روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

طلبه ی عزیزم دوستت دارم

سه شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۲۲ ق.ظ

دوستانی که یکی دو سال اخیر قم مشرف شدند متوجه شدند که اخیرا زائرانی که قصد ورود به محدوده حرم مطهر دارند رو بازرسی بدنی میکنند. مثل همون کاری که در حرم امام رضا علیه السلام انجام میدهند . این کار برای امنیت خودزائران و تامین خوداونهاست و جز خود ما کسی در این مساله ذی نفع نیست. 

شنبه بود. یک ساعت نسبتا خلوت. داشضتم میرفتم حرم. یه اقایی که تازه از بازرسی رد شده بود وسط خیابان داد میزد " این چه وضعیه ما داریم. ؟ همین طور که راه میرفت رسید به یک طلبه ی جوان تقریبا 25 ساله ی لاغر اندام. با ظاهری خیلی ساده . این اقا تا رسید به این روستایی داد زد ما از دست شما تو مملکت خودمون امنیت نداریم. !! تو مملکت خودمون ما رو بازرسی بدنی میکنند. " اون طلبه همین طور که سرش پایین بود از کنار دست اون اقا گذشت و هیچی نگفت. اون اقا هم که دید کسی مزاحمش نیست همین طور داد و بیداد کرد و راه خودش رو ادامه داد و خدا میدونه چه حرفهایی که نزد. 

شاکی بود که چرا منو بازرسی بدنی کردند. 

طلبه باید اینو هم جواب میداد ؟ 

مگه خود اون طلبه عزیز بازرسی بدنی نمیشه ؟ 

خلاصه اینکه من دلم به حال مظلومیت اون طلبه خیلی سوخت. نفهمیدم چطور حرم رفتم و چطور زیارت کردم. اما دلم به حالش خیلی سوخت. میخواستم بهش بگم عزیزم تو این بی احترامی رو وسط خیابان تحمل کردی. هیچی نگفتی در حالی که میتونستی بزنی تو دهنش. الان بعد از دو سه روز اون صحنه جلو چشمم میاد و خیلی ناراحت میشم. خدا میدونه که امام عصر عج چه دعای خیری برای اون جوان کرد. 

  • *حاج آقا*

نظرات  (۳)

هر چی میکشیم از دست شما طلبه هاست!!!خخخخخ
ولی خدائیش بعضیاتون خیلی مظلومید....خصوصا اونایی که پاشون به میدون هفتاد و دو تن و بعدشم تهران نرسیده باشه و جایی هم استخدام نشن که بعدش خدا میدونه بعضیاشون چقدر رفاه طلب میشنووئلی بعضیاشونو دیدم که با سیلی صورت خودشونو سرخ نگه میدارن اینو دیدم که میگم
طلبه خوب و مردم دار و دنیا گریز اشرفیه تو این دوره زمونه
لطفا طلبه عزیز..هیس!...طلبه ها تو گوش کسی نمیزنن!!! اگر خواستی دلیلشو بدونی یه نگاهی به ساکن خیابان پاستور بنداز...
پاسخ:
اما نسبت مرفهین به غیر انها نسبت 5 به 95 هم نمیشه. 
یه دونه فضله موش هم زیاده تو یه گونی برنج اعلای هاشمی کیلویی چهارده هزارتومن !!
یکیش اگر حواست نباشه و از دستت در بره ممکنه یه مهمونی رو خراب کنه
متاسفانه خیلی چیزا عادی شده که برای ما مردم عادی نیست
اثرش خیلی زیاده خیلی
پاسخ:
بله یه دونه اش هم زیاده. اما باید منصفانه نگاه کرد. بودن یک بد در بین هزاران خیلی خوب غیر طبیعی نیست. همیشه تاریخ هم همین طور بوده . 
در دهر چو من یکی و آن هم کافر....

کاش رئیس جمهور شدن برای روحانی ها ممنوع بود!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.