روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

بایگانی
محبوب ترین مطالب

دوران نامزدی

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۳ ق.ظ

از بچگی خیلی چیزها درباره دوران نامزدی شنیده ایم. آدمی که حواسش پرت هست میگن : مثل ادم نامزد دار هست و واقعا هم روزهای نامزدی روزهای شیرینی هست. دورانی که آدم با کمترین مسئولیت جدید ترین و البته شیرین لذت های عالم رو تجربه میکنه. دو عشق پاک و دو پرنده عاشق و از خود گذشته. فقط کمی شانس میخواد که البته غالب افراد این شانس رو دارن.

من هم مستثنی از این قاعده نبودم که هیچ تازه بهره ی بیشتری هم داشتم. اول از همه بخاطر اینکه تا روز نامزدی نه دستم به زن نامحرمی خورده بود و نه چندان با نامحرم هم کلام شده بودم. به همین خاطر انگار به چیزی رسیده بودم که تا حالا حتی کمترین تجربه لمسی درباره اش نداشتم.

و از اونجا که میخواستم خودم رو در طلبگی ثابت کنم تا فردا فکر نکنن طلبه ها به خانومشون دست نمیزنن یا خسیسن و پول خرج نمیکنن ، سعی میکردم بیشترین تلاشم رو بکنم. اگه لازم بود پول خرج میکردم و ... .

تابستان بود و اوایل نامزدی ما. دیگه قم نبودم. رفته بودم به شهرنامزدم! هفته ای یکی دوبار میرفتم خونه ی بانو. و بعد از مدتی نشستن - به توصیه مادر - میرفتیم بیرون ، اماکن تاریخی و ... . از اونجا که تازه هم معمم شده بودم دقیقا نمیدونستم عکس العمل مردم اونم در شهری غیر قم باروحانی چطوریه. اون موقع فکر میکردم حتما بهمون ممکنه متلک بگن و یا ممکنه بگن حاج اقا هم مثل جووونا دست خانومش رو گرفت هاورده خیابون.... به همین خاطر

و البته بخاطر صرفه جویی در وقت و راحت طلبی معمولا ماشین دربست میکردم یا با اولین تاکسی این طرف اون طرف میرفتیم.

ضمنا من هیچ وقت دست خانومم رو تو خیابون نگرفتم. حتی اگر طلبه هم نبودم این کار رو نمیکردم. 

بعد ها فهمیدم که اینها همش تبلیغات دروغه. چقدر مردم به ما احترام میزاشتن. مخصوصا که بانو هم همراهم بود. حتی گاهی کرایه تاکسی نمیگرفتن ، اون لحظه ها دوست داشتم همه فامیل رو جمع کنم و بگم : ببینید شما بیخود فکر میکنید که طلبه ها محترم نیستند، مردم روحانی و طلبه رو روی سرشون میزارن حتی اگه طلبه اش مثل من بد باشه. !!!!

بانو رو به اماکن تاریخی میبردم و یا موزه ها و بالاخره هر جایی که بهش بگن جای دیدنی.... .

 البته ناگفته نمونه در همان اماکن تاریخی اگر جای خلوتی هم پیدا میشد شیطنت هایی هم میکردیم ، البته این شیطنت ها چندان کم هم نبود و گاه به جاهاییی غیر از اماکن تاریخی هم کشیده میشد که انشاالله وقتی متاهل شدید خودتون بهتر متوجه خواهید شد.( دیگه توقع ندارین که توضیح بدم ؟)

الان که فکرش میکنم از خودم میپرسم : حاجی اون روزها اصلا حواست بود یه وقت دوربین مدار بسته ای چیزی اون دور وبر ها نباشه ؟ ...

بهر حال حتی تو تاکسی نشستن ، اونم کنار همسر آینده و یا با اون راه رفتن تو خیابون  و یا گشت و گذار هر کدوم از اینها تجربه های شیرین و نابی بود که برای اولین بار د ردوران نامزدی نصیب آدم میشه.

فقط باید مواظب بود که خدای نکرده شیطنت ها به بازی های خطر ناک ختم نشه.

............

پ ن : همچین مساله ای برای اونایی که متاهل هستن حرف خاصی حساب نمیشه اما مجرد ها : من این پست رو به امید جنبه ی بالای شما نوشتم. ... .

پیروز و خوش بخت باشید.

نظرات  (۳)

  • آقای سر به هوا ...
  • چقدر من عشق میکنم وقتی نوشته های طلبه هارو میخونم ..
    بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم.
    این جمله رو خیلی دوست داشتم .
    موفق باشی حاج آقا
    پاسخ:
    متشکرم

    من و همسرم با اینکه هیچکدوم طلبه نیستیم و کلا تو دانشگاه آشنا شدیم ولی بخاطر مذهبی بودن همیشه چنین حرفایی از و یا حس هایی از بقیه داشتیم
    مثلا کافی شاپ رفتن برای آقایی با محاسن و خانم چادری عجیب بود البته الان چهارسال میگذره خداروشکر از زندگیمون
    معتدقدم کسانی که تجربه های این چنینی را با همسرشون به دست میارن لذت بخش تره و مهمتر اینکه حس گناه نیست
    امیدوارم خوشبخت شین
    چه حس نابی
    پاسخ:
    کدوم دوست ؟ 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.