روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

خاطره دشداشه

دوشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۴ ب.ظ

با دشداشه بلند عربی در یکی از کشورهای عربی بودیم. گاهی هم چیزی شبیه شال روی سر مینداختیم. از اینکه باد و نسیم دلنشین از زیر لباس تا نافم رو قلقلک میداد لذت میبردم و فکر میکردم که قدر این لحظاتر ا بدانم چون اگر لباسم رو عوض کنم دیگه از این بادهای دل انگیز خبری نیست.

زبان مردم انجا را کم و بیش بلد بودم اما گاهی هم مردمی را میدیدم که اهل کشورهای دیگر بودند و در نتیجه از زبان مشترک لاتین استفاده میکردم. مخصوصا مادر و دختر جوان و محترمی به پست ما خوردند . به چشم خواهری هم خیلی زیبا بودند . اما نه بعض ایرانیای خودمون. از اینکه در اون سرزمین غریب بودند در نهایت خوشحالی بودند و و خیلی دوست داشتند که یکی باشه اونجا رو بیشتر براشون توصیف کنه. ما هم خواستیم کلاس بزاریم و کمی باهاشون حرف بزنیم که مثلا وقتی برگشتن کشورشون برا فامیلشون تعریف کنن که اهاهاهاهاها ما تو مسافرتمون به یه اقای خیلی خیلی متشخصی برخوردیم و خیلی ما رو تحویل گرفت و ما هم باهاش دوست شدیم و نمیدونی چه اقای خوبی بود . اصلا ایرانی ها اونطوری که میگن نیستن و خیلی خوبن. از خوب هم خوبترن. ماهن ... و از این صوبتا.

چند جمله اول رو خوب شروع کردم : هلو . هاواریو . تنکیو . وات کانتری . کام هیر . نایس تو میت یو . خلاصه گفتگوهای اولیه داشت تمام میشد . من همش تو دلم مگیفتم تو رو جان عزیزت بیا زود دوست بشیم و هر کی بره پی کارش. بعد هم زودتر برو  از من برا فامیلت تعریف کن . اما اون انگار که تا حالا فقر عاطفی داشته و کسی تحویلش نمیگرفته و یا تو کشور غریب اشنا پیدا کرده گل از گلش شکفته بود و میخواست ادامه بده . تازه یه عالمه هم سوال داشت . شاید اگر میدونست با من اشنا میشه جزوه درسی اش رو میاورد شبا تو هتل باهاش کار میکردم.

 

باور کنید اگه میدونستم قراره اینطور ازم استقبال بشه قبلش یه دور زبان انگلیسی رو قورت میدادم یا لااقل با یه مترجم میومدم اونجا. تازه با مترجم بودن خیلی هم کلاس داشت.

اما چاره نبود بایدبا سواد نداشته مون حرف میزدیم. اما کم کم فعل و فاعل و مفعول کم اوردم . بنده خدا هر چی صبر میکرد میدید جمله من به اخر نمیرسه. از اونجا که برای هر مشکلی چاره ای هست کم کم از زیان ایما و اشاره - مث اینایی که میرن بهزیستی - استفاده کردم. اما زیاد نمیشد دستامو تکون بدم. مخصوصا که تو فرهنگ ما بعضی از علامت ها بیشتر شبیه فحش میشد تا یه جمله دوستانه. بعضی اشاره های اونا هم همینطور. بگذریم که زیادی دست تکون دادن هم تبدیل به حرکات موزون میشد. 

اون طرف که دید فاعل و مفعول جمله من نامعلومه و جملاتم به اخرش نمیرسه -- یا شایدم یه چیزی گفتم که معنیش بد بوده اما من متوجه نبودم -- صبرش تمام شد و با اخم یه چیزی به اون خانم همراهش گفت که در بین اون همه جمله فقط فهمیدم میگه  it s cool

با شنیدن این جمله  تمام منافذ بدنم داشت از عرق میسوخت و خبری هم از ان باد خنک نبود فهمیدم که خیلی از صحبت های ما خوشش اومده !! و حس خنکی بهش دست داده که هی میگه cool  cool به همین خاطر و تصمیم گرفتم مثل فوتبالیستا در " اوج " باهاش خداحافظی کنم .

موقع خداحافظی هم کلی برا هم دست تکون دادیم. یکی از ادمهایی که این صحنه رو میدید و هم زبان ما بود میگفت حاجی چی بهشون میگفتی که اینقدر خوشش اومد؟ گفتم هیچی داره میگه بیا منو بگیر. منم گفتم که فعلا میخوام درسم رو بخونم. به خاطر همین هم اشک تو چشماش جمع شده.

اما الان که یاد اون روز میافتم میگم چه اشتباهی کردم. درس رو همیشه همیشه خوند اما زن رو همیشه نمیشه گرفت. میخوام  سال دیگه برم امریکا پیداش کنم و بگم پشیمون شدم. فکر نکنم پیدا کردنش کار سختی باشه. مگه امریکا رو نقشه بزرگتر از یه کف دسته ؟ تازه نشونی هم دارم. قد کوتاه موها طلایی یه کفش پاشنه بلند.

پ ن : از امشب تا 6 شب هر شب 60 بار بگین چیزی که بلد نیستم رو نمیگم.

عزت زیاد.

نظرات  (۱۱)

"چیزی که بلد نیستم رو نمیگم" ستّین مرّه
خخخخ
پاسخ:
بچه زرنگ
6 شب
  • مامان طهورا
  • باور کنید چند بار خوندم
    اصلا نگرفتم......
    یه خورده زیر دیپلم حرف بزنید ما هم بفهمیم والا
    پاسخ:
    منظور این هست که وقتی یکی مث من انگلیسیش خوب نیست مگه مجبوره بخاد انگلیسی حرف بزنه که اخرش خراب کاری کنه.
    کاری که بلد نیستم رو انجام نمیدم. شما بجا 60 بار 160 بار بگو.
  • بچه پولدار
  • http://rayhan3.blogfa.com/
    حاج اقا اگه خوب بود بپرس ببین خواهر نداره ؟ اید با جناق شدیم.
    اما گذشته از این پیام نوشته تون عالی بود. همش فکر میکردم اخرش چه مطلب مفیدی میخواین بگین.
    پاسخ:
    داره. اما خودت برو پیداش کن . ادرس که دادم.
  • بچه پولدار
  • حاجی cool که منظور خنک بازی ( سبک بازی نبوده ) در زبان لاتین به ادم سبک میگن Man kitty

    این لغت که نوشتی معنی هوای خنک هست نه ادم سبک.
    پاسخ:
    تنکیو. البته توجه داشتم.
  • مامان طهورا
  • عه چرا باید ۱۶۰ بار بگم
    مگه از من از اینکارا دیدید؟؟ بلد نبودم حرف زدم؟
    پاسخ:
    چون دیر متوجه منظور شدید.
    حاج اقا واقعا گفت بیا منو بگیر؟؟
    پاسخ:
    نه/ شاید هم تو دلش گفته.
    "چیزی که بلد نیستم رو نمیگم" ستّین مرّه
    اینم روز دوم !
    پاسخ:
    افرین. بقیه اش هم دیگه لازم نیست. 20 نمرتون.
    سلام.جالب بود و بامزه.کدوم کشور؟؟
    پاسخ:
    سلام همین دور و ورا.
    بچه پولدار
    http://rayhan3.blogfa.com
    حاجی باید میرفتی هتلشون
    همون جا هم صیغه اش میکردی.اینطوری بیشتر براشون خاطره میشدی. و از صمیم قلب ازت تعریف میکردن. تازه تو کشور غریب چه عیبی داشت؟ کی به کیه. بلکه بطلبه بیشتر هم میرفتی
    خوبه آدم یه چیزایی رو بلد باشه.
    تا همین جام آفرین.
    پاسخ:
    متشکر
    😁😁😁جالب بود واقعا
    من پارسال میخواستم برم شهر دیگه و توی اتوبوس با دوتا توریست خانوم هم ردیف بودیم
    سر صحبت با سوال من باز شد که احتمالا باید اهل لندن باشن چون لهجه بریتیش بود و حدسم هم درست بود
    خلاصه ما سه چهار ساعت حرف زدیم
    و اثبات شد خانوما با هر اعتقاد و ملیتی فقط کافیه یک راه ارتباط و زبان مشترک داشته باشند،حرف و موضوع برا صحبت کردن همیشه هست😊 بعد هم شماره و ایمیل رد و بدل شد و عکس گرفتیم باهم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.