روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

چند جمله حرف دلی

دوشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۲ ق.ظ

راستش با تم طنز نوشتن حس خیلی بهتری داره. چون میدونی که هیچی که نباشه دل چند نفر رو شاد کردی. اما بعضی ها خوششون نمیاد. میگن ادم باید سنگین رنگین باشه. چه معنی داره که همش جک بگی. خب من نمیخوام جک بگم اما میخوام شیرین بگم.

از مقدس بازی خوشم نمیاد. و اتفاقا اونهایی که مذهبی نیستند بیشتر روحیه خشک مقدسی و بازیگری دارن.

مثلا طرف نه نماز میخونه و نه روزه میره. اما روز عید فطر سرو صداش میره بالا که چرا بین مراجع تو تعیین روز عید اختلافه.

یا میبینید طرف خودش اخر بی حجابی و رقاصی و بی مبالاتی هست اما وقتی تو یه جمعی منو میبینه شروع میکنه از خودش گفتن که من بعد نماز صبح هر روززززززززززز زیارت عاشورا میخونم . بعد رعای توسل و بعدش دعای عهد . هر سال هم 10 روز روضه داریم و اینقدر خرج میکنم و .... . انی مورد اخری فرضی و خیالی نیستا. یکی از فامیل خیلی خیلی دور خودمون اینطور هست. 

یا مثلا طرف اخر خوشگذرونی و ولخرجی و ... هست اما وقتی به فلان اقای دلباخته اهل بیت میرسه میگه حاجی بازم که رفتی کربلا !!!!

شاید ریشه این مساله همون غرور باشه. کلا ما ادمها فکر میکنیم خیلی زرنگیم. اما ودر واقع زرنگنیستیم.

همه یا اکثر ادمها فکر میکنند خیلی خاص هستند. پس معلوم میشه اکثر ادمها معمولی هستند. خاص اون کسی هست که خودشو افتاده و معمولی بدونه. گاهی من دعاهای صحیفه سجادیه یا دعای عرفه رو که میخونم خجالت میکشم که امام علیه السلا با اون همه عظمت چقدر خودشو در خانه خدا کوچیک گرفته. اونوقت ما چقدر خودمون رو بالا میدونیم. حتی گاهی با خدا دعوامون میشه که چرا دعاهامون براورده نشد ؟ مگه من چه چیزم از دختر خاله ام کمتره ؟ و و و و و . 

  • *حاج آقا*

نظرات  (۲)

ولی قبول دارین بین مقدس بازی و رعایت شئونات طلبگی مرز باریکی وجود داره ؟!
پاسخ:
بله. واضحه / کسی میتونه منکرش بشه ؟
بهتره انتظارات و توقعاتمون را از اطرافیان برداریم
امیدمون به خدا باشه تا به بنده خدا واگذار نشیم
و اینکه دست از قضاوت هم برداریم
اگه یاد بگیریم چطور بی توقع دوست داشته باشیم خیلی چیزها درست میشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.