روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

جواب

دوشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۰ ب.ظ

دوستی که کامنت گذاشته بودند و جواب میخواستند رو جواب رو به ایمیلشون فرستادم.

درباره پست قبل دوستان ایه شریفه الرجال قوامون علی النساء  رو چطور معنا میکنند؟ 

  • *حاج آقا*

نظرات  (۱۰)

سلام به روزهای عاشقی شیخ :)
پاسخ:
سلام مرتضا
  • مامان طهورا
  • یادمه آقامون که اومده بودن خواستگاری .. جلسه سوم یا چهارم بود که حرف میزدیم ... من از ایشون سوال کردم که چه تعبیری میکنن این آیه رو؟
    ایشون گفتن: حامی
    یعنی مرد حامی زن هست
    تعبیرشون خیلی برام شیرین بود و به دلم نشست....
    پاسخ:
    کامنت با سیاست
  • دخترمادرمقدس
  • سلام علیکم.این تفسیری هست که بنده مطالعه کردم ولی این رو نفهمیدم که شخصیت زن بدون همسر ثبات نداره و کامل نیست و این رو هم نفهمیدم شخصیت مرد کامله و ثبات داره بدون زن.یعنی کلا حرفایی رو که زدین ازین تفسیر برداشت نکردم البته نمیگم حرفاتون رو کاملا قبول ندارم ولی کامل توجیح نشدم و یه مقدار غیرمتطقی بود ازنظرم.
    مفهوم اصلی آیه مربوط به شوهران و همسرانشان می باشد، یعنی مردان در محیط زندگی خانوادگی مسئولیت سرپرستی و مدیریت خانواده را بعهده دارند بنابراین اینچنین نیست که بگوئیم جنس زن باید تحت سرپرستی جنس مرد قرار بگیرد و چنانکه می دانیم مردان به عنوان فرزند تحت قیومیت و مدیریت والدین و از جمله مادران خود هستند و به هر مقام علمی و سیاسی که برسند، دستورات مادر برای آنان واجب الاتباع است.

    همچنین باید دانست که زن در غیر امور خانوادگی و در امور شخصی از قبیل حفظ اموال شخصی، اداره و اجرای برنامه های آن، مراجعه به محاکم و … تحت قیومیت شوهر نیست [البته در صورتی که امور مذکور با حق خانواده و شوهر، که بوسیلة قرار داد ازدواج ثابت شده منافات و تعارض داشته باشد، مسئله ایست که احکام خاص خود را داشته و از موضوع بحث بیرون است].

    دوم ـ برتری هائی که خداوند برای مردان قرار داده، دو مفهوم می تواند داشته باشد:

    الف ـ برتری در توانائی کسب کمال، جهات انسانی، کرامت، فهم و شعور حقائق و … .

    ب ـ برتری از جهت توانائی اداری، اجرائی، قدرت دفاع، تحمل کارهای سخت و سنگین.

    باید دانست که برتریهای مذکور در آیة کریمه طبق نظر مفسرین، برتری از جهت دوم است و این منافاتی ندارد که زن نیز در جهات دیگر برتری داشته باشد.

    شک نیست که توانائی اداری و اجرائی و دفاع از حریم خانواده، حریم اقتصادی و … . عموماً و غالباً در مرد بیشتر است و زنان بالطبع عاطفی و احساسی بوده و طبیعت ایشان بر عطوفت و ظرافت مبتنی است. آری ممکن است زنانی در همین جهات بر شوهران خود امتیاز داشته باشند لکن قوانین [و از جمله مدیریت خانواده] به تک تک افراد و نفرات نظر ندارد. بلکه نوع و کلی را در نظر می گیرد. و البته کارهائی هم که بعهده زن گذاشته شده بسیار مهم است و از وظایف مرد کمتر نیست.

    خلاصه باید گفت:

    مسائل اجتماعی و شم اقتصادی و تلاش و کوشش برای تحصیل مال و تأمین نیازمندیهای منزل و اداره زندگی را مرد بر عهده می گیرد و چون مسئول تأمین هزینه، مرد است، سرپرستی داخل منزل هم با مرد است. اما چنین نیست که مرد از این سرپرستی بخواهد مزیتی هم بدست آورد! نه، این یک کار اجرائی است و وظیفه، و ما باید این آیه را بصورت تبیین وظیفه تلقی کنیم نه اعطای مزیت [ii] .
    پاسخ:
    افرین به شنا که قضاوت عجولانه نمیکنید و منتظر میمانید تا قضیه روشت شود. چشم
    خانم دختر مقدس : تفسیر زیبایی بود


    دقیقا همینطور که ایشون گفتن .به زبان ساده تر زن مثل یک نهال میمونه و مرد یک تکیه گاه ولی اینطور نیست که نهال بدون تکیه گاه رشد نکنه در واقع این دو لازم و ملزوم هم هستن
    پاسخ:
    غلبه شخصیتی با کیه؟ معمولا؟ 
    کدوم طرف منعطف تر و تغییر پذیر تررررر هست معمولا؟
    حاج اقا بعضا میگم دیگه وبلاگتون نیام...بعضی حرف ها ادمو ناراحت میکنه...ادم بعضا فکر میکنه اضافه اس خلقتش...
    رآن می فرماید آیه «الرجال قوامون علی النساء». این آیه بدین معناست که سرپرستی امور خانه به دوش مرد است. مرد باید برود کار کند.معیشت خانواده به عهده اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است اما معیشت خانواده به دوش او نیست.

    این طور هم نیست که بگوییم همه جا باید خانم از آقا تبعیت کند،نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع. آیه «الرجال قوامون علی النساء» معنایش این نیست که زن باید در تمام امور تابع شوهر باشد.نه! یا مثل برخی از این اروپا ندیده های بدتر از اروپا و مقلد اروپا ،بگوییم که زن بایستی همه کاره باشدو مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است.

    بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستند. یک جا مرد کوتاه بیاید و یک جا زن کوتاه بیاید. یکی اینجا از سلیقه و خواست خود بگذرد و دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با هم زندگی کنید.

    اما خداوند متعال تفاوت طبیعی را در زن و مرد قرار داده است. خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشتها خیلی درشت و گنده هستند و برای کندن یک سنگ از زمین خیلی مناسب است، اما اگر بخواهند یک جواهر خیلی ریز را لمس کنند معلوم نیست بتوانند بردارند.

    اما بعضی از انگشتها ظریف و باریکند. آن سنگ را نمی توانند بردارند اما آن خرده جواهر و خرده طلا را می توانند از روی زمین جمع کنند. زن و مرد این طورند. هر کدام یک مسئولیتی دارند. نمی شود هم گفت که مسئولیت کدامیک سنگین تر است. مسئولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است. خدا اینها را اینطور کنار هم قرار داده است.

    امـــــــــــــــــــام خامنه ای
    امام خمینی مصداق « الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء » را اینجور قرار داد. گفت: من اینکار را انجام دادم که همسرم مطیع خدا شود. چه کار کردند؟ آنقدر به ایشان محبت کردند که در کوره محبتشان ایشان ذوب شدند. دیگر هر چه می‏گفتند خدا این را گفته است می‏گفتند چشم. کسی آنقدر محبت می‏کند تا نیاز به تذکر نداشته باشد. خود این پدرکه رو به خدا می‏رود، جاذبه او آن زن هم را همراه خودش به سوی خدا می‏برد. این « الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء » ببینید آهن‏ربایی که آهن به آن وصل می‏شود، آیا این آهن‏ربا قوّام بر آن آهن نیست؟ می‏گویید هست. اسلام هم آهن‏ربایی بود که مرد را به عنوان یک آهن گرفت و زن را به عنوان آهن دیگری. در این آهنی که آهن‏ربا شده مجذوب شد.این « الرِّجَالُ قَوَّامُونَ » مرد مجذوب خدا شده، زن مجذوب مرد، مرد عاشقانه به سوی خدا می‏رود زن در جاذبه او به راحتی حرکت می‏کند. حالا این حرارت که آهن را نرم می‏کند دیگر نیازی به پتک ندارد.بعضی‏ها محبت به همسرشان ندارند. باید با این تذکرات مثل پتک روی سندان، هی بزنند تا او شکل بگیرد. اگر خود او را سرخ کنید با یک اشاره‏ای نرم می‏شود، محبت کنید، مطاع شوید. با این جمله بحث را پایان می‏دهم. “املک لسانک تملک قلوب اخوانک”

    آیت الله حائری
    ذاتا زن منعطف تر
  • دختر مادر مقدس به زهرا
  • تفسیر آیت الله خامنه ای و امام خمینی خیلی زیبا و ظریف و دلنشین بود روزبه روز بیشتر عاشق دینم میشم خیلی دین کاملی داریم افتخارمیکنم مسلمانم و شیعه بابا علی جان
    سلام
    اقای اسمانی ببخشید یه سوال دارم اینکه شما میفرمایید شخصیت زن منعطف تر هست پس چرا تو تاریخ هست که شخصیت زبیر با ازدواج خراب شد، پس چه طور زبیر به همسرش تاثیر میذاشت دیگه چرا قضیه برعکس شد؟؟ یا خیلی ها مثلا زن حارث بن زیاد خانم مومنی بود چرا از همسرش تاثیر نگرفته بود، به نظر من شخصیت زن و یا مرد به ذاتشون هست..یه ایمان قوی...
    من یه بار از یه روحانی که تو 09640 جواب میدن پرسیدم میگن زن و شوهر لباس هم هستند، من که همسر ندارم چطور؟؟هن لباس لکم و انتم لباس لهن، ایشون خیلی قشنگ جواب داد بهم گفت لباس تقوا ذلک خیر..
    پاسخ:
    سلام. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.