روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

روحیات مردان

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۰۰ ق.ظ

هر مردی وقتی زنی رو میبینه فکر میکنه که اون زن یه دختر کوچولو هست که اون مرد وظیفه داره از اون زن حمایت و مراقبت کنه.

در حالت طبیعی این روحیه مردها هست. ولو که زن سن و سالش از مرد بیشتر باشه.

اینو وقتی میشه فهمید که وقتی یه زن تو خیابان دچار مشکلی میشه مثلا با کردی دعواش میشه مردها ابتدا به ساکن طرف زن رو میگیرن و از اون دفاع میکنن . یا اگر مردی زنش رو خیابان بزنه یا حتی بهش حرف بدی بزنه دیگران اون مرد رو ملامت میکنن و کاری ندارن که حق با کیه ؟

البته نمیگم استثنا نداره. تا دلتون بخاد استثنا داره اما حالت عادیش و نرمالش اینه.

من خودم این حس رو زیاد تجربه کردم. خیلی زیاد.

البته مردها از اینکه از کسی حمایت کنند و زیر پرو بال خودشون بگیرند حس خوشایندی پیدا میکنند و احساس غرور میکنند. مگر اینکه احساس کنند این کار براشون دردساز بشه. هر وقت مردی احساس کنه که کاری براش درد ساز میشه خیلی زود تر انچه که فکرش رو بکنید از زیر اون کار در میره.

حدیث روز :

امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمودند:

گناهی که نعمت ها را تغییر می دهد، تجاوز به حقوق دیگران است. گناهی که پشیمانی می آورد، قتل است. گناهی که گرفتاری ایجاد می کند، ظلم است. گناهی که آبرو می بَرد، شرابخواری است. گناهی که جلوی روزی را می گیرد، زناست. گناهی که مرگ را شتاب می بخشد، قطع رابطه با خویشان است. گناهی که مانع استجابت دعا می شود و زندگی را تیره و تار می کند، نافرمانی از پدر مادر است.

متن حدیث: 
اَلذُّنوبُ الَّتی تُغَیِّیرُ النِّعَمَ البَغیُ وَ الذُّنوبُ التَّی تورِثُ النَّدَمَ القَتلُ وَ الَّتی تُنزِلُ النِّقَمَ الظُّلمُ وَ الَّتی تَهتِکُ السُّتورَ شُربُ الخَمرِ وَ الَّتی تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا وَ الَّتی تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطیعَةُ الرَّحِمِ و َالَّتی تَرُدُّ الدُّعاءَ وَ تُظلِمُ الهَواءَ عُقوقُ الوالِدَینِ.

"علل الشرایع، جلد ۲، صفحه ۵۸۴"

  • *حاج آقا*

روحیات مردان

نظرات  (۱۳)

سال نو مبارک ان شا الله در پناه حق باشید
پاسخ:
سال نو شما هم مبارک
و چقدر من از حس ترحم مردها نسبت به زن ها خوشم نمیاد.

تو یک مکان عمومی دوتا مرد کنار هم نشسته بودن روی یک صندلی دو نفره . یکی شون مسن و یکی شون جوون. من که وارد شدم آقای مسن بلند شد و اصرار که خانم بشین سر جای من. منم نمیتونستم براش توضیح بدم که من چطور روی اون صندلی کنار اون آقای جوون بشینم؟ آقاهه اینقدر پافشاری کرد که مجبور شدم با صدای بلند بگم آقا ممنونم بفرما بشین لطفا

یا یک بار خواستم سوار تاکسی بشم. ابتدای خط بود. من همیشه صندلی عقب میشینم و دو نفر حساب میکنم که کسی کنار من نشینه. نشستن صندلی جلو رو هم دوست ندارم برم. یک آقای جوونی که روی صندلی جلو نشسته بود تا من رو دید بلند شد و گفت خانم بیا جلو بشین من برم عقب
حالا هی اصرار
منم انکار
آخر سر گفتم آقا بفرما بشین با صدای بلند

این حس ترحم های بیجا تو جامعه منو اذیت میکنه. من خودم میتونم از پس خودم بربیام ...
خانم مامان طهورا اگه ناراحت نمیشیدبه رفتارتون نقددارم
این چیزایی که تعریف کردین همه ازخوبی اون ادمها بود وربطی به حس ترحم نداشت ودقیقا اوج احترام به یه خانم محجبه بود
اینجور برخورداباعث میشه دیگه کسی خوبی نکنه
همه که مثل شماقادر نیستن کرایه دونفر رو حساب کنن لذا مجبورن جلوی ماشین بشینن
به ع ع م
خوب من هم اینقدر بی ادب نبودم . ده بار به طرف گفتم آقا بفرما بنده اینطوری راحت ترم ولی هی اصرار میکرد
مجبور شدم محکم صحبت کنم
یا مثلا اون آقایی که جاشو رو صندلی به من میده فکر نمیکنه من پیش اون مرد جون چطور بشینم؟؟؟؟
منم انسانم و فکر کنم دیگه الان تو این سن تشخیص میدم که کجا چه رفتاری کنم
مثلا پیش اومده آقایی کمکم کردن یا آدرس نشون دادن. اما اون موقع خودم میخواستم که این اتفاق بیفته نه اینکه وقتی به طرف ۱۰ بار محترمانه میگی من الان نیاز به کمک ندارم باز هم اصرار میکنه

راجع به کرایه تاکسی هم که گفتید بنده خودم شخصا با جلو نشستن مشکلی ندارم( البته بستگی به راننده . شرایط . نوع ماشین هم داره)
اما از وقتی ازدواج کردم همسرم گفتن به هییییچ عنوان در هیییچ صورتی راضی نیستم جلو سوار بشی. من هم امر ایشونو اطاعت میکنم. پس این کاملا سلیقه ای و شخصیه و نسخه ای برای دیگران نیست
اما من اعتراف میکنم یه نقطه ضعف بزرگ دارم
و اون هم اینه که از کمک کردن همسرم تو خیابون به خانم ها خوشم نمیاد
البته فقط خوشم نمیاد .ممانعت نمیکنم
همیشه تو خلوت دعا میکنم موردی تو خیابون پیش نیاد برای خانومی که نیاز به کمک همسر من داشته باشه🤣🤣🤣😅😁😊😉😉😉😉
حاج آقا من دوتا کامنت دادم چرا فقط یوی اش تایید شد
یکی اش در جواب خانم ع ع م بود
پاسخ:
با سلام . ندیدم. الان دیدم. تایید شده
به خانم ع ع م
من اینقدرها هم بی ادب نیستم که اگر کسی قصد کمک داشته باشه پاسخ بدی بهش بدم
گفتم که ده بار از طرف تشکر کردم آخر بعد کلی اصرار مجبور شدم محکم صحبت کنم
نمیدونم چرا اینقدر اصرار میکرد.

راجع به کرایه دو نفر که فرمودید
من خودم مشکلی با جلو نشستن ندارم( البته به نوع ماشین و راننده و فضا بستگی داره). اما از وقتی ازدواج کردم همسرم بنده رو منع کردن که جلو تاکسی سوار بشم. منم اطاعت امر ایشونو میکنم و این نسئله کاملا سلیقه ای و شخصیه و نسخه ای برای کسی نیست
  • اسما مهربانی
  • میدونی مامان طهورا چرا اینطوری هستی یا هستیم
    بخاطر اینکه خیییییییییلی مرد شدیم تو زندگی ...
    باا گزینه که اقای جوان روی صندلی بود موافقم اما صندلی ماشین نه
    واینکه حالا بعضی ها تو رابطه با همسرشون هم اینطور هستن
    میخوان بگن من میتونم رو پای خودم باشم نیازشون رو نمیگن در نتیجه فشارها اذیتشون میکنه و لطافت روحشون کم میشه
    نمونه اینجانب☺️
    اتفاقا یه بار اقای پناهیان هم راجع این موضوع گفته بود
    اینکه چقدر جای زن و مرد عوض شده😁

    یادم رفت
    سلام
    به اسما
    علیکم السلام
    شاید حرفتون درست باشه تا حدودی البته
    چون همون طور که گفتم به زبون نمیارم و به همسرم انتقال نمیدم این موضوعات رو( که دوست ندارم به فلان خانم کمک کنی مثلا)
    اما ته دلم هست دیگه
    چه کنم؟
    راهکار برای درست کردن ته دل چیه؟؟؟؟؟
    البته من تو زندگی شخصی ام اینطوری نیستم زیاد با همسرم که نخوام نیازم رو بهشون بگم...
    البته تو مسائل مالی یکم قد هستم ولی تو مسائل دیگه نه
    سلام من همون سه نقطه ام
    من دیگه خسته شدم دوستان و حاج اقا
    همسرم هربار میرن تبلیغ خصوصا توی مدارس دخترونه بعدش کلی دختر بهش پیام میدن و اونم راحت خیلی صمیمی جواب میده من چندبار بهش گفتم خوشم نمیاد و دوست ندارم اینقدر با دخترا راحتی اما اصلا گوش نمیده تازگیا هم به گوشیش رمز داده و رمزشو نمیده من خسته شدم تا کی میتونم بزور بخوام برای خودم نگهش دارم چرا اینقدر منو اذیت میکنه بعضی وقتا میگم کاش زمان به عقب برمی گشت و باهاش ازدواج نمی کردم
    آخه یه مورد رابطه تلفنی هم داشته که من فهمیدم و خلاصه به هم خورد ولی من چیکار کنم، بعضی وقتا شیطون می ره تو جلدم و میگه تو هم شروع کن تو اینسا با مردا رابطه برقرار کن ببینه و اگه بهم گفت چرا بگم خودت چرا ولی من تو عمرم از این کارا نکردم و وجدانم اجازه نمیده ولی اگه همینطوری پیش بره آخرش اینکارو میکنم فقط برای اینکه خودمو خالی کنم
    پاسخ:
    سلام.
    احتمالا همسر شما مرد خیلی جوانی هست . در سن جوانی تا حدی این مسائل عادی هست. البته تا حدی. من نمیخوام اشتباهات ایشون رو توجیه کنم. اما سن جوانی سن اشتباهات هست. یکی دو بار که سرش به سنگ خورد و لطمه دید اونوقت خودش به ... می افته. اما شما این شرایط رو درک کن و به خودتون و زندگیتون ضربه نزنید. ضمنا سعی کنید ایشون رو از این کارشون بترسونید.اما عاقلانه . مرد در این سن و سال مثل بچه ای هست که هنوز نمیدونه اتیش میتونه دست رو بسوزونه. شما چکار میکنید؟ اجازه میدین یکی دو بار دستش به اتش بخوره و کمی بسوزه تا  بفهمه اتش یعنی چی. شما خودتون سعی کنید تقواتو نرو بیشتر کنید و نه اینکه از تقوای خودتون کم کنید. ضمنا با افراد خبره مشورت بیشتری کنید مثلا با اقای تراشیون و دیگران . حتی میتونید از مراکز مشواره مذهبی به صورت کتبی مشورت بگیرید.
    حاج آقا خسته شدم خسته دیگه دلم نمیخواد باهاش زندگی کنم ازش زده شدم ایشون 28 و من 24 هستیم دخترمون یه سالشه و
    بهم میگه من همینم و باید اینا رو به سمت دین بیارم و استعدادهاشونو کشف کنم آخه یکی نیست بگه اینا رو به یکی بگو که سرش نشه نه منی که مدام تو اجتماع بودم
    دلم میخواد تمومش کنم بهتر از آینه
    که هی حرص بخورم وقتی دخترهای رنگاوارنگ رو ببینه معلومه من از چشمش میفتم و هر روز دعوامون میشه الانم قهر کردیم رفت جدا خوابید خوب این چه وضعشه نه اینکه من زشت باشم نه ایشون خیلی خوشالین و بر میگرده به من میگه تو قدر منو نمیدونی میخوام هیچ وقت ندونم تو چرا قدر منو نمیدونی لیاقتت همون دخترهایی بودن که رفته بودی خواستگاری نه من من تو این زندگی حیف شدم به تمام معنا از اول زندگی که باهام چیکار نکرد با همه چیزش ساختم همه فامیلشونم صدها بار بهش گفتن خانم خوبی داری قدرشو بدون ولی یک بار هم یک نفر بهم نگفت شوهر خوبی داری قدرشو بدون بلکه خودشون بهم میگفتن تو زندگی باید صبر داشت آخه من پیر شدم دیگه چقدر صبر صبر صبر ته
    اعصابم خورده همش خودمو بخاطر انتخابم سرزنش میکنم همش تو دلم میگم تقصیر پدرومادرمه خصوصا مادرم که فقط بخاطر پز دادن میخواست منو زود عروس کنه من چقدر خواستگار داشتم کاش با یکی از اونا ازدواج میکردم نه به خیال خودم با یه سرباز امام زمان شاید اونی که ادعا نداشت برام رابطش با دخترا قابل هضم تر بو و اینقدر بهم نمیریختم
    دلم شکسته اکثر دوستام ازدواج دانشجویی کردن و خیلی راضین ولی من چی
    پاسخ:
    زندگی شما از زندگی خیلی از دوستای دانشجوتون بهتره . خیلی ها براشون مهم نیست که شوهرشون رابطه اش با نامحرم چطوریه. اما برای شما مهمه. و این برای شما یه امتیازه. البته این امتیاز مهم دردسرهایی هم داره اما روز به روز بهتر میشه. به اقاتون بگین قرار نیست به بهانه جذب دیگران به دین خودتو و خانواده ات رو از دین خارج کنی. شوهر شما هزاران خوبی داره اما عیبهایی هم داره. اما این عیب ها به مرور برطرف میشه. به شما هم حق میدم. شما جوان هستید و ارزوهای زیادیدارید و این روابط شما رو ازار میده. اما با حوصله متانت پیگیر مشاوره ها باشید و مطمئن باشید که اگر خوب قضیه مدیریت بشه روزگار بهتر از قبل خواهد بود ان شا الله.
    همسرم هم زیبا هستند هم خوش صحبت دخترا خیلی سریع جذبش میشن :-[
    پاسخ:
    این نگرانی شما نشانه اینه که شما  اقاتو ن رو خیلی دوست دارید. این خیلی خوبه .
    سلام
    سلام به خانم سه نقطه خوبید؟
    ناراحت شدم از حرفاتون، فقط یه توصیه ی خواهرانه دارم، زیاد به همسرتون نگید از این رفتارتون خوشم نمیاد، اتفاقا بدتر میشه، خیلی از مسایل رو اگه هم بدونید به روتون نیارید، درسته سخته..بیشتر بهش محبت کنید، بیشتر قران بخوانید، مشکلات من خیلی بیشتر از مشکل شماس، ولی وقتی قران میخونم باور کنید خیلی موارد خدا تو قران جواب مشکلمو میده، من خودم خیلی دیدم..
    انشالله زندگیتون بهتر و شیرین تر بشه..قدر زندگیتونو بدونید..
    موفق باشید..
    پاسخ:
    سلام

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.