روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

چند مورد مشواره

شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۳۲ ق.ظ

1 . خانمی زنگ زد که حاج اقا ما تحت پوشش کمیته امداد هستیم. دخترم پوست سر و صورتش زخم میشه. بردم دکتر میگه چیزی نیست و کمی دارو داده. دخترم میگه سرم درد میکنه و همش احساس ناراحتی میکنه. یبار هم بردمش یه دکتر دیگه اون هم 120 تومن دارو نوشته اما فایده نداشته. تو رو خدا اگه دکتر خوب میشناسی معرفی کن. بعد هم میگه اگه سهم سادات داری به من کمک کن.

گفتم سهم سادات ندارم. اما فعلا ببرش دکتر. ویزیت دکتر که خیلی نیست.

گفت چه فایده ؟ وقتی دکتر دارو بده و من پول دارو نداشته باشم؟

گفتم باشه عیب نداره اما تو فعلا برو دکتر بعد یه کاریش میکنیم.

گفت باشه شنبه دیگه میرم. گفتم نه همین امروز برو حتی یه روز هم تاخیر ننداز.

برای اینکه باز بخواد از زیر خرج دارو در بره میگه ببرم یه دکتر سنتی نزدیک خونمون ؟ میگم نه برو همون دکتر متخصص و برا پول دارو هم یه کاری میکنیم.

نتونستم برا پول دارو قول بدم. اما امیدوارش کردم و توکل بر خدا. ان شا الله که برسه. اگر هم نرسید که هیچ.

این یه دختر کلاس ششم خیلی زیبا و متین و از البته از سادات هست. خیلی سفید و زیبا و با جلالت و با ابهت.

.

2 . این مشاوره چون طولانی در پست بعد مینویسم.

.

3 . 6 تا خواهر بودن و یه برادر . بردار خیلی کاری به کار خواهر ها نداشت و خواهر ها هر کدام ازدواج میکند و میرن دنبال زندگیشون. یکی از این خواهر ها یه شوهر معتاد نصیبش میشه و بعد از مدتی مجبور میشه با دو سه تا بچه از شوهرش جدا بشه. حالا دختر ها بزرگ شدن و وقت ازدواجشون هست. دختر براش خواستگار اومده. مادر پول نداره. به من پیامک داد که حاج اقا دستم به دامنت.

پول اینطوری ندارم. اما عاطفه که دارم. وقتی میخوام نماز بخونم همش فکرم میره سراغ اینها و اصلا نمیفهمم تو نماز چی دارم میگم.

  • *حاج آقا*

نظرات  (۲)

سلام.
چرا عنوان رو مشواره؟
پاسخ:
سلام چون زنگ میزنه میگه چکار کنم . ...
  • مامان طهورا
  • مشواره یا مشاوره؟

    مساله این است...
    پاسخ:
    منظورش واضحه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.