روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

بعد از یک حال اساسی

پنجشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۳۵ ب.ظ

عجب امام رضایی داریم . ببینید

......

بعد از حال اساسی که به خوانندگان گرامی در پست قبل دادیم و به خیال خودشون داشتند با اسرار ! اشنا میشدند اما این حکایت قضیه ما ادمهاست در اون دنیا که یهو میبینیم تو ترازوی عملمون اتعمال خوب رو میگذارند اما یهو میبینی همه اش پوچ هست. همون عملهایی که روش حساب میکردیم و فکر میکردیم خوبه همه اش باطل از اب در امد.

لطفا به ترجمه این ایات سوره کهف مراجعه بفرمایید

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا (*

الَّذِینَ ضَلَّسَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَهُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا *

  • *حاج آقا*

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.