روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

دل عاشقم به تاب و تب افتاده

سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۴۶ ب.ظ

واقعا دلنشین بود . کاش ادامه داشت.

ببینید +++

دل عاشقم به تاب و تب افتاده

  • *حاج آقا*

نظرات  (۳)

من تو ذهنم شما رو خیلى شبیه این اقا تصور کرده بودم
شبیه هستین?
پاسخ:
نه/ اما مثل این اقا این شعر رو زمزمه میکنم. اما اصلا شبیه اون نیستم.
بله زیبا بود. ممنون.
یادش بخیر
حاجی
اگه مسافر کربلا یی خیلی التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.