روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

چه کنیم تا دعاها مستجاب شود.

سه شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۲۹ ب.ظ

راه براورده شدن دعا در زمان سختی :

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُسْتَجَابَ لَهُ فِی الشِّدَّةِ فَلْیُکْثِرِ الدُّعَاءَ فِی الرَّخَاءِ.

هر کسی دوست دارد دعایش در زمان سختی مستجاب شود، هنگام آسایش بسیار دعا کند.
منبع: کافی، ج. ۲، ص. ۴۷۲

یعنی باید در وقت خوشی هم دعا کنید.

این هم حکایت طلبه ای که به لوستر حرم مطهر امیر المومنین علیه السلام اعتراض داشت. +++

......

دیروز توصیه دوستان مدام مد نظرم بود که حاجی به خودت برس ضعیف نشی.

من هم دیروز صبح یه صبحانه نصفه نیمه نون و پنیر خوردم.

ظهر فلافل نوش جان شد.

و شب به نان و خربزه ختم بخیر شد. البته ناگفته نماند که وسط روز رفتم حرم مطهر و تو راه یه اب هویچ هم خوردم. فک کنم تو جبهه هم تغذیه اینطور نبوده.

.......

امروز جایی تنها بودم. ازقضا دیدم خونه روبرویی سر و صدا بچه میاد. کمی دور و بر خودم رو نگاه کردم دیدم به به از اینجا کاملا تو خونه مقابل قابل رویت هست. کسی هم نیست و خانم خانواده هم الله اکبر.

فورا چشمام رو بستم و به یاد این جمله افتادم که خدا غیور است . از غیرت خدا ترسیدم . اومدم سر جام نشستم و سر خودم رو به کار دیگری گرم کردم. بعد هم بلافاصله اونجا رو ترک کردم با اینکه میتونستم از مزیت کولر گازی اونجا نهایت استفاده ر وببرم و هیچ موجود زنده ای هم نبود که ببینه من چه میکنم.

خلاصه اینکه امروز عصر مدیر مدرسه مون زنگ زد و یه خبر خوب بهم داد. الان در حالتی از راحتی وجدان دارم نفس میکشم که توصیف نمیشه کرد. الحمد لله رب العالمین. شکرا شکرا شکرا. 

به کامنتها جواب دادم. ایمیل ها هم جوابیده شده. منتظر نظرات نظرات خوبتون هستم.

 

  • *حاج آقا*

نظرات  (۷)

سلام علیکم.عالم محضرخداست...چقدر خوب که حتی وقتی کسی نبینه بدونیم الله هست و میبینه
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام.

خوش به سعادت این طلبه!!

به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند *** به آسمان رود و کار آفتاب کند
پاسخ:
سلام
بچه پولدار
http://rayhan3.blogfa.com

حاج اقا بالاخره نگفتین. براتون دنبال مورد باشیم؟
پاسخ:
شما برای من ؟ شما اینکاره نیستید
بابا جان به پیشنهاد من بیشتر فکر کنین
یه پست بذارین تا با همفکری مخاطبان ،لیستی از غذاهای آسان پز متنوع تهیه کنین
برای بقیه خوابگاهیا و زندگی مجردیا هم مفید خواهد بود
Pofakstory.blogfa.com
  • دخترک مزده دهنده
  • سلام
    سربازامام زمان عجل الله تعای فرجه شریف،باید ازهمه لحاظ قوی باشه
    پاسخ:
    سلام. همین طوره . درست میفرمایید.
    وا! خوب میموندین و نگاه نمیکردین!! قضیه اینجاست که اون خانم راضی نبوده دیده بشه. همین یه جمله کافیه تا آدم نگاه نکنه.
    جز این انتظار نمیرفت
    پاسخ:
    ممنون . خدا باید کمک کنه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.