روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

صندلی داغ 3 . خانم سیما همسر دوم

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۵۵ ق.ظ

تشکر فراوان از خانم بزرگواری که افتخار دادن از تجربیات خوب زندگیشون بهره مند بشیم. :

سیما هستم ٢٨ ساله_ فوق لیسانس کشاورزى _چادرى نیستم ولى حجابم رو سعى کردم رعایت کنم
همسر دوم یه اقاى ٤٠ ساله هستم سه ساله عروسى کردیم و یه بچه یه ساله داریم
یه سال هم عقد بودیم قبل عروسى
همسرم قبل من با دخترعموى خودش ازدواج کرده بود و خانواده ازش خواسته بودن اینکار رو بکنه چون پدر و مادر این خانم فوت کرده بودن
علاقه اى به هم نداشتن به وجود هم نیومده نزدیک ٨ ساله با اون خانم ازدواج کرده
خانواده ى هیچکدوممون راضى نبودن فقط مادر داماد از اول راضى بود
ولى ایشون منو قانع کرد و من ازش خوشم اومد بعد که من راضى شدم خانواده ى خودم هم راضى شدن
راضى و خوشحال هم هستم در زندگى _ همسر اول هم راضى تر هست که شوهر زیاد سراغش نره ایشون از همه براى ازدواج همسرش راضى تر بود
هر سوالى دوستان داشتن هم میام همینجا جواب میدم که حاج اقا تایید کنن

............

لطفا در صورت داشتن سوالات متعدد شماره بزنید تا جوابتون در لابلای سوالات گم نشه.

  • *حاج آقا*

نظرات  (۴۳)

سوال 1
اهل کجا هستید ؟ تو منطقه شما همچین چیزی مرسوم بوده ؟
2 . با همسر اول چقدر در ارتباطی ؟ با هم تو یه خونه هستید ؟
3 . تا حالا شده با همسر اول و وهر سه تایی برین سفر و تقریح ؟ یا سر یه سفره بشینین ؟
4 . انتظارات شما از یک ازدواج موفق براورده شده ؟
5 . چند روز یبار به همسر اول سر میزنه ؟ خانه هاتون به هم نزدیکه ؟
6 . چه حسی نسبت به همسر اول دارید ؟ واقعا بهش حسودی یا مثل یه خواهریا یه دوست بهش نگاه میکنی ؟ برا هم میزنید یا از هم حمایت میکنید ؟
7 . خیلی دوست دارم بدونم شوهرتون از لحاظ قد و قواره و چهره چطوریه . وضع مالیش هم حتما خوب هست .
در پاسخ به ناشناس:
١-من اهل شهر کوچک و سنتى نیستم این قضیه اینجا همونقدر مرسومه که جاهاى دیگه ى ایران مرسومه - ٥ یا ٤ روز به منزل من میاد همیشه در ارتباطیم مثل همه زن و شوهرا
سه تایى نه ولى با جمع فامیل شده بریم هر دوى ما هم باشیم
من معیار و انتظاراتم براورده شده احساس رضایت دارم براى همین هست که تو زندگى موندم خانواده م هم چیزى نمیگن چون میبینن من خوشحالم کم و کسرى هم ندارم
هیچ حسى ندارم نه دوستش نه ازش بدم میاد ادم گرمى نیست که بخواد با ادم جوش بخوره
شوهرم مرد چهارشانه و قدبلند و خوش قیافه اى هست خانه هاى من و همسر اول نه دوره نه خیلى نزدیک با ماشین ٢٠ دقیقه اى فاصله داره

در پاسخ به ناشناس:
١-من اهل شهر کوچک و سنتى نیستم این قضیه اینجا همونقدر مرسومه که جاهاى دیگه ى ایران مرسومه - ٥ یا ٤ روز به منزل من میاد همیشه در ارتباطیم مثل همه زن و شوهرا
سه تایى نه ولى با جمع فامیل شده بریم هر دوى ما هم باشیم
من معیار و انتظاراتم براورده شده احساس رضایت دارم براى همین هست که تو زندگى موندم خانواده م هم چیزى نمیگن چون میبینن من خوشحالم کم و کسرى هم ندارم
هیچ حسى ندارم نه دوستش نه ازش بدم میاد ادم گرمى نیست که بخواد با ادم جوش بخوره
شوهرم مرد چهارشانه و قدبلند و خوش قیافه اى هست خانه هاى من و همسر اول نه دوره نه خیلى نزدیک با ماشین ٢٠ دقیقه اى فاصله داره
مثلا وقتی میخاد بره پیش اون همسر قبلش به شما میگه ؟ از اون همسر بچه داره؟ حدس میکنم خیلی احساس خوشبختی دارید
وقتی با هم میرین مهمونی دیگران چه عکس العملی دارند؟
کم دیدم خانمی از ازدواج دوم راضی باشه. شما یه مورد خاص هستید. ادم حاضره زن دوم خوشحال و راضی باشه تت زن اول و تک اما دایما دچار دعوا.
من سوال زیاد دارم اما وقتم کمه. فعلا سوالم اینه که اون مرد به اندازه گافی بهت محبت میکنه؟ شما قبل از ازدواج با این اقا ازدواج کرده بودید؟
بله معلومه چه روزهایى اونجا میره چه روزهایى با منه
اوایل اطرافیان خیلى نگاه میکردن و ورانداز میکردن ولى بعد دیدن عادیه رفتارمون براشون عادى شد
ما نه دعوا و بحث داریم نه مشکلى
شرایط رو هم که از اول میدونستم شوهرم هم بهم علاقه نشون میده و دوستم داره واسه همین احساس رضایتمندى دارم
اون خانم هم یه بچه داره
پاسخ سهى
من دوشیزه بودم ازدواج کردم با ایشون
به ناشناس جواب دادم بله
اگه بخاد یبار دیگه ازدواج کنه نظرتون چیه؟ عروسیتون همراه جشن بود؟
بار اول چطور اشنا شدید؟ چند ساله بودید؟ جز ایشون خاستگار دیگه نداشتید؟سوالم جسارت نباشه خدمتتون
پاسخ ب.خ
بعید میدونم بخواد دوباره ازدواج کنه دوباره ازدواج کرد چون براى خودش و همسر اول اینطورى زندگى راحت تره
ایشون مرد گرمى هست ولى همسر اول حاضر به تمکین کامل نبود
و سر این مسایل و اینکه محبت نمیکرد و یا باهاش هم صحبت نمیشد که بشینن با هم گپ و گفت کنن و همسر اول هم ناراضى بود ولى الان ارامش هست وقتى به منزل اون خانم میره اون هم خوشحاله ولى اگه زندگى ما هم به جایى برسه که راه حل این باشه مشکلى ندارم
بعله ما جشن عروسى گرفتیم یه سال هم عقد و نامزد بودیم عشق و حال دوره ى عقد هم داشتیم
ایشون منو توى محل کارم دیدن ٢٣-٢٤ سالم بود نمیخوام از خودم تعریف کنم ولى من زن زیبایى هستم به گفته دیگران تحصیلکرده هستم مشکلى نداشتم خواستگار هم داشتم ولى معیارهاى من رو ایشون داشت
دلم میخواست شوهرم خوش قیافه باشه و خوش تیپ دوست داشتم حداقل ده سال ازم بزرگتر باشه
چون حس میکردم دختر گرمى هستم دلم میخواست شوهرم گرم باشه همیشه بهم اشتیاق داشته باشه بتونیم با هم حرف بزنیم و دوست باشیم
مسائل مالى هم برام مهم بود نمیخواستم ٦٣ تا حساب بانکى داشته باشه ولى دوس نداشتم واسه حداقل ها لنگ بزنه
تا حالا شده منزل مادر و اقوام خانم اول برین
عکس العملشون چی بوده
به ناشناس
خب با هم دخترعمو پسر عمو هستن واسه همین همه با هم فامیلن
پدر مادر خانم اول فوت کردن
اینا خیلى با هم مشکل داشتن ازدواج سنتى بوده بعد هم سعى نشده که با هم خوب باشن خیلى مشاجره داشتن و همسر اول حودش راضیه که من با همسرش هستم و از طلاق که بهتره
فامیل هم میبینن همسرم راضیه اون خانم راضیه
در ضمن با اینکه برخورد بدى ندارن ولى به اونا هم ربطى نداره شما که نمیتونى همه رو راضی کنى
شوهر من مرد جوونیه که باید از لحاظ جنسى و روحى راضى بشه که الان هست ولى قبلا نبوده حالا به خاطر فامیل باید خودش رو تو مضیقه میذاشت؟
  • مامان طهورا
  • مورد شما به نظرم خیلی عادیه و اصلا اونقدر خاص نیست که بخواد موضوع یک صندلی داغ قرار بگیره
    شما با رضایت کامل و کاملا آشکار و بدون مخفی کاری به صورت خیلی محترم و تر و تمییز و با رعایت شئونات و با رضایت خانواده و از همه مهم تر با رضایت خانم اول وارد زندگی همسرتون شدید....
    این که خیلی خوبه و باعث نجات زندگی اول هم شده

    براتون آرزوی موفقیت و خوشبختی میکنم

    شاید تنها نقطه خاص داستان شما رضایت پدر و مادرتون برای همسر دوم شدن شما بوده که اونم حتما تحقیق کردن در مورد همسرتون و فهمیدن که ایشون راست میگن در مورد زندگی اول شون
    تعجبم که چرا همسر اول جدا نشده و تحمل کرده
    بچه اون خانم که هر ۵ روز یبار باباشو میبینه .... وای بچه چکار میکنه.
    به فندق
    ٤ تا ٥ روز پشت سر هم پیش من نیستن از هفته اینقدر پیش من هستن
    که این بیشتر شامل شبها میشه چون روزها هر دو در یه شهریم و منزلمون نزدیکه میان سرمیزنن و میرن و بچه ها رو هم میبینن
    در ضمن بچه ها الان کوچیک هستن مثلا تو دوره ى عقد من خانم اول حامله شدن
    در پاسخ مهرى
    ایشون خیلى مذهبى هستن و میدونن حق همسر بر زن چیه ولى نمیتونستن شوهر رو راضى کنن و دوست نداشتن تو جامعه اى مثل ایران طلاق بگیرن ازونجا که با هم فامیل هستن طلتق کلا منتفى بوده شوهرم خیلى گرمه و حتى اوایل عروسى من هم اذیت میشدم حتى به روزى پنج بار هم میرسید ولى الان براى هر دوى ما خوبه
    حتى فرداى عروسى عصر به منزل من اومدن و بهم کادو دادن با هم
    براى مامان طهورا
    ممنونم عزیزم
    سلام حاج اقا.زیارت قبول.من از حضورتون سوالی داشتم.
    من وهمسرم هر دو فرهنگی هستیم واز نظر مالی خداروشکر مشکلی نداریم.متاسفانه همسرمن زیاد اهل رفت وآمد جز با خواهر وبرادران خودشون نیستند.در مورد خانواده ی منم اگر سالی دو سه بارهم بخواهم دعوت کنم با کلی احتیاط این کار رو میکنم.بااینکه خرج مهمانی رو از حقوق خودم میدم.و اصلا اهل بریز وبه پاش نیستم.دوماه پیش سفر کربلا بودیم.توی خانواده ما رسمه که حتما بعد از زیارت کربلا مهمانی گرفته بشه.چنان خونی به دل من شد برای دعوت از چهل نفر که همه هم خواهران وبرادرانم وخانوادشون بودند که هنوز از.سفرم پشیمانم...نمیدونم چیکار باید بکنم بااین خصلت.اصلا اهل دادن نذری و...نیستند.من خودم از حقوقم سعی می کنم به نیازمندان بدهم و کمکی باشم...فقط بخاطر صدقه ی جاریه...والبته ایشون درجریان بذل وبخشش های من هم نیستند.نمی دونم تا چه حد کارم درسته....نکنه دارم راه رو اشتباه میرم؟
    ناگفته نماند زندگیمون رو از صفر شروع کردیم.وتو تمام سالها حقوق من پشتوانه ی زندگیمون بود ولی الان یکی دو ساله که رسما نیازی به حقوق من نیست.البته تمام وس انداز وخونه وماشین و....به اسم ایشونه...ولی من هیچ مشکلی با این مورد ندارم.چون اعتقادی به مال دنیا ندارم.ودر شگفتم از همسرم که متاسفانه بخشش ورفت وآمد رو ویژه ی خانواده ی خودشون میدونند.خیلی نگران اینده ی تنها فرزندم هستم که بااین رفت وآمدهای محدود چطور در نبود من وپدرش میخواد با جامعه الفت بگیره...نمیدونم در رفتار با همسرم چه شیوه ای پیش بگیرم.بارها از سر دوستی باهاشون حرف زدم...ولی فایده ای نداره...من در طرح اکرام ایتام دو فرزندهم تحت پوشش دارم.حتی جرات نکردم به همسرم بگم....میترسم از این کتمان ها....میترسم که اینها ثواب نباشه و....توروخدا به من بگید چیکارباید بکنم؟؟؟ممنونم از لطفتون
    پاسخ:
    سلام . شما هر چقدر ز حقوق و دارایی شخصی خودتون خرج کنید هیچ اشکالی نداره  و هیچ کس نمیتونه مانع شما بشه. البته این از جنبه قانون هست . فقط در مساله نذر و عهد یه نگاه به رساله عملیه مرجعتون بندازید. . 
    اما اینکه شوهرتون رفت و امد نمیکنند باید دید علتش چیه. من متوجه نشدم چرا خرج نمیکنند و چرا رفت و امد نمیکنند ؟ ایا کم رو هستند ؟ ایا خسیس هستند ؟ خجالتی هستند ؟ افسردگی دارند ؟ اعتماد به نفس کافی برای مواجه شدن با دیگران ندارند ؟ عیب و ایراد جسمی دارند که دیگران اونو مسخره میکنند ؟ و و و و . به هر حال در اولین قدم باید دید علت چیه. و بعد دنبال درمان بود. من دیدم افرادی که اصلا نمیتونن در جمع باشند. و تو مهمونی ها همش میرن تو حیات و یه گوشه کز میکنند تا همه مهمونا برن. یا حتی میرن تو یه اتاق به بهانه خستگی استراحت میکنند. و درک میکنم که چقدر جیگر ادم خون میشه بخاطر این جور اخلاق ها. 
    خوش بحالت. گمان نمبکنم زن دوم شدن اونقدر ها که میگن سخت باشه. خود ما خانوما سختش میکنیم.
    دقیقا بستگى به خود ادم داره
    ذات مرد رو نمیشه عوض کرد
    به نماز و اخرت و … اعتقاد داریم ولى این قسمت که حق مرد هست رو ازش دریغ میکنیم

    به مجرد
    ببخشید من خواستم کامنت رو براى شما بنویسم اشتباهى اسمتون رو بالا جاى اسم خودم نوشتم
    کامنت قبلى مال منه باز هم شرمنده
    ممنون حاج اقا که جواب سوالم رو دادید.نه ایشون تحصیلات عالیه دارند.وهیچ عیب ونقصی هم در جسم ندارند.اتفاقا اعتماد به نفس بالایی دارندودر واقع میتونم بگم ایشون خودشون رو برتراز دیگران میدونند وشاید دیگران رو هم شان خودشون نمی دونند...خودشون اصلا اعتقادی به خساستشون ندارند.واتفاقا خودشون رو دست ودلباز می دونند.تو تمام این سالها من هزینه های شخصیم از حقوق خودم بوده واصلا نمی پرسن چیزی نیاز داری یا نه.ولی خوردوخوراک خونه رو کم نمی گذارند.من نمیدونم مشکل رو چطور حل کنم که ایشون کمی رفت وآمد کنند ودر خونه باز باشند.بازهم سپاس ازراهنماییتون
    با وجود اینکه همه میدونیم که این اتفاق از نظر شرع کاملا به جاست نمیدونم بخاطر اموزش و جو این سالها و یا فیلم های صداسیما است که همگی از خدا خداتر شدیم وکاملا این اتفاق رو منفور میدونیم و این اتفاق وادمی که این کار رو میکنه ترد میکنیم .در حالیکه در سالهای دور این موضوع تو خیلی از خانواده ها بود وکاملا هم عادی بود
    خانم سیما
    اول اینکه برات ارزوی سعادت و خوشبختی میکنم .
    ومن فکر میکنم دلیل اینکه شما از زندگیت راضی هستی علتش همسرت .چون ایشون کاملا به شما اطمینان داده که با همسرش مشکل داره و ایشون نمیتونه نیازهای شما رو برطرف کنه . اگر غیر این باشه و ایشون عنوان کنه که من هیچ مشکلی با ایشون ندارم فقط بخاطر رفع احساس نیاز بیشتر با شما ازدواج کردم مطمن باش تحملش برات غیر ممکن میشد حتی حس بدی هم از خودت داشتی که باعث شدی اشیونه یکی دیگه رو خراب کنی
    عزیزم عربها هم مسلمون هستن بیشترشون هم چند تا زن دارن
    دقیقا هم من نمیفهمم چرا از نظر بعضیا اشکال داره
    اتفاقا زندگى رو از نظر جنسى جذابتر میکنه چون اونایى که تک همسر هستن بعد یه مدت واسه هم عادى میشن ولى واسه چند همسریها اینطورى نیست
    در ضمن مشکل همسر من با خانم اول هم این بوده و با من براى رفع نیاز بیشتر ازدواج کرده
    از نظر رنگ پوست ظاهر و هیکل ما دو تا با هم فرق داریم و بى تعارف بگم شوهرم خواسته طعم هر دو رو بچشه و چیز بدى هم نیست چون ذاتش اینه اتفاقا من ازینکه شوهرم دو تا زن رو اداره میکنه لذت میبرم احساس میکنم خلق و خوى مردونه ى بیشترى داره همسر اول هم خانم متدین و با ایمانى هست و این حق رو به شوهرش داده بعضى خانمها چون فشار میارن و ناراحتى درست میکنن همسرشون مجبور میشه یواشکى و مخفیانه اینکار رو بکنه
    غیرت داشتن مخصوص مرد هست نه زن. بذاریم مردامون راحت باشن
    پاسخ:
    میشه بپرسم اهل چه شهری هستید ؟ و اینکه وضع مالی شما و همسرتون چطوره ؟
    من اهل یکى از پنج تا شهر بزرگ ایران هستم وضع مالیمون هم خوبه
    شوهرم مهندس عمران هست و ساختمان سازى هم شغل خودش ، پدر و برادراش هست
  • مامان طهورا
  • فقط یک سوال برام حل نشده

    اگر دو سال دیگه همسر شما احساس کنه باید همسر دیگه ای اختیار کنه
    حالا به لحاظ نیاز واقعی یا تنوع طلبی
    عکس العمل شما چه خواهد بود؟
    آیا مثل همسر اول شوهرتون عکس العمل نشون میدید؟
    پاسخ به مامان طهورا
    ببینید من همین الان هم شوهرم یه همسر دیگه داره و درسته که با من براى احساس نیاز به همسر دوم ازدواج کرده ولى با خانم اول هم دو یا سه روز وقت میگذرونه
    شما اگه اسلام رو قبول دارین همه چیز رو با هم باید قبول داشته باشین
    امامان ما چند همسر داشتن مرد خدا هم بودن
    اشکال کار کجاست؟
    بعضى همسر دوم میشن به امید اینکه بتونن زن اول رو از زندگى مرد بیرون کنن
    ولى من اومدم که هم اون خانم باشه هم من .تو سوره ى نسا اومده که زن اگر تمکین از شوهرش نکنه چند مرحله ى نصیحت و قهر و … هست و مرحله ى اخر مرد میتونه همسرش رو فیزیکى تنبیه کنه
    شما رو ایه ى قران که نمیتونى حرف بزنى؟
    اگه شوهرتون دلش بخواد و به خاطر ناراحت نشدن شما همسر اختیار نمیکنه داره از خودگذشتگى میکنه و بر گردن شما دین داره
    من هم با حرف خدا مشکلى ندارم وقتى حکمش اینه حتما حکمتى داره
    ازدواج اول درست و بجا نبوده .ی ازدواج دستوری بودهِ.چه بسا اگر ازدواج درست بود به ازدواج دوم نمیرسید...
    حالا اگر این مشگل جا به جا میشد یعنی مشگل اقا واسه زن بود و مشگل سردی اینا از مرد بود واقعا چه راه حلی داشت ؟
    اینکه میگید حق مرد .این کلمه حق از کجا میاد؟من شنیدم میگن مرد میتونه زن دوم داشته باشه و این با حق داره فرق میکنه .
    قبل از ازدواج باشما از همسر اول اجازه گرفتن ؟
    اگر شما همسر اول بودید باز هم اینطور از دین و دینداری حرف میزدید؟
    من اینو براى دوستانى که اینجا دیدم بسیار مقید به دین اسلام هستن گفتم از نظر دین اسلام این حق مرد هست بعضى دوستان میگن اگه ما بذاریم شوهرمون زن بگیره نمیتونه عدالت رو رعایت کنه اون دیگه گردن خود مرد هست و زیر دین میمونه تا اونجایى که به زن مربوط میشه نباید پا رو حق شوهرش بذاره
    در ضمن خانم اول سرد مزاج نیست همین حالا بعد ٨ سال هفته اى دو سه شب با شوهرمون هست ولى این خاصیت مرده که دوست داره تنوع رو تجربه کنه
    این حق رو از منظر دین اسلام خدا به مرد داده
    من قبلا نوشتم و جواب دادم خانم اول راضیه
    و گفتم چون حکم و حکمت خداست من هم روش حرفى ندارم الان اصلا مهم نیست من اولى هستم یا دومى مهم اینه که ما دو زنیم که همسر یک مردیم مشکلى هم نداریم
    حتى سال اول عروسى طبقه دوم من بودم طبقه اول خونه ى خانم اول بود مشکلى هم نداشتیم
    خانم سیما، شما اول تفسیر اون سوره ی نسا رو هم بخونین تا منظور از تنبیه فیزیکی رو متوجه بشین، بعد بیاین درس تفسیر قرآن بدین به سایرین!!
    درسته، کسی نمی تونه قرآن رو تغییر بده، اما لطفا قرآن رو هر طور که دلتون می خواد تفسیر نکنین.
    پاسخ:
    کمی ارامتر
    خب شما بگین تا من ازتون یاد بگیرم