روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

تهمت

پنجشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۸ ب.ظ

میگن یه اقایی  برای رای اوردن به اقای خیلی محترمی تهمت قتل زد . ابروشو برد. جوری که مردم اون اقای محترم رو قاتل و جانی حساب میکردند.

میگن خدا چنان گذاشت تو کاسه اش و ابروشو برد و بیشتر هم خواهد برد که مرغان اسمان روزی هزار بار به حالش گریه میکنند.

باشد که پند گیرید.

کلام نور :

هیچ بی شرمی و وقاحتی چون بهتان زدن نیست.

لا قحَةَ کَالبُهتِ.

  • *حاج آقا*

نظرات  (۲)

صحیح است
صحیح هست
حالا حاج اقا ، اگه به زبون نیاد و توی ذهن باشه هم همین " لا قحَةَ کَالبُهتِ" شاملش میشه؟!
پاسخ:
اگر فقط تو دل باشه حرام نیست . اما باز بپرسید. 
ولی به هر حال تو دل هم سعی کنیم بد بین نباشیم
  • بچه پولدار
  • جاجی من نتونستم عربیشو بخونم.

    چی نوشتی اخه.
    مرغان اسمان روزی صد بار بر سزشان فضله می اندازند. اینطوری بهتره

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.