌ای وارد نشد! اساسا آنها به این حرف‌ها اعتقادی ندارند و منافع شیطانی خود را بر هرچیز مقدم می‌دانند. موضوعاتی مثل پرستیژ و حیثیت، حقیقتا فکاهه‌هایی بود که مصرف داخلی و مخدرگونه داشت و چه‌بسا که آمریکایی‌ها در خلوت خود به این واژه‌ها می‌خندیدند!
رئیس‌جمهور با صدای بلند می‌گفت در عرصه دیپلماسی، خوش‌بینی و بدبینی معنا ندارد! اما خیلی زود معلوم شد که همه آن بدبینی‌ها درست بود و آمریکا همان بود که منتقدان دلسوز می‌گفتند و آنها نمی‌شنیدند!


می‌گفت در برجام به همه آنچه که می‌خواستیم رسیدیم و مدتی بعد جان کری اعلام کرد ایرانی‌ها همه تعهداتشان را پیشاپیش و یکجا انجام دادند!و معلوم شد که این آمریکایی‌ها بودند که به همه آنچه می‌خواستند رسیدند نه ما!


یادمان نمی‌رود که در سطح شهر تهران، تصاویری با عنوان «شمر زمانه‌ات را بشناس» به بازخوانی جنایات و بدعهدی‌های شیطان بزرگ پرداخته بود و حامیان سینه چاک آمریکا، چه هیاهو و جنجالی به پا کردند که این کارها خلاف دیپلماسی است و حالا دیگر این آمریکا آن آمریکا نیست و...!
صدا و سیما هم در این مسیر، بالش نرم به زیر سر مردم گذاشت و با دادن تریبون‌های یکطرفه، همه چیز را عادی و روی ریل موفقیت نمایش داد و در هنگامه مهم حادثه، چشم و گوش مردم را بست.
 بار دیگر باید پرسید حالا آنها کجا هستند و چه می‌کنند!؟ حالا در روزنامه‌های زنجیره‌ای خبری از آن تیترهای دروغین نیست! بهشت برجام در میان بهت و ناباوری آنها که آن سراب را باور کرده بودند، دود شد و مذاکرات روی کریه و پلیدش را نشان داد. آمریکایی‌ها جواب خوش‌خیالی‌های تیم اول و خوش‌رقصی‌های تیم دوم را با «مادر تحریم ها» دادند و نشان دادند حرف روز اول درست بود که «آمریکا قابل اعتماد نیست».


این تجربه تلخ، حالا برخی‌ها را انقلابی و سوپر انقلابی کرده است! آنها سخنرانی می‌کنند و آمریکایی‌ها را عهدشکن می‌دانند، تهدیدشان می‌کنند و رجز می‌خوانند که اگر چنین شود، چنان می‌کنیم و...! 
همزمان هم برخی زنجیره‌ای‌ها، که خوب راه کار را یاد گرفته‌اند، همچنان به دمیدن باد در آستین برخی دیگر مشغولند و درباره قدرت «پیش‌بینی» فلان دیپلمات از رفتارهای آتی آمریکا داد سخن سر می‌دهند و قصه‌ها می‌بافند!


آنها به روی خودشان نمی‌آورند – یا شاید هم حواسشان نیست- که تکرار حرف منتقدان با تاخیر فازی حداقل سه‌ساله، نه تنها پیش‌بینی و تیزهوشی نیست، که کند ذهنی و کوتاهی است و چیزی نیست که بتوان آن را به رخ کشید.
اما اگر همین افراد به آنچه می‌گویند ایمان دارند و برای مصرف داخلی نمی‌گویند، چرا همین حالا به جای انقلابی‌نمایی و به جای نعل وارونه زدن،خیلی واضح و صریح به مردم نمی‌گویند آنچه را باید بگویند!؟ و چرا مقابل زیاده‌خواهی‌های بی‌پایان آمریکا، هیچ اقدامی به جز حرف زدن نمی‌کنند!؟


اینکه حالا آمریکا را تهدید کنند، چه فایده‌ای دارد!؟ باید دو سال قبل که آمریکایی اولین لگد پرانی‌ها را شروع کردند، هشدار و تهدید مناسبی صورت می‌گرفت و امروز به طور عملی اقدام می‌شد نه اینکه تازه حالا - که مادر تحریم‌ها تا چند روز دیگر از راه می‌رسد- ژست هوشمندی و انقلابی‌گری گرفته شود و البته بازهم هیچ اقدام عملی در کار نباشد!
راز این رفتار تنها و تنها یک چیز است. واقعیت این است، همین تجربه هم که تنها برای برخی به دست آمده است! تجربه‌ای بسیار گران و جبران‌ناپذیر. تجربه‌ای به قیمت مخدوش شدن عزت ملی، به قیمت تعهداتی که آمریکایی‌ها معتقدند بی‌پایان و تمام‌نشدنی است، به قیمت هسته‌ای و خلاصه به بهایی گزاف که می‌شد با حرف شنوی و اندکی درایت، آزموده را دوباره نیازمود.اما همین تجربه را هم تنها برخی قبول دارند و بقیه هنوز هم معتقدند باید برجام را حفظ کرد! هنوز معتقدند آمریکا تا کنون نقض‌عهد نکرده و تحریم‌های مکرر و جدید تصویب نکرده است! بخاطر همین، نیازی نمی‌بینند که واکنشی عملی نشان دهند و همین مقدار حرف زدن را کافی می‌دانند! 


نه کمیسیون نظارت بر برجام، نه مجلس، نه دولت و نه هیچ‌یک از دستگاه‌های مسئول، در این فقره مهم و تاریخی به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل نکرده‌اند و با کوتاهی و کم‌کاری خودشان باعث شدند که همه تعهدات ایران یکطرفه انجام شود و در مقابل، آمریکا هر روز گامی در تحریم‌ها به پیش بردارد. اگر از همان روز نخست بدون مماشات و اغماض، به دستور رهبرانقلاب عمل می‌شد و در مقابل اقدامات خصمانه آمریکا، واکنش مناسب نشان داده می‌شد، امروز روزشمار مادر تحریم‌ها سررسید قریب‌الوقوع آن را نشان نمی‌داد. غفلت از آن اقدام به موقع، فرجامی اینچنین دارد و حرف‌های بعدی هم چاره کار نیست.


آن کوتاهی‌های جبران‌ناپذیر و بی‌پاسخ در پیشگاه خدا و خلق خدا، هزینه‌ای تاریخی را به مردم تحمیل کرد. مردم هزینه کلاس کارآموزی دیپلماسی را دادند تا عده‌ای بعداز 4 سال مشق دیپلماسی، بعد از مدال افتخار، بعد از آن همه هیاهو و جنجال بفهمند که آفتاب تابانی در کار نیست و نمی‌توان به آمریکا اعتماد کرد! چیزی که منتقدان از روز اول گفتند!

حسین شمسیان

http://kayhan.ir/fa/news/115541

  • *حاج آقا*

نظرات  (۱۱)

  • گل همیشه بهار.
  • هععععععععععععععععععععععی روزگار...
    پاسخ:
    چی شده ؟
    من تنها چیزی که نمی فهمم اینه که اگر شما همه دلسوز مردم هستین، چرا مردم انقدر ازتون فرارین؟!!
    آدم بیشتر حس تنفر شدید و از اون بدتر نفرت پراکنی رو از نوشته هاتون برداشت می کنه، تا دلسوزی.
    پاسخ:
    مردم فراری هستند ؟  اولا مردم فراری نیستند. امام خمینی و رهبر انقلاب و ایت الله بهجت ها رو ببینید. اگر مردم فراری بودند اصلا چرا یه روحانی الان رییس جمهور هست در حالی در این دور و دور قبل رقبای  غیر روحانی کم نداشت؟  وانگهی فرار کردن و نکردن مردم ملاک نیست. حضرت لوط و نوح علیهما اسلام دو نمونه از انها یی هستند که مردم از انها فراری بودند.
    الحق که شما روحانی ها اکثرتون شترمرغین. بهتون بگن بار ببر می گین مرغیم، بگن تخم بذار، میگین شتریم. مردم به روحانی رای دادن، همه رو نفهم و بی فکر و غیرانقلابی و ال و بل معرفی کردین که به روحانی رای دادن. ولی حالا باز از همون مردم دفاع می کنین که به روحانی رای دادن!!
    حاجی تکلیفتو با خودت معلوم کن.
    از یه طرف معتقدی روحانی یه روحانی نمائه و فقط لباسش روحانیته، از اون طرف دفاع می کنی که مردم به یه روحانی رای دادن.
    الانم اگه مردمو آزاد بذارین، خودتون می دونین که دیگه مردم به جمهوری اسلامی آری نمی گن. اگر هم بگن، قطعا از اون رای 98 درصدی دیگه خبری نیست. کسی که خودشو به خواب زده نمیشه بیدارش کرد. کاش خودتون به فکر بیدار شدن باشین.
    پاسخ:
    اکثر روحانی ها شترمرغن ؟ ؟‌؟
    هر کی به روحانی رای داده غیر انقلابیه ؟ عجب !!! اونوقت کی اینو گفته ؟
    .......
    بله روحانی به نظر من یه روحانی واقعی نیست اما وقتی مردم به همین اقایی که روحانی واقعی نیست هم اعتماد میکنن و ازش فراری نیستن دیگه حساب کن اگه روحانی واقعی بود براش چکار میکردن ؟ این که گفتید تازه به نفع من شد نه به ضرر من.
    مردم به این روحانى قلابى راى دادن که به رییسى که واقعا روحانیه راى ندن
    درد ناچارى میدونى چیه؟؟
    پاسخ:
    ربطی به بحث نداره. بحث ما سر این بود که ایا مردم از طلبه ها فراری هستند ؟ خب خود شما میبینید که نیستند. این که حالا روحانی یا رییسی کدامیک روحانی واقعی هستند یا نیستند مهم نیست. مهم اینه که بالاخره میبینید که به یه روحانی رای دادند. ولو روحانی غیر واقعی. اما به هر حال به روحانی رای دادند.
    سلام حاج آقا...
    یه مشورت میخواستم ازتون.
    یکی از آشنایان قصد دارن منو معرفی کنن به دوست طلبه شون که بیان واسه خواستگاری.
    من خودم یه مقدار دو دلم واسه اینکه زن طلبه بشم یا نه.از لحاظ اخلاقی مشکلی ندارم و میتونم کنار یه طلبه باشم.و اینکه همسرم هم واقعا مذهبی باشه خیلی دوست دارم(البته تو هر قشری همه جوره هست)
    ولی نمی دونم اینکه بخوای همسر یه طلبه باشی باید چه ویژگی هایی داشته باشی..ویژگی جهادی و کم توقعی و قناعت و اینا رو میدونم خیلی هم میدونم چون زندگی طلبه ها رو دیدم..ولی نمی دونم اینکه الان دو دلم چی کار کنم.
    از اون آقای طلبه و اخلاقش هم مطمئن هستن که خوبن.
    ولی من چه کار کنم؟
    اصلا نمی دونم که بهشون بگم بیان یا نه؟!
    پاسخ:
    سلام . تا وقتی دو دل هستید تصمیمی نگیرید. در این راه باید با دل قرص و محکم وارد شد.
    من نفهیدم شما که می گفتین برجام منافع آمریکا را تامین کرده و جیزه!!! چطور حالا که آمریکا میگه برخلاف منافع ملیش هم هست و می خواد زیرش بزنه باز همون حرفو می زنید. شما واقعا نمی فهمید همه دنیا علیه ایران بودن و حالا آمریکا علیه ایران هست و این دو موضوع فرق داره؟ اون زمان هرچی آمریکا گفت بقیه هم گوش کردن حتی چین!! ولی همه حالا دارن از ایران حمایت می کنن. البته مشکل اینه که تو تعریف شما چیزی به اسم منافع ملی وجود نداره. اول منافع شخص، بعد منافع حزبی حالا اگه بموازات منافع ملی بود اونم خوبه
    پاسخ:
    شما دیگه اینجا یه سر به صحبت های خود ظریف و روحانی بزنید جوابتون رو میبینید. دیگه چه نیازی به جواب من. وانگهی که امریکا در برجام به قول اقایان معامله معروف برد برد کرد. پس حتما منافعی گیرش امد. اما الان هم دنبال منافع بیشتر هست و به قول بنده خدایی تله سه جانبه اژانس امریکا اروپا رو برای ما طراحی کرده.
    حاج آقا یه چیزی که من نمی فهمم اینه که اگه یه نفر صد بار بیاد به به و چه چه کنه و ازتون تعریف کنه، هر صدتا پیامش منتشر میشه.
    ولی اگه یکی بیاد دو بار جواب شما رو - اونم نه با لحن بد و این حرفا، بلکه به صورت معمولی - بده، دیگه کامنتاش تایید نمیشه. دقیقا چرا؟
    الان شما که از دولت انتظار روحیه ی انتقادپذیری دارین، خودتون دارینش؟! فکر نمی کنین آدم باید تو چیزی امر به معروف کنه که خودش اون اشکالو نداشته باشه؟ یا تو دین شما این جمله ی آخر متفاوته؟!
    پاسخ:
    بعضی چیزها از نظر شما نقد بدون توهین هست اما من وقتی میخونم کاملا نوشته ای سست هست که یا باید با جوابش تایید بشه یا کلا تایید نشه و چون خیلی وقتها وقت جواب نوشتن ندارم کلا ترجیح میدم خودم تنهایی بخونم. به هر حال مخاطب اصلی اون نظر خودم هستم که بالاخره اونو خوندم.
    وانگهی قیاس تایید نظرات اینجا و کار دولت قیاس مع الفارق هست. دولت اگر جلوی صدای منتقد رو میگیره در حقیقت داره ازادی ها رو محدود میکنه و حقوق شهروندی رو تضییع میکنه اما اینجا وبلاگ شخصی خودم هست و اختیارش با خودم هست که بخوام یا نخوام تایید کنم. باز هم بابت نظراتتون تشکر. اما این حق رو به من بدین که در وبلاگ خودم صاحب اختیار باشم.
    دولت کاملا با شما قابل قیاسه برادر. به هر حال یه روحانی هست مثل شما و اتفاقا خوب این درروهای آخوندی رو یاد گرفته، درست مثل شما!
    هر وقت می بینه جواب دادن به ضررشه، اصلا جواب نمیده، اصلا انگار می کنه که کسی سوالی نپرسیده و نقدی نکرده! بعد هم ادعا می کنه ما می شنویم حرف مردم رو، می دونیم مشکلات رو، آگاهیم از مشکلات و داریم سعیمون رو می کنیم و ال و بل. درست مثل همین استدلال شما که میگین خب مخاطبش منم و خوندم. خوندن کافی نیست حاج آقا. آدم انتقادی بهش میشه، یا باید جواب بده و بگه پذیرفتم، من این اشکالو دارم، یا باید جواب بده و استدلال کنه و بگه نه من این طوری نیستم!
    اینکه انکار کنه که کسی نقدش می کنه کلا پاک کردن صورت مسئله است.
    چرا کامنتای به به و چه چهی رو همه رو تایید می کنین پس؟ مگه مخاطب اونا کسی غیر از شماست؟!! چرا اونا رو فقط خودتون نمی خونین و لازم می دونین حتما تایید کنین که همه ببینن شما چقدر خوبین و همه میان ازتون تشکر می کنن؟!!
    پاسخ:
    اگر کسی روزانه تلفنی و با نامه 20 تا نقد به شما بنویسه و شما هم فرضا حال شنیدن و یا وقت جواب دادن نداشته باشی به خودت حق میدی که چند تا از این تلفن ها رو هم جواب ندی ؟
    اگه من باشم، ترجیح میدم اونا رو ثبت کنم تا کامنت های به به و چه چه رو! چون می دونم که اون کامنتای به به و چه چه دقیقا مخاطبش منم و اول وبلاگم هم می زنم دوستایی که لطف دارن و تشکر می کنن، کامنتاشونو می خونم، اما تایید نمی کنم، چون مخاطب اونا صرفا من هستم و من هم ممنون از لطف دوستان هستم.
    اما خب شما ظاهرا دوست دارین همه ببینن که چقدررر از شما تشکر میشه و در مقابل علاقه ای ندارین کسی ببینه که به قول خودتون مثلا روزی 20 نفر ازتون انتقاد می کنن.

    به عبارتی از بین 20 تا انتقاد دو تاش رو میذارین دیده بشه و از بین 2 تا تشکر هم دوتاش!! البته خب اینم نوع خاصی از عدالته شاید.

    اینکه شما فرمودین 20 تا نقد هم برای شما می نویسن، والا ما همچین چیزی نمی بینین حاج آقا! ظاهرا شما از 20 تا نقد، 18 تاشو کلا نمی نویسی (برخلاف اونایی که ازتون تشکر می کنن که خیلی هم تو متن ها می نویسین فلان کس اومد و خیلی تشکر کرد و ال و بل!) و تایید نمی کنین کامنتاشونو، 2 تاشو اونم به خاطر غرغرهای منتقدینتون که چرا تایید نمیشه، زحمت می کشین و میذارین بقیه هم ببینن.

    البته فکر می کنم دیگه نباید باهاتون بحث کنم. من اومدم سر انتقاد"پذیری" با کسی صحبت می کنم که "حال" انتقاد"شنویی" نداره!! واقعا چه توقع از این شخصیت؟

    واقعا گاهی فکر می کنم مثلا کسی میرف به حضرت علی می گفت من میخوام از شما انتقاد کنم. حضرت می فرمودن من "حال انتقاد شنیدن ندارم". هرچی فکر می کنم این دیالوگ محاله. ولی برای هم لباس هاشون متاسفانه کاملا امر محتملیه که البته در این مورد حتمیه و اتفاق هم میفته.

    خدا به پیامبر و حضرت علی و امام زمان و سایر ائمه صبر بده که مدعیان دینشون این افرادن.
    پاسخ:
    کم دقتی میفرمایید.
    عرض بنده این نیست که کامنت انتقادی منتشر بشه یا نه . بنده عرض کردم بعضی کامنت ها هستند که بدون جواب امکان انتشارش نیست. و من هم فرصت نمیکنم به همه اونها جواب بدم. بعضی ها رو هم قبلا مشابهش مطرح شده و جواب دادم .
    شما ه مبهتره بجای  بر چسب بزدن های هوایی یه مقدار متقن تر و متین تر بنویسید.

    سلام حاج آقا
    گفتین توی مسیر ازدواج با طلبه باید مطمئن بود.
    من طلبه ها رو خیلی دوست دارم دلمم میخواد همسر یه طلبه باشم ..فقط نمی دونم چه جوری این دو دلی م رو بر طرف کنم.
    پاسخ:
    سلام. باید با یه مشاور حضوری صحبت کنید. به مشاور یکی از مدارس علمیه مراجعه کنید
    آدم باید انصاف داشته باشه، اگه ترامپ موافق برجام بود شما همین رفتار حالا را داشتید، گاهی تحلیل های مخالف نظر خودتان را هم بخوانید. همه کشورها برطبق منافع ملی شان حرکت می کنند البته ایران تا حدی استثناست
    پاسخ:
    از کجا میدونید که نخوندیم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.