روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

این معمای جالب و دلنشین را حل کنید

پنجشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۷ ق.ظ

قربون خدا برم که گاهی اسباب خنده رو ی جورای خاصی مهیا میکنه و تو این روزهای تنهایی یه جورایی روزگار به ادم لبخند میزنه.

خوابیده بودم. خواب دیدم پشت در خونمون خیلی روشنه . یه خانم جوان تپل داره در میزنه. میگم کیه ؟ میگه منم سیده مریم . از کرمان اومدم . از خود کرمان که نه. از روستاهای اطرافش. از روستای نور محمد . پشت در جواب میدم کسی خونه نیست . اونم بر میگرده و میره.

بعد تو خواب به خودم میگم : من که گفتم کسی خونه نیست اما اون میفهمه من خونه ام . پ چطور برگشت رفت ؟ پس من کی ام که تو خونه ام ؟ چطور باورش شد و رفت ؟

اینقدر این سوال تو ذهنم میچرخه که یهو از خواب میپرم.

همین طوری دارم بهش فکر میکنم.

بعد چند دقیقه میگم ای بابا این که خواب بود . واقعی نبود که.

خیلی وقتها تو خواب مسائل وارونه دیده میشه. اونی که سید نیست میشه سید. اونی که تپل نیست میشه تپل. به قول معروف بعضی خوابها چپه هست.

پ ن : الان دیگه به حد نرمال رسیدم. فهمیدم که خواب بودم. همش خواب بود. واقعی نبود.  اما مدام این میاد تو ذهنم و دارم حساب کتابشو میکنم. کرمان ! مریم ! نور محمد ! سادات! چطور باور کرد ؟ چی شد یهو ؟ 

پ ن : امروز زود به زود به کامنتا جواب میدم.

پ ن : فرض کنید روحانی گفته باشه کسانی که مردم را نا امید میکنند دستگیر کنید.

واقعا چه دستور خوبی.

اما اقا جان اولین کسی که باید دستگیر بشه خود سرکار عالی هستید.

ببخشیدا.

  • *حاج آقا*

خانم تپل

نظرات  (۱۰)

همش اثرات تنهایی
پاسخ:
الله اعلم . متشکر
  • مامان طهورا
  • به نظرم این دیگه از معما گذشته
    کلید واژه هاشو بدید وزارت اطلاعات واستون رمز گشایی کنن
    پاسخ:
    خخخخخخخ
    نمیتونن. این کار معبر خوابه . 
  • بانوی امین
  • حاج آقا،روستای نورمحمد وجود خارجی داره هاااا
    پاسخ:
    در کرمان؟ 
    جالبه.یعنی تعبیرش چی بوده
    درمورد خوابتون:
    از نظر من که هم خانم هستم و هم محتاط و هم آشنا به روحیات طلاب ، خیلی هم عجیب نیست
    وقتی یک خانم در میزنه و یک آقا پاسخ میده کسی خونه نیست ! یعنی من در منزل تنها هستم وبه صلاح من و شما نیست که بیاید داخل !
    خودم هم همین رو ترجیح میدم
    درمورد پ ن :زیباکلام هم همین رو داره میگه هاااا
    پاسخ:
    احسنت
    قشنگ گفتین.
    اون سیده مریم و کرمان و نور محمد رو چی میگین ؟ 
    زیبا کلام هم گاهی کلام زیبا داره.
    ممنون بابت کامنت زیباتون.
  • سیده مریم!
  • خخخ
    بنظرم الان خیلی خوشحالین و فک میکنین فرشته ها زن دومتون رو تو خواب نشونتون دادن با آدرسش
    خخخخ
    فکرتون خیلی دنبال زن دومه؟؟
    پاسخ:
    خواب من چه ربطی به این مساله داشت ؟ به این میگن اسمون ریسمون. مثل اینکه من برم 2دو تا تخم مرغ بخرم بعد یکی بگه حتما به زن دوم فکر میکنی.
  • سیده مریم!
  • از بس اینجا از زن دوم گفتین
    حتی غیرمستقیم گفتین زن دومتون رو اینجوری انتخاب میکنین ک یه دختری خودش بیاد ازتون خواستگاری کنه!
    تیترم ک معمای جالب و شیرینه!! شیرین!!
    خودتونم ک گفتین از وقتی بیدار شدم همش دارم بهش فک میکنم!
    زن جوان تپل!!! ساکن در فلان جا ک اتفاقا خودشم با پای خودش اومده سراغتون پشت در ب همون شیوه ای ک میخاین زن ددم انتخاب کنین!!
    حالا جالبه تو خوابتون زن چاق اومده
    بعد سریع تو پانویس مینویسین خواب ها برعکس میشه ک چاق بودنش رو حذف کنین و سریع میگین پس چاق میشه غیرچاق!! ینی اینقد درگیر کثرات و ظواهر هستید
    حالا جالبیش اینه ک اون پایین دوباره میگین کرمان مریم سادات!!!!
    جل الخالق مگه نگفتین چپه است پس چرا چاق بودنش چپه شد اما سید بودنش نه!!
    پاسخ:
    اینها تصورات شماست. گفتم دارم بهش فکر میکنم که چطور من گفتم کسی خونه نیست ایشون باور کردند. معما این بود. سایر خواننده ها هم همین رو فهمیدن. اما اینکه خواب چیه هست گفتم که هر خوابی چپه نیست بعضی خوابها چپه هست. سیده بودنش هم نوشتم که بر عکس میشه. چاق و لاغر بودنش هم همینطور. شهرش هم همینطور ... . بخاطر احترامی که برای خواننده ها قائلم این توضیحات رو نوشتم. والا مطلب واقعا واضحه و این اسمون ریسمون ها تصورات خودتون هست. بخوام چیزی بگم واضح میگم. با تشکر.

    بعدا نوشت : راستی نگفتید چرا اسمتون رو گذاشتید سیده مریم ؟
  • سیده مریم!
  • این خوابها از مردی که دائما ذهنش درگیر زن دوم و کثرات هست بعید نیس
    روحانی ای که زندگیش با یه آدم عادی فرقی نداره! تا لنگ ظهر میخوابه بعدشم تلوزیون و نت گردی!
    تازه اینارم طبیعی میدونه و میگه اگ.سر.زندگیش باشه یا کاری بیرون.داشته باشه اینجوری نیس اما الان نمدونه چ کنه و کاری نداره بکنه!
    دیگه عبادت و المومن مشغول الوقت و اینام که کشکه در نظر این حاجاقا!
    این حاجاقا بلده شعار اونا رو بده فقط
    بعمل ک.میرسه اگ زور.دسشویی نباشه انگیزه ای برای بیرون اومون از تخت نداره!!
    یاد قدیما بخیر ک فقط کسایی میرفتن سمت طلبگی ک فقط سالک و عامل بودن
    نباید این لباس رو هم امثال ایت الله قاضی ها و علامه طباطبایی ها و علامه طهرانی ها که یکساعت از عمرشون رو تلف نکردن و تلوزیون و موسیقی و فیلم و لهو رو برخود حرام میدیدن بپوشن هم کسایی ک وقتشون با خواب و فیلم سینمایی و نت گردی میگذره!!
    باید زار زد بحال روحانیتی ک بگه وقتی تنهام فقط تو نت گردی حس میکنم با یه موجود زنده دارم صحبت میکنم
    خدا هم که کشکه تو تنهاییش!!
    خدارو اصلا موجود زنده حساب نمیکنه!!
    پاسخ:
    ادمیزاد قبض و بسط داره. بعضی ها هستند که تحمل یک روز تعطیلی رو ندارند. حتی همون رو تعطیل هم باید یه برنامه و یا کاری بیرون خونه داشته باشند. نمونه اش خود من که نمیتونم یه جا بشینم. و این میشه که اگر به هر دلیلی دو روز بخوام خونه تنها بشینم حوصله ام سر میره.

    بعدا نوشت : تو نت چرخیدن ذنب لا یغفر ( گناه بدون بخشش ) نیست که شما اینطور امپر داغ کنید. حتی خوابیدن هم به مقداری که نیاز باشه لازمه.
  • سیده مریم!
  • اما مدام این میاد تو ذهنم و دارم حساب کتابشو میکنم. کرمان ! مریم ! نور محمد ! سادات!

    اگه همه چیش چپه بود چرا تو این توضیحات اخیر فقط چاق بود جا افتاد؟؟
    جرا مریم خانم و سید بودنش و جا و مکانش جا نیفتاد؟!
    چرا تو اون مدام.حساب کتاب کردن مریم خانم هست و کرمان هست و روستاش هست اما چاق بودنش نیس!
    اصلا چرا باید مدام مریم خانم جوان رو حساب کتاب کنید؟!
    ذهن ی روحانی باید درگیر همچین چیزایی باشه؟
    خوابها نمود تفکرات غالب هستن!!
    پاسخ:
    اینطور نیست خیلی وقتها ما خوابهایی میبینیم که ممکنه هیچ وقت به اون مساله فکر نکرده باشیم. شما اگر خواب یه مرد ببینید حتما تو ذهنتون مساله ازدواجه ؟‌؟؟؟؟  یک خواب میتونه تمامش چپ باشه یا قسمتی از اون . در این باره نمیخوام دیگه صحبتی کنم چون گمان نکنم بدرد دنیا و اخرت بخوره. به هر حال اون خواب جالب بودنش به این بود که توی خواب مدام از خودم میپرسیدم که چطور من گفتم کسی خونه نیست اون هم باور کرد ؟
  • سیده مریم!
  • اون پیامم ک سانسور کردین هیچ حرف رکیک توش نبود
    فقط چون حرف حق رو زدم ترسیدید

    راستی این جمله رم خوب اومدید ک بیشتر شرح نمیدم چون ن ب درد دنیا میخوره ن آخرت!!!
    میگم ک شعار فقط خوب میدید
    وگرنه پرواضحه ک تلوزیون و فیلم سینمایی و نت گردی هم ن ب درد دنیا میخوره ن آخرت!!
    بدرود اقای سانسورچی
    پاسخ:
    اینم بخاطر شما. خودتون بخونیدش . الحمد لله وحدان هم ک هست. نمیخوام گفتگو به جای تلخ کشیده بشه سیده مریم خانم!
    حاجی بی تعارف بگم
    خیلی نورانی شدی.
    فکر کنم قراره همین زودی ها شهید بشی.
    این تنهایی هم مقدمه همونه.
    پاسخ:
    ممنون . خدا از دهنت بشنوه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.