روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

بایگانی
محبوب ترین مطالب

خواب میبینم که

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۰ ب.ظ

خواب میبینم که بچه ای تپل مپل سرخ و سفید خوش خنده و مهربون و دو سه ساله تو خیابان بهم میگه عمو سلام. 

مامانش هم که چادر سرش هست چند قدم اونور تر ایستاده . من بغلش میکنم و میبوسمش و به مامانش میگم : 

من بچه ندارم به همین خاطر بچه هارو خیلی دوست دارم. 

تو خواب بچه رو میگیرم و بغل میکنم و فشار میدم و میبوسمش. اینقدرتو خواب ذوق میکنم که از شدت خوشحالی از خواببیدار میشم. بعد دور و بر خودم رو نگاه میکنم میبینم خبری نیست. 

چی میشد ما هم بچه داشتیم ؟ 

  • *حاج آقا*

بچه

خواب

مامان

چادر

نظرات  (۳)

  • یاسمن مجیدی
  • چه رویاهایی که می آیند
    گاهی نمیدونم صلاح خدا چیه ولی فقط باید تن داد به حکمتش
    پاسخ:
    کدوم دوست؟
    چه فرقی میکنه یه خواننده وبلاگ که سالهاست شما رو میخونه
    پاسخ:
    خب خیلی فرق میکنه. من خواننده هام رو دوست دارم . دوست دارم با هویت اصلی بشناسم. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.