روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

مرحله اول

جمعه, ۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۲ ب.ظ

مرحله اول تبلیغ تابستانی تمام شد. من هنوز در محل تبلیغ هستم و البته حدودا ده روز دیگر مرحله دوم تبلیغ تابستانی شروع میشود و بر خلاف مرحله اول سختی ماه رمضان را نداریم. 

ماه رمضان نه میشه اردو رفت و نه میشه برنامه ورزشی داشت. در طول روز هم خسته و بی حال و بی رمقیم. 

اما تبلیغ تابستانی بدون روزه دست و بالمون باز تر هست. 

من خاطرات خیلی جالبی رو در ذهنم گذاشته بودم تا سر وقت براتون بنویسم اما الان هر چه فکر میکنم یادم نمیاد. 

تو این منطقه خیلی خانواده ها هستند که فرزندانشون وقتی دانشگاه قبول شدند دیگه ز اینجا رفتند و بر نگشتند و فقط برای ایام تعطیلات به پدر و مادرشون سر میزنن. 

مردم اینجا با من مانوس هستند و من رو از خودشون میدونن. معمولا در مهمانی ها و مجالسشون حضور دارم. و گاهی در جریان جزیی ترین مسائل خانوادگی شون هستم. 

اما وقتی بچه هایی که از شهرهای دیگه در ایام تعطیلی به اینجا سر میزنن بعضی هاشون در نگاه اول نمیخوان اشنایی بدن. 

مثلا حاج عبد الله که از مسجدی های دو اتشه و رفیق درجه یک من هست چند وقت قبل پسرش از شهر امده  بود. باهاش سلام علیک کردم اما اینقدر ارام جواب سلام داد که خودم یخ کردم. اما باباش از دور که منو میبینه شروع بع سلام علیک میکنه. 

رفتار اینطور ادمها علت های خاصی میتونه داشته باشه. شاید یکی از علتهاش حسادت باشه. انگار خوششون نمیاد که یه نفر بیشتر از اونها به پدر و مادرشون نزدیک باشه. فکرمیکنند من جای اونها رو گرفتم یا فکر میکنند رقیب پیدا کرده اند. البته این یک نقطه منفی و نقطه ضعف هست که ادم نتونه روابط عمومی خوبی داشته باشه و سختش باشه که با افراد جدید اشنا بشه. 

.......

اینجا یه دختر هست که پدر و مادرش از هم جدا شده اند. اول با پدرش زندگی میکرده اما الان این دختر با مادر بزرگش زندگی میکنه . قبلا حجاب درستی نداشت. اخرای ماه رمضان دیدمش. گفتم چند روز روزه گرفتی ؟ گفت ی روز در میان روزه گرفتم . بهش 15 هزارتومن هدیه دادم. خیلی خوششش اومد. 

چند روز بعد از ماه مبارک کنار در ورودی مسجد ایستاده بودم و با کسی صحبت میکردم. یه دختر چا ری از کنارم رد شد و سلام کرد. منم یه جواب معمولی دادم. بعد هم یه دختر دیگه رد شد و اون هم سلام کرد و من هم جواب ساده دادم. دوباره اینها برگشتند و یبار دیگه با هم سلام کردند. 

اینبار دقت کردم دیدم اهههههه این دختر خیلی زیبا و چادری همون دختری هست که چند روز قبل بهش جایزه دادم. الان چادری شده بود اون هم چقدر چادر زیبا و قشنگ. 

تشویقش کردم. 

کاملا حس میکردم که کمبود عاطفه هم داره. یعنی یه جوری حس میکردم یه غصه ای تو دلش هست. 

اون دوستش رو اورده بود که به اون هم جایزه روزه گرفتن بدم. متاسفانه اینبار 5 هزار تومن بیشتر همراهم نبود و به دوستش جایزه دادم. میدونم که تو ذوقش خورد اما خوشبختانه دست خالی بر نگشت. گفتم ان شا الله سال دیگه همه ماه رو روزه بگیر و جایزه بزرگتر ببر. 

بچه های طلاق رو که میبینم دلم میسوزه . نه پدر دارن و نه مادر و نه وضعیت طبیعی!!

  • *حاج آقا*

نظرات  (۶)

  • مامان طهورا
  • سلام
    چقدر کار خوبی کردید به اون دختر جایزه دادید
    چند وقته اضطراب بدجوری گرفتم برای اینکه آیا میتونم دخترم رو باحجاب و عفیف کنم یا نه؟
    اضطرابم اینقدر زیاد شد که الان هر هفته با یک مشاور صحبت میکنم و تمرین هایی که میده رو تو خونه پیاده میکنم
    اما محیط رو نمیدونم چه کار کنم؟
    با اینکه رفتم بهترین مدرسه مذهبی تهران ثبت نامش کردم( با شهریه بسیااااارررر بالا) و با اینکه توی فامیل بدحجاب نداریم و تقریبا همه یک دست هستند اما باز جامعه اثرات خودش رو داره...
    فقط خدا کمکمون کنه
    پاسخ:
    سلام. میشه از اون تمرینها برای ما هم بفرمایید استفاده کنیم ؟ 
  • فدایی رهبرم
  • به به کارت درسته حاج آقا
    پاسخ:
    متشکر
    سلام
    همسرتون چیکار میکنن؟ قم تنهان؟ ببخشید ادم تو ذهنش سوال میشه..
    پاسخ:
    سلام. متشکر از احوالپرسی شما. 
    ببخشید شما چرا شهرهای دیگه نمیریید برا تبلیغ، باید مردم دعوتتون کنن؟؟ هیچ وقت نمی خواهید اذربایجان و مرند بیایید؟؟
    پاسخ:
    اونجا باید افراد ترک زبان بروند. من ترک زبان نیستم. 
    احسنت احسنت احسنت
    پاسخ:
    تشکر
    چفدر خوب هدیه خیلی اثر داره حتی برای ادم بزرگها چه برسه به بچه ها

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.