روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

پروانه ی نماینده

شنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۵:۴۲ ب.ظ

شخصی را میشاسم که نمیدانم در سالهای اخیر کار مفید او چه بوده اما میدانم که در حوادث مختلف مدام به این شخص و ان شخص حمله میکند و نابجا یقه میگیرد . گویی که ایشان هیچ کار دیگری ندارند جز یقه گیری ان هم یقه گیری هایی که شاید در بسیاری موارد نابجا و ناحق باشد. 

یک روز با دولت قبل درگیر است

یک روز با فلان مداح ++

یک روز میخواهد از طرف مجلس به جام جهانی برود ++

یک روز  هم با صدا و سیما دست یه یقه است که مردم نان شب ندارند بخورند ان وقت چرا کارشناس خانم اموزش ماساژ پا با شیر برای شوهر میدهد ++

این همه درگیری گویا اعصاب خانم را به هم میریزد و ایشان هوس دیدن جام جهانی میکنند. ++

ان وقت یکی نیست بگوید خود شما چرا هزینه جام جهانی ات را به مردم نمیدهی تا از گرسنگی نمیرند.؟؟؟ اصلا خود شما که روی صندلی نرم مجلس نشسته ای و ظهرها هم کباب و جوجه رستوران مجلس در اختیار شماست و انقدرها هم وضع مالیتان خوب است که به جام جهانی میروید برای حل مشکلات مردم چه کرده ای جز اینکه هر روز با گروهی درگیر هستی و با جنجال افرینی به این و ان میتازی ؟؟؟ 

گاهی هم معلوم نیست صبح از روی کدام دنده بلند شده اند که حرفهایی میزند که حتی هم حزبی ها و دوستان او هم خنده شان میگیرد و حتی در حضور جمع با کوشه و کنایه به او حالی میکنند که کمتر سوتی ش بده ، ابرومونو  بردی. بعد هم خودش دوزاری اش میافتد که ای بابا چه سوتی درشتی دادم. حالا چطور جمع و جورش کنم. خنده اش میگیرد از حرف نابجایش و اما خنده ای که من بیننده فکر میکنم به ریش ما میخندد. ++

 پ ن : مضمون بخشی از نطق ایشان در جلسه رای اعتماد مجلس به وزیر :  اینکه برای آقای سلطانی‌فر نماز می‌خوانند در رأی اعتماد مجلس کافی نیست!؟ ( لینک قبل را ببینید جهت خنده البته ) 

  • *حاج آقا*

نظرات  (۳۷)

  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • هیچ وقت از طلبه شدنتون پشیمون نشدین؟
    بعد اتمام تحصیل سمت دانشگاه نرفتین ا پدرتون براتون شرط نذاشت که هم دانشگاه بخونین و هم حوزه؟
    تو حوزه چی بود که از خیلی چیزهاتون گذشتین؟
    اونجا که نه از نظر مالی اونجور که باید بهتون میرسن و نه این که امنیت شغلی دارین
    شهریه ای که ممکنه حتی کم هم بشه و به صورت ثابت نمیشه انتظار داشت باشه
    همسر یه طلبه بودن باید سخت باشه
    این که تو هر چیزی یه پله جلوتر از بقیه رعایت کنه سخته
    خانم تون خسته نشد؟
    وبلاگ تون خوندم
    نسبت به طلبه جماعت جبهه خاصی ندارم
    هم توشون خوب هست و هم بد
    پاسخ:
    تشکر از شما خواننده پیگیر و با همت و محترم. 
    نه هیچ وقت پشیمان نشدم. 
    بله پشیمان شدم که چرا زودتر نیامدم حوزه
    پدرم مخالفت نکرد.
    اما پدرم میترسید که خدای نکرده وسط راه پشیمون بشم و اونوقت نه دانشگاه رفته باشم و نه حوزه
    در حوزه معنویت بود. در حوزه عقلانیت و اقناع فکری بود. 
    شهریه حوزه کم هست و کسی اگر به هوس مال و دنیابیادحوزه بزرگترین اشتباه عمرشو مرتکب شده
    همسر طلبه بودن سخته اما شیرینه
    همسرم پشیمان نشد البته گاهی که با هم کمی شکراب بگو مگو میکردیم میگفت اگر دختر دار بشم به طلبه نمیدم. اما هیچ وقت اینو جدی نگفت و خیلی زود هم از حرفش پشیمون میشد. خودش فکر میکرد که دیه با غیر طلبه نمیتونه ازدواج کنه. 
    بله در بین طلابخوب و بد هست اما بعضی شغلها درصد بد هاشون خیلی زیاده اما بعضی شغلها درصد بدهاشون خیلی کمه. مثل طلبگی. 
  • یک بنده ی خدا
  • خود را پشت بی مسئولیتی و عدم اطلاع رسانی و آگاهی به مردم یا کم کاری در این مورد
    در برهه های حساس ، قایم نکنیم.نتیجه ی کار خود را می بینیم ... پس به دیگران نخندیم.
    به عملکرد ضعیف خودمان بخندیم ... حالا می بینید، چیزی برای خندیدن وجود ندارد ... به
    جایش باید ....
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • جو و فضای حوزه رو با خوندن دو کتاب از داستان های واقعی در مورد آیت ا... مرعشی و آیت الله بهجت حس کردم
    اما همین حس باعث اشتباه اغلب ماها میشه و فکر میکنیم مدینه فاضله در حوزه ها هست
    طلبه رو به درجه عصمت میبرند تا خطایی ازش می بینن بد بینی رو به دین و اسلام سرایت میدن
    من با نظرتون در مورد کم بودن بدی در شغل طلبگی هم نظر صد در صد نیستم
    لغزش یه طلبه به مراتب بیشتر از لغزش غیر طلبه ست
    شما معلومه با فکر تصمیم گرفتی و هدفتون معاف شدن از سربازی و ... نبود
    زندگی طلبگی سخت نیست؟
    میدونه شما به برکت پول کم باور دارین و این که شنیدم میگین و باور دارین! که امام زمان عج کفیل زندگی تون هستند
    پاسخ:
    احسنت.
    زندگی طلبگی رو با همه دنیا عوض نمیکنم
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • http://1talabeh.blogsky.com/
    https://1talabe.persianblog.ir/

    ماشاء الله دست به قلم تون خوبه ها
    من تازه پرشین نصفه و نیمه خوندم
    پاسخ:
    اون بلاگ اسکای مطلب جدید نداره. 

    ایمیلتون هم ج دادم
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • دیده بودم خانم ها عاشق میشن اما مردها
    نه این که از عشق و دوست داشتن مردها نشنیده باشم
    نهههههه
    اما این که مردی زنش عاشقانه دوست داشته باشه جز انگشت شمارهای عالم اند
    اومدم بگم چه خبر؟ کسی برا همسرش زن دوم اختیار نکرد؟ یا فقط اون پست در حرف حرف باقی موند مثل تمامی حرف های باد هوا؟
    پاسخ:
    افرین. چقدر دقیق و پیگیر. از دیگران خبر ندارم. خود شما کاری کردید؟ 
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • سلام
    ایمیل پیدا نمیکنم متاسفانه
    این روزها به ذهنم رسیده که زن دوم بشم!!!!!!
    چه فکرهای احمقانه ای!
    پاسخ:
    سلام چندان هم احمقانه نیست. 
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • احمقانه ست تا حدودی
    برداشت های آدم ها از زن دوم تو جامعه چه تو قشر مذهبی و چه قشری به قول خودشون روشنفکر چندان خوب نیست
    تازه زن دوم شدن به این سادگی نیست
    شرایط خودش میخواد
    راضی کردن خونواده که هفت خان رستمه
    از اون بدتر که هزارتا سرکوفت به آدم میزنن و میگن اگه قرار بود زن دوم بشی به یکی از اون خواستگارها جواب میدادی
    حقیقتش کرور کرور خواستگار نداشتم و ندارم اما همچین بی خواستگار هم نبودم
    ایضا داشتن تعداد زیاد خواستگار امتیازی برای دختر محسوب نمیشه
    تو سن و سال دبیرستان برام حرف بود که پا پیش بذارند اما مامانم اجازه ورود و حرف نمیداد
    نمیخوام بگم مامان مقصره
    نههههه
    مامانم بهم یاد نداد زندگی کنم
    تا دبیرستان سرگرم و فضای بچگی بودم
    وقتی به خودم اومدم که تو کلی غم اسیر شدم
    چقدر رفتم تو حاشیه
    خواستگار بود اما انصافا نمیشد روشون حساب باز کرد
    شرایط خونوادگی مون بخاطر بی برنامگی بابا برای ساخت خونه و پیش اومدن مریضی مامان و داداش هام و ... نذاشت استرس نگیرم
    همیشه وقتی خواستگاری حرف ش پیش می اومد از شنیدن حرفها فراری بودم
    بدم میاد بهم ترحم کنن
    بدم میاد نگاه ترحم و یا ... کنن
    بدم میاد خب
    آخری یه پسر تو محلمون خواستگاری کرد که خونه داشت
    اما خب ازش تنفر پیدا کردم
    با حرفهای مامانش تنفرم بیشتر شد
    بماند کله م‌نمیگرفت تو خونه ای برم که یه سری خرافات انجام میدن
    مامان تو همون چن لحظه یه رفتارهایی میکرد که
    نه رو گفتم
    بماند این خواستگاری تو زمانی انجام شد که داداش کوچکترم از نظر روحی بهم ریخت و روزهای بدی رو گذروندیم
    پشیمون نیستم از نه گفتن به اون پسر
    نتونست رغبت و میلم رو به ازدواج با خودش جلب کنه
    فکر کرد تحصیلات تو زندگی تاثیر داره!!زهی خیال باطل
    حالا چکار کنم؟
    زن دوم بشم ؟
    از کجا پیدا کنم همچین مردی؟
    پاسخ:
    نمیگم حتما زن دوم بشو. اما راه رو هم بر خودتون نبندید. اگر مورد مناسبی برای ازدواج دوم بود قبول کنید. همین قدر که راهها رو بر خودتون نمیبندید میتونه کمک مهمی برای شما باشه. اصولا در ازدواج باید خودرا در معرض قرار داد . چه زن و چه مرد.منظورم این نیست که ادم خودشو تابلو کنه . اما اینطور هم نباشه که به چشم نیاد و راه ها رو بر خودمون نباید ببندیم. سخت گیری های بیجا میتونه خسارت های زیادی داشته باشه. اینو هم بدونیم که هیچ مردی کامل نیست و هیچ زندگی هم بدون سختی نمیشه. 
    حاج اقا خیلی داغونم هر کسی پیام منو خوند برا ارامیه دلم صلوات بفرسته...
    پاسخ:
    اللهم صل علی محمد  و ال محمد
    سلام حاج آقا به سلامتی توکامنت گزارانتون کیس مناسب ازدواج جور شد
    مبارکه خوشبخت بشین
    اینم یه مدل خاستگاری دختر از طلبه ی عاشق ما
    پاسخ:
    سلام شما هم تو این ایام عید هوس عروسی کردید . به هر کی میرسید اگه اقا باشه میگین الحمد لله داماد شدین اگ عروس باشه میگین عروس شدین. خب حالا کی عروسیه ؟ 
    به هیچ وجه همچین مطلبی که شما میگین به ذهن من خطور نکرده بود. گمان هم نمیکنم ایشان همچین منظوری داشته باشند. شاید هم من خیلی ساده و بسیط هستم. 
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • سلام
    خطابم به اعظم 46
    نمیدونم شاید من این کامنت شما رو خطابم به خودم قرار دادم از پیش داوری نابجام باشه و شاید هم درست متوجه شدم
    اعظم خانم
    اولا من مسئول برداشت های شخصی بعضا اشتباهتون نیستم
    دوما کامنتهام فقط سوال بوده و یه سری حرفهایی که معمولا تو فضای مجازی در قالب کامنت برای وبلاگ ها میذارم و به جنسیت نویسنده وبلاگ تا حدودی بی توجه ام(درسته در نظر گرفتن و مراعات کردن حد و حدود در کامنت گذاشتن اما )
    حاج آقا سوالای من اصلا به معنی خواستگاری و فلان و بهمان نبوده
    بهتر میبینم که براتون کامنت نذارم
    اینم یکی از مشکلات جامعه ماست که نمیشه حرف زد
    پاسخ:
    سلام. این خانم اعظم 46ازخواننده های خوب وقدیمی هستند. نه شماحرف اشتباهی زدید و نه ایشان مطلب بدی گفتند. تفال به خیر زدند. تفالوا بالخیر تجدوه. هر چند شاید مقصود شما این نبوده و از روی همون دل پاکتون مطالبو نوشتید. ایشون هم از روی باطن خیر خواهشون این برداشت رو کردن. نه شما قصدی داشتید و نه ایشون منظور بدی داشتند. من هم از سوالات شما این برداشتها رو نکردم. اگر کمی بازتر و راحت تر به مطالب نگاه کنیم میتونیم راحت از کنار حرفها و مطلب ها رد بشیم و خودمون رو زخمی نکنیم. انصافا گل گفتم. نه ؟ 
    یه مساله ای رو خیلی مدته دوست داشتم اینجامطرح کنم.نشدخلاصه.ولی الان تصمیم گرفتم بگم.
    دوستان ازدواج خوب اگرچه محاسن زیادی داره ولی همه چیز ازدواج نیست.ماعمرمحدودی داریم واومدیم به تکامل برسیم حالاخدابنابه مصلحتی ازدواج یکی رو دیر قرارمیده یااصلا امتحانش اینه که ازدواج نکنه انقدر نذارین این مساله اصل هدف زندگیتونوتحت شعاع قراربده
    اگه نگرانیتون تنهاموندنه اینومطمین باشیدبودن باادمی که هرلحظه ممکنه نباشه انسانو ازتنهایی درنمیاره اگه هم نگرانیتون حرف دیگرانه که بیشتریاشون مهم نیست .میمونه حرف خانواده اونارم تحمل کنید.توداستان روزعاشورا امام حسین ع به خداگفتن چون تو داری منو میبینی وخودمو تومحضرتواحساس میکنم این شرایط رو تحمل میکنم.بامشکلاتمون دوست بشیم حتی دوسشون داشته باشیم اونا نردبون پیشرفت ماهستن .خودمونوقوی کنیم حتی بزرگترین مشکلاتو هدیه خداببینیم.یقیناماروقابل میدونه که ازمون امتحان سخت میگیره و یقیناامتحانات سختشو ازهرکسی نمیگیره ازکسی میگیره که توش قابلیت رشد میبینه.اززندگی لذت ببریم.قران بخونیم بامعنی.برای خودمون وقت بذاریم.خودمونو دوست داشته باشیم.حال خوشمونو وابسته به چیزی نکنیم.مومن تودنیاغریبه مطمیناغربتش باازدواج ازبین نمیره.
    ایناروازسربی دردی نگفتم واقعا بهشون رسیدم منم مشکلات خودمو دارم ولی دوسشون دارم وباهاشون خوشم.
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • تفأل به خیر فرق می کنه با نسبت دادن برداشت اشتباه به صحبت های کسی
    برای در امان ماندنم از این برداشت ها و آسیب دیدن روحی از این صحبت های خوانندگان این وبلاگ بهتره کامنت ندم
    موفق باشید
    من مخالف اون حرفا بودم. نه خودم شوهر دوم میگیرم، نه همسرم اجازه داره زن دوم بگیره!

    ولی برا مهمه بدونم در عمل چه کسی چی کار کرد
    سلام به واگویه که قبلا وبلاگ داشته

    دختر گل، ناراحت نباش، باور کن هم حرفو یکی به منم تو همین وبلاگ گفته بود، من ناراحت نمیشم... یادتونه حاج اقا؟؟
    پاسخ:
    بله
    ازدواج دوم تو بعضی موارد بهترین راه کاره...
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • خطابم به آقای یا خانم ع ع م
    کامنتتون خوندم
    اولا با حرفتون موافق نیستم که تاخیرهای در ازدواج جز امتحانات الهی باشه!!!
    دوما اغلب این تاخیر ها و یا عدم وقوع ازدواج به علت هایی برمیگرده که یه سرش خونواده اند و یه سرش خود فرد و این وسط هم دیگران و همسایه ها و ... بی تاثیر نیستند
    بذارین واضح تر بگم
    بداخلاقی های پدر خونواده و شهره شدن به بددهنی و تند مزاجی
    سکونت در محله ای که معتاد ودزد هستند
    وضعیت مالی
    عدم رفت و آمد
    و ......
    سوما چه اشکالی داره که تو زندگی یکی از اهداف ازدواج باشه؟؟؟؟باید براش برنامه داشت
    چهارما انسان نیازهایی داره و ضمنا فردی اجتماعی هست و از تنهایی گریزان
    ازدواج که به قول قران آرامش و سکینت میاره
    پنجما انتخاب مهمه اما سخت گیری ها و رسم و رسومات و احساسی بودن اجازه تصمیمات عاقلانه رو نمیده
    ششما حرف مردم برای همه مهمه حتی شما و باقی
    لطفا شعار ندین
    برای من اونقدر حرف مردم ارجحیت نداره اما اینجور هم نیست که به حرفشون فکر نکنم و یا یه جاهایی بی گدار به آب بزنم
    هفتما همه مشکلات ما به خودمون و جامعه برمیگرده
    صبر وقتی معنی میده که تلاش هم باشه
    تو تلویزیون کشوری که نظامش اسلامی هست نوع خواستگاری و تشریفات ازدواج لوکس و ... نمایش داده میشه و سعی بر آسان کردن ندارند
    صرفا شعار محوراند
    هشتما باید قبول کار آدم نیازهایی داره که با قران و روزه و ... نمیشه جواب داد
    لطفا راهکارهایی بدید که یک جوون و نیازهاش در نظر گرفته بشه

    در پناه حق باشید
    خدانگهدارتون
    پاسخ:
    خانم ع ع م یکی از طلبه های فاضله و موفق در عرصه تبلیغ هستند. اگر جوابی نوشتند منتشر میکنم
    نظرات داره جالب میشه
    یه کم با نظر خانم واگویه موافقم
    یه کم با ع ع م
    ببین دوست عزیز ، درسته مشکلات زیاد بوده دور و برت ، اما باور کن هستن دخترایی که سطح مالی خوب دارن و شغل پدر و مادر خوب ، خوش قیافه و تحصیل کرده و هنوز هم مجردن
    خانم ع ع م درست میگن . تمام فکر و ذکر و هدف نباید ازدواج باشه

    به ازدواج باید فکر کرد اما نه در مرکزیت
    کلا دیدی روی هر چیزی زوم کنی ، زمانه باهات بدتر تا میکنه
    گیر میدی که بچه میخوام ، خدا روی همون هیییییییی امتحانت میکنه
    میگی ازدواج ، بدتر امتحان میشی
    در کنار همه حاجت هات تو قنوت نمازهات طلب زوج صالح و سالم داشته باش اما بیکار هم ننشین. حاج اقا درست میگن. باید بری توی اجتماعات و مجالس خودی نشون بدی. خیلیا همین جاها کیسشونو انتخاب مبکنن
    یا توی شهرتون پیجور باش ببین کجاها دارن واسطه گری ازدواج انجام میدن. باهاشون همکاری کن و اسمتو بیار توی لیست. خیلی مراکز خوبی راه افتادن برای واسطه گری
    خانمهای موجه و خیر دارن خوب کار میکنن
    در کنار این از دعا و چله گیری غافل نشو. چله سوره حشر. گذاشتن سوره احزاب توی گلدون توی تاقچه. توسل به مادر یه امام. چون خانمها ، هم جنسهای خودشو خوب درک میکنن
    ان شالله که شما هم خوشبخت بشید و عاقبت به خیر
    دوست عزیز اولاسلام
    دومامتاسفانه شمابرداشت مدنظرمنو ازحرفام نکردین
    من نگفتم ازدواج بده گفتم هدف اصلی زندگی چیز دیگه ای هست وپرداختن بیش ازحد به هرچیزی غیر ازاون باعث میشه هدف اصلی تحت الشعاع قراربگیره واین خوب نیست.میشه برای ازدواج برنامه داشت ولی نبایدفکرکرد که حالااگه به هردلیلی نشد پس زندگی برای من تموم بشه وبشینم غصه بخورم که چرانشد.
    ازدواج خوب هزاران مزیت داره ولی متاسفانه امروز ازدواج خوبم کم شده.بنابه دلایل زیادی که حالااینجاجای بازکردنشون نیست ویکی ازعواملش به تغییر سبک زندگی برمیگرده که شماهم اشاره کردین رسانه ها توش مقصرن وواقعا دارن بد عمل میکنن.
    برای من درحال حاضر واقعا واقعا واقعا حرف مردم بی اهمیته چون یاازسر جهله یاحسادت ویاحتی دوستی خاله خرسه.قبلا اینطور نبودم البته ولی وقتی دیدم این حرفاجز متوقف کردن وجلوی پیشرفت ادم رو گرفتن هیچ ثمری ندارن.ودوست نداشتم فرصت کوتاه زندگی رو هزینه این دست مسایل کنم در نتیجه تصمیم گرفتم قوی بشم خیلی قوی .اینهامنافات باتلاش کردن برای حل مشکل ندارن.فقط تفاوتش اینه که ادم درارامش برای حل مشکلش تلاش میکنه.حرف من اینه که شرایط هرچی شد ماانقدر قوی باشیم که ارامشمون بهم نخوره
    گفتم به فکرخودمون باشیم اینکه حال خوشمون وابسته به چیزی نباشه بهد مثال زدم گفتم یکی ازچیزایی که میتونه کمک کنه به ادم دراین زمینه ترجمه قرانه.قران خوندن به ادم شیوه درست فکرکردن میده ادموقوی میکنه .حالااین یکیش بودومهمترینش چیزای دیگه هم هست.
    شرایط سخته واقعا سخت
    ولی واقعا راهش غصه خوردن نیست
    من خودم یه مشکلی دارم خوب به اندازه خودم تلاش کردم که حل بشه حتی خیلیها تلاش کردن که حل بشه واتفاقات خیلی خیلی عجیبی هم افتاد ولی هنوز حل نشده .مسایلی پیش اومد که فهمیدم خواست خدانیست فعلا.حالاجی به نظر شمامدام خودم ودیگرانو سرزنش کنم????عجیبه که شماقبول نمیکنیدامتحان خداست.
    هرکسی مشکلات خودشو میبینه درحالیکه بقیه هم درگیریهایی توزندگیشون دارن .اگه جهانبینیمونوکمی تغییر بدیم تحمل اوضاع راحت تر میشه.
    شمااحتمالا وقت ازاد زیاد دارین .به نظر من کارایی روکه دوست دارین انجام بدین وسعی کنیدازکارتون خروجی بگیرین اینجوری اعتمادبه نفس ادم زیاد میشه حالامیتونه ورزش باشه یاانجام یه کار هنری منظور اینه که متوقف نباشید.وقت خودتونو مدیریت کنید تابتونین ذهنتونومدیریت کنید.
    حرفای دیگه ای هم هست اگه لازم شد میگم
    ممنون حاج اقا بزرگوارید
    پاسخ:
    تبلیغ هستید ؟ 
    تبلیغ نیستم
    سلام
    چهار روز دیگه انشالله مشهدالرضاییم و دعاگوی عزیزان..اونقدر سوونورم..
    پاسخ:
    سلام خوشبحالتون. حتما حتما نایب الزیاره باشید. 
    زیاد بگین اللهم العن هارون الرشید و مامون الرشید و ام الفضل.
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • سلام
    خطابم به زهرا خانم
    بعضی از تاخیر های ازدواج به دست آدم نیست و نبود
    تو خونه نیستم و غالبا در اجتماع ام و در معرض دید
    مطمئنا در این تاخیر خودم هم یکی از مسبب ها هستم و شکی نیست

    خطابم به آقا یا خانم ع ع م
    پیش کشیدن بحث هدف اصلی زندگی به نظرم اینجا محوریت نداره!!!!!!
    منم میدونم قرار نیست دنیا محل همیشگی ما باشه
    قرار نیست و نبود که در دنیا راحتی داشت و ....
    اما هدف بودن ازدواج چه اشکالی داره؟؟؟!!!
    اهداف تقسیم بندی های خاص خودش داره
    ضمنا چطور پیامبر ص میتونه ازدواج کنه و صاحب فرزند بشه اما من و امثال من خودمون با این جملات که امتحان الهی هست و مصلحت نیست و فلان فلان ازدواج رو به درجه دوم و سوم و یا یک موضوع بی اهمیت مبدل کنیم؟؟؟؟؟؟!!!!!
    من و شما وقتی گشنه و یا تشنه میشیم احتمالا سراغ آب یا غذا نمیریم؟؟
    میشینیم و میگیم مصلحت و خواست خدا بر اینه که من گرسنه باشم؟؟!!
    مسلما تلاش میکینم (چیزی که شما در کامنت تون بهش اشاره کردین)(پیش کشیدین این سوالات برای رسیدن به این جای بحث بود که ما نیازی هم در وجودمون هست که ربطی به تنهایی نداره!! باید راهی برای پاسخ و رفع ش باشه)
    نکنه باید مث اون انداختن سنگ در دهان برای جلوگیری از گناه، این نیاز سرکوب کرد؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
    مخالف قرآن نیستم
    اما طبق حدیثی از معصوم انسان باید ساعت ش تقسیم کنه
    قرار نیست کل روزم به روزه داری و قرآن سپری کنم
    من به شخصه ظرفیت این همه ولتاژ ندارم
    مشکل اغلب این تاخیرها خود جامعه و همه ما هستیم
    بماند که در جامعه فعلی اوضاع اقتصادی هم مزید بر علت شده همون طور که در سال های قبل این طور بود
    تفکرات و باورهای دینی هم تاثیر چندانی نداره!! آدم هایی که به اصطلاح درس خونده علوم دینی و حوزوی هستند تو این مسئله خودشون می لنگند و همینطور آدم های به اصطلاح روشنفکر تحصیلکرده دانشگاهی (این عمومیت نداره اما همچین غیر قابل چشم پوشی و ندید گرفتن هم نیست چون تعداد شون داره رفته رفته بالا میره)
    ازدواج خوب به نوع نگاه و تفکر هر کس بستگی داره
    از نظر یه آدم با نگاه دینی معیار و نمونه ازدواج خوب فرق میکنه و از نظر انسانی با نگاهی متفاوت به دین هم همینطور

    پاسخ:
    اگر یه کم حوصله بیشتر خرج بدین و بیشتر بنویسید اینجا خواننده های با سواد و خوبی هستند که هم میتونید باهاشوت دوست بشین و هم ازشون استفاده کنید. راستی شما مذهبی و چادری هستید؟ تحصیلاتتون چقدره؟ 

  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • کاش در عالم زر بله نمیگفتم
    هرگز به این دنیا قدم نمیذاشتم
    دنیاش جهنم و آخرت هم جهنم نصیبم میشه
    خانم واگویه قبول دارم که تاخیر ازدواح دست خودمون نیست اما مدیریتش با خودمونه.دقیقا علت تاخیر ازدواج شما جی هست؟ از اشنایی با شما هم خوشبختم.
    پاسخ:
    ما هم خوشبختیم
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • تعریف تون از مذهبی میشه طفا بگین؟
    چادری ام
    کارشناسی
    من با نوشتن نمیتونم خودم خالی کنم
    بیشتر وقتی احساس سبکی میکنم که برای وبلاگ نویس ها کامنت میذارم
    از انزوا و تنهایی بدم میاد
    اما دوستان صمیمی که بتونم باهاش راحت حرف بزنم ندارم!(دارم اما یکی دو باری بهشون گفتم ولی با عکس العملی مواجه شدم که برام خوشایند نبود)

    خطابم به خانم یا آقای ناشناس
    دقیقش نمیدونم
    اما علت های مختلفی رو میتونم بگم
    نداشتن برنامه برای ازدواج از طرف خونواده به خصوص مادرم
    بدون فکر و به دلخواه رد کردن خواستگار و عدم اجازه و ورد به خونه
    من تو سن 16 سالگی اصلا در عالم نبودم(یعنی مادرم اصلا بهم در مورد خونه داری یا ازدواج و یا .. نمیگفت ..خونواده سنتی و بسته)
    اخلاق پدرم (به تندی و بد اخلاقی و سخت گیر و به قولی گیر سه پیچ دادن معروف بوده)
    الانم خونه سازی که با بی برنامگی پدرم شروع شد
    مریضی برادرم و نوع زندگی بردارم(مجرد هست و خواه نا خواه روی زندگی بقیه تاثیر میذاره.. )
    و...
    پاسخ:
    برادرتون ؟ چکار میکنه؟ 
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • برادرم متولد 61 هست
    متاسفانه علاوه بر بیماری روده ای که داره
    دچار یه بیماری روحی هست که خودش حاضر نیست بره دکتر
    بماند نوع زندگی که برای خودش رقم زده روی همه تاثیر گذاشته
    اوایل که خیلی بد بود مخصوصا بعد به اتمام رسیدن سربازی برادر آخریم
    وقتایی که داداش بزرگترم خونه بود ما حق رفت و آمد در داخل خونه و روشن کردن تلویزیون و یا رفتن به حیاط و ... نداشتیم
    همه باید از جلوش میرفتیم کنار
    ما وقتایی که خونه بود موقع ناهار یا شام اجازه نشستن سر سفره رو نداشتیم
    تا وقتی که خونه هست نباید اتاق ها رو جمع جور کرد به خصوص اتاقی که خودش هست
    اجازه نداری تا سفره رو جمع کنی مگر وقتی که میخواد از خونه بره بیرون
    بماند که شب ها تا دیر وقت بیرونه
    تو کار ساختمان هست نمای ساختمان و کارش هم به گفته کسانی که کارش دیدند عالیه اما سرکارش هم یه خورده شلخته ست
    پاسخ:
    اسم بیماریشون چیه ؟ تا حالا همچین چیزی نشنیدم. 
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • پُلیپ روده داره
    اما این نوع رفتارش نمیدونم چیه و چه اسمی در روانشناسی داره
    در رفتارش کاملا نوعی ترس و انفعال و سردرگمی هست
    اگه چینش وسایل خونه بهم بخوره باید همه چیز بره سرجاش تا این بتونه بره
    نمونه اش همین یک هفته اخیر که اتاقی رو تمیز کردیم و مجبور شدیم وسایلش تو اتاق دیگه ای بذاریم تا موکت و .. بشوریم
    داداشم مامانم مجبور کرد تا اون وسایل جابه جا کنه که از خونه بزنه بیرون
    ماها که حق نداریم تو اتاق باشیم یا اگه هستیم باید تو همون اتاق بمونیم تا بره بیرون
    جدیدا کاری نداره که مثلا تو اتاق دیگه ای یا با تلویزیون روشن هستیم
    مهمان که میاد میره تو اتاق و ساعت ها میمونه حتی اگه مهمان برای شام مونده باشه
    دوست عزیز نمیدونم چراازحرفای من چیزایی رو برداشت کردین که اصلامنظور من نیست.مطمینم حرفای منو دقیق نخوندین .به هرحال امیدوارم مشکلاتتون حل بشه.فقط اینومطمینم که کلیدحل همه درداتووجود خود ادمه.اینوازمشکلات خودم بهشون رسیدم.چه شماباورکنیدچه نکنید
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • کسی باهام دوست میشه؟
    منظورم همون کامنتی که شما گفتید یکم حوصله به خرج بدم و ....
    پاسخ:
    خواننده ها باهاتون دوستن
    خانم واگویه
    ناخواسته رفتین رو صندلی داغ :)
    یه روانشنای بالینی میشماسم که فی سبیل الله هم مشاوره میده. هرچند برادرتون دنبال درمان نیستن اما اگه باهاش مشورت کنی بی تاثیر نیست.
    اگه مایل بودی بگو تا راه ارتباطی باهاشو بهت بگم


    توی ایتا هم یه حاج اقا تشکیلاتیو راه انداختن به اسم تنها مسیر آرامش. اینقدر مراجعانشون زباد بود که یه کانال جداگونه برا وسواس زدن. مطالب قشنگی میگن توش و بعضا موردایی که حرف میزنن چیزایی میگن که برادر شما پیششون هیچه.
    وسواس از غلبه سودا و سردی مغزه و تا مغز گرم نشه وسواس هم خوب نمیشه.
    به نظرم بیای توش خوبه
    http://eitaa.com/joinchat/1667891213Cc27f5ed5a7
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • سلام به همگی
    خطابم به خانم یا آقای ع ع م
    باهاتون موافقم
    یه سری مسائل به آدم ربطی پیدا نمیکنه و کاری ازش بر نمیاد

    خطابم به زهرا خانم
    تا خودش نخواد نمیشه کاری کرد
    مگه این که غذاهاش تغییر بدیم و دقت کنیم که این فقط در زمان شام و صبحانه ممکنه
    در مورد دارو درمانی هم ممکن نیست
    مگه این که بدون این که متوجه بشه تو غذاش بریزیم

    إن شاء الله یه روزنه امیدی باشه
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • هیچ امیدی وجود نداره
    هیچ وقت آدم نمیتونه به لااقل یه درصد از اون چیزی که میخواد برسه
    حالا اگه اراده خطا و گناه بکنی آسون و بی هیچ دغدغه ای فراهمه
    اما حالا بخوای از راه و مسیرش بری تموم راه ها بسته میشه و از زمین و زمان برای آدم سنگ میباره
    این ها رو میذاریم به حساب این که مصلحت نیست
    نمیدونم چرا خواست خدا بر وفق مراد یه عده است اما برای یه عده تازه به مصلحتشون هست
    پاسخ:
    خوبه که صادقانه حرفاتو میزنی‌ 
    دوستان با شما صحبت خواهند کرد . 
    هیچکس بدون مشکل نیست جزکسی که خدااونوبه حال خودش رها کرده وازش قطع امید کرده.مابایدیادبگیریم مشکلاتوتبدیل به فرصت کنیم.ازشون تجربه کسب کنیم باهاشون رشد کنیم.مامشکلات ادمادور وبرمون رونمیبینیم به خاطر همین فکرمیکنیم همه چی توزندگیشون عالیه وبی دردسر دارن زندگی میکنن.اگه خوب نگاه کنیم ادمایی هستن دور وبرمون که بایدخداروهزاربار شکرکنیم که جای اونانیستیم چون خیلی شرایط بدوسختی دارن.چرادرستونو ادامه نمیدین?????مشکل شمااینه که متوقف شدین به نظرم یه یاعلی بگینو حرکت کنید.رکود وادامه روندفعلی باعث افسردگی بیشترتون میشه.
    وهرگز هرگز ازخداناامیدنشین.حتی دربدترین شرایط
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • همچین هم راستگو نیستم!!!!
    کی دست از یقه خدا بر میدارم خودش میدونه

    ــــــــــــ
    یه سوال بپرسم؟
    مگه نمیگن « لا اکراه فی الدین »؟؟
    پس چرا بچه ای که از پدر و مادر مسلمان متولد میشه و به دین دیگری میره رو مرتد اعلام و کشتنش حلاله؟؟؟
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • جواب سوالم گرفتم
    ممنون
    از سایت اسلام کوئیست
    حوزه نت
    مرکز ملی پاسخگویی
    شهر سوال
    چه خوبه این اینترنت
  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته

  • جواب سوالی که پرسیدم: در دین اجباری نیست پس چرا مرتد اعدام می کنن

    تو این سایت ها به جواب رسیدم

    http://pasokhgoo.ir/node/42265

    https://hawzah.net/fa/Question/View/11707/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%AD%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%B7%D8%B1%DB%8C

    http://www.soalcity.ir/node/40

    http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4761

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.