روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

ادعا تبدیل به عمل شود

دوشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ب.ظ

چقدر این کشورهای جوانهای خوب داره.

جوانهای پابکار و متدین.

حالا اگر متدین انچنانی نباشند اما گوهر هایی از انسانیت هستند.

همین جوانهایی که میرن برای کارهای جهادی . جوانی که میتونه پای ماهواره باشه یا تو خیابان دخنر بازی کنه یا هزارتا فسق و فجور دیگه. یا نه. اصلا فقط میره باشگاه بدن سازی کمی دنبه هاش قبراق تر بشه. بالاخره این همه یه جا نشستن هم خوب نیست.

خب اینها بجا باشگاه و خیابون گردی میرن اردوی جهادی. هم فال و هم تماشا. هم خدمت به خلق خدا.

اصلا شما نرو اردو جهادی. تو همون محله تون ادم فقیر کم نیستا. اگر میبینی سقف خونه اش چکه میکنه با یکی دو نفر دیگه یه روز براش کار کنید و کمک کنید بدون اینکه بخواد پول کارگر بده بتونه خونه اش رو تعمیر کنه.

من ذوق میکنم وقتی میبینم دکترهای مملکت قید همه چی رو میزنن و میرن تو یه کوره دهات و مشغول خدمت میشن. البته این معنیش این نیست که هر کی تو شهر هست ادم بدی هست. اما خب خوبی اینها اینطوری اشکار میشه. چقدر ذوق کردم وقتی دیدیم اقا دکتر و خانومش رفتن بوشهر. شهر فقر و کمبود. (کلیک)

به ادعا نیست. باید کار کرد.

  • *حاج آقا*

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.