روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

امشب میخوام این شعر رو بخونم

سه شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۳۶ ب.ظ

عیدتون مبارک

مدیحه سرائی امشب  صوت +

مولانا علی علی جان...

موسم ناب رحمت آمد/عید ولایت آمد

ایام حُزن دشمن و بدخواه دین است

جشن تولای امیر المؤمنین است

بگو تو با صوت جلی/علی علی علی علی

مولانا علی علی جان...

 

دل به عشقش اسیر آمده/عید غدیر آمده

پیچیده در هر جا نوای عشق حیدر

گیریم صله امشب ز دستان پیمبر

ای به همه عالم ولی/علی علی علی علی

مولانا علی علی جان...

 

بده بر ما ای نور دلها/برات کرببلا

درد دل بشکسته ی ما را دوا کن

رزق محرّم را به مشتاقان عطا کن

جلوه ی حیّ ازلی/علی علی علی علی

مولانا علی علی جان...

سایت اوینی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۰۶
*حاج آقا*

نظرات  (۱۹)

۰۶ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۳۸ مامان طهورا
روز عید غدیر
عید به این بزرگی
همه میرن مراسم و هیات و ....
من باید لباس پلوخوری بپوشم برم یه مکانی، بشینیم هی به روی آدم هایی که ازشون فراری هستم لبخند بزنم.
تند تند هم حرف های خاله زنکی بزنم و زیر چیلیک چیلیک های عکس هاشون له بشم.
بعد تو دلم حرص بخورم و زیر زیرکی نگاه کنم به ادم های اطراف و وضعیت حجاب ها و ادا و اطوارها

دلم گرفته ای خداااااااااا

خوش به حالتون که خودتون انتخاب میکنید روز عید کجا باشید.
پاسخ:
۲۰ سوالیه؟ 
خب میگفتید کجاس و چیه اینقدر لازم نبلشه فسفر بسوزونیم. 
اگر ادای وظیفه هست همون جا براتون بهترین جشن غدیره
۰۶ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۲ مامان طهورا
دقیقا ادای وظیفه است
و گرنه چه چیزی منو میتونه مجبور کنه برای رفتن؟؟؟؟؟؟؟؟

یه مهمانی لوس در یک مکان عمومی لوس تر....
صاحب این مهمانی یک فرد مذهبی لاکچری هست. با این که حواسش به خمسش هست اما نمیدونم چرا هیچ گاه دوست ندارم سر سفره اش باشم. فکر میکنم مالش پر شبهه است.....
تا حالا با این جور آدم های نچسب برخورد کردید؟؟؟؟؟
پاسخ:
مهمانی در مکان عمومی ؟ ؟ ؟ ابهام افزوده شد. اونم مهمانی هر روزه !!!!
بله یه دوست دار پولداره. اما مذهبیه. 
۰۶ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۲۰ واگویه که قبلا وبلاگ داشته
فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى روایت کرده : یکى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود . روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)عرضه مى دارد : شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل هاى بى بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده اید ، در حالى که من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم ؟!شب امیرالمومنین (علیه السلام) را در خواب مى بیند که آن حضرت به او مى فرماید : اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و فیجیل و فرش طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو :به آسمان رود و کار آفتاب کند .



پس از این خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهید !!بار دیگر حضرت را خواب مى بیند که مى فرماید : سخن همان است که گفتم ، اگر در جوار ما با این اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت کن ، اگر نمى توانى باید به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگیرى و به او بگویى: (به آسمان رود و کار آفتاب کند) پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن ، کتاب ها و لوازم مختصرى که داشته به فروش مى رساند و اهل خیر هم با او مساعدت مى کنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گیرد ، مردم از این که طلبه اى فقیر با چنان مردى ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى کنند .وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى کنند مى بیند شخصى از پله هاى عمارت به زیر آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گوید: (به آسمان رود و کار آفتاب کند) فوراً راجه پیش خدمت هایش را صدا مى زند و مى گوید : این طلبه را به داخل عمارت راهنمایى کنید و پس از پذیرایى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببرید و او را با لباس هاى فاخر و گران قیمت بپوشانید .مراسم به صورتى نیکو انجام مى گیرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذیرایى مى شود .
فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام در آن سالن پرزینت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى که کنار دستش بود ، پرسید : چه خبر است ؟ گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پیش خود گفت : وقتى به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش براى آنان آماده است .هنگامى که مجلس آراسته شد ، راجه به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جاى ویژه خود نشست .نگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت : آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم ، و همه مى دانید که اولاد من منحصر به دو دختر است ، یکى از آنها را هم که از دیگرى زیباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دین ، هم اکنون صیغه عقد را جارى کنید
چون صیغه جارى شد طلبه که در دریایى از شگفتى و حیرت فرو رفته بود ، پرسید : شرح این داستان چیست ؟
راجه گفت : من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمومنین (علیه السلام) شعرى بگویم ، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم ; به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه کردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ایران مراجعه کردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پیش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمومنین (علیه السلام)قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر کردم اگر کسى پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتى مطلوب بگوید ، نصف دارایى ام را به او ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم ،
شما آمدید و مصراع دوم را گفتید ، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است . طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟ راجه گفت : من گفته بودم :به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند طلبه گفت : مصراع دوم از من نیست ، بلکه لطف خود امیرالمومنین (علیه السلام) است . راجه سجده شکر کرد و خواند :
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند * به آسمان رود و کار آفتاب کند
وقتى نظر کیمیا اثر حضرت مولا ، فقیر نیازمندى را اینگونه به ثروت و جاه و جلال برساند ، نتیجه نظر حق در حقّ عبد چه خواهد کرد ؟
۰۶ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۲۲ واگویه که قبلا وبلاگ داشته
چطور بعضی ها اینجوری جواب میگیرند؟
مثلا اون دختر رفتگر که برای حضرت نامه نوشت
یا من خودم دیدم یه عده تا میرند مشهد
برای حضرت خط و نشون میکشند و تو فاصله ای به خواسته شون میرسند
۰۶ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۳۷ مامان طهورا
کامنتم در مورد صندلی داغ چرا تایید نشد؟
پاسخ:
خصوصی نوشته بودین
۰۷ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۰ مهدی سلمانی ماهینی
بزن دست قشنگ را جشن ولایت است
۰۷ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۰ مامان طهورا
سلاااام
عید شما و همه خوانندگان وبلاگتون مباااارککککک
امشب حال عجیبی دارم. تجربه جدیدی هست. شاید تا حالا تجربه اش نکرده بودم. ...
بیایید امشب واسه هم دعا کنیم .......
پاسخ:
سلام.وفقکم الله
از تجربتون ما رو بهره مند کنید . سر فرصت.
دعا هم میکنیم
۰۸ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۲۱ یک بنده ی خدا
سلاله ی سادات مکرم، نور چشم وجیهه ی دو عالم، عیدتان مبارک.

عید تمامی دوستداران حضرت ابوتراب، علی عالی( ع) ،رمز متعالی، عدل جلی،
که متمسکینبه نامشان در جامعه ی اسلامیمان فراوان ولی پیرو سلوک و طریقتشان
بسیار کم که نتیجه اش بر همگی ما عیان گشته،مبارک و فرخنده.کاش از اسم ایشان فقط
بنر نصب نکنیم و شعر نسراییم، رسمشان را هم شاگردی کنیم .که اگر این گونه بود... .
....
❤️الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ 

🌹عید سعید غدیر مبارک🌹
سلام حاج آقا. خوبید؟عید شما و همه دوستان مبارک باشه انشالله
پاسخ:
سلام اسعد الله ایامکم
سلام عید بر شما وهمه ی خوانندگان وب مبارک باد
پاسخ:
سلام اسعد الله ایامکم
سلام عیدتان مبارک
خانم مادر طهورا کامنت اولیتون هزارتا لایک داره، عین احساس من هست، گل گفتید...

حاج اقای اسمانی برا ما ها عیدی بدید دا....
پاسخ:
سلام عیدتان مبارک. عیدی دعای خیر
۰۹ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۹ واگویه که قبلا وبلاگ داشته
من عادتمه که به وبلاگ های بروز شده سری میزنم
از خوندن تکررات خسته میشم و ترجیح میدم با پست های جدید روبرو بشم
امروز به یه وبلاگ رسیدم که
http://vahabymohamad.blogfa.com/
مگه میشه به امور غریبه آدم برسه؟؟؟؟؟!!!!!
۰۹ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۳۹ واگویه که قبلا وبلاگ
http://mava.iki.ac.ir/
حاج آقا کم پیدا شدین!
خیره ان شالله
پاسخ:
اتفاقی نیفتاده. بااین اضاع اقتصادی کی حال حرف زدن داره ؟
سلام علیکم
حرم اقا امام رضا علیه السلام دعا گو بودم مخصوصا وابگویه که قبلا وبلاگ داشته رو..
پاسخ:
علیکم السلام جزاکم الله خیرا
۱۸ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۵۶ مامان طهورا

از وقتی نمایندگان مجلس رفتن به تعطیلات دو هفته ای
تو این مدت دلار و طلا و سکه هی داره میاد پایین و از همه مهمتر اینکه اختلاس هم نداشتیم 😐


امیدواریم به حق پنج تن دائم السفر باشید برید دیگه برنگردید😂
پاسخ:
کار  شما درست شد ؟؟؟
خداوند یه بار دیگه درب های رحمتش رو برایم گشود و مشرف شدم خانه خدا . بسیار به یادتان بودم از انجایکه در نود وسه عمره روزیمان بود امیدوارم سال اینده تمتع روزی شما و بانو هم بشه
پاسخ:
ای جانم . چقدر خبر خوب و زیبایی بود. روحم شاد شد.  شمارو نمیشناسم و ای کاش که میشناختم اما امیدوارم که بهتر از انچه که برای حقیر دعا کردید خدای متعال برای شما مقدر بفرماید. 
۲۵ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۵۶ مامان طهورا
بگم کارم درست شده که دروغ گفتم

اونم یه دروغ بزررررررررررررررررررررررررگ

میگن یک دلیل سفید شدن موها زودتر از موعدش، فشارهای روحیه
نه؟؟؟؟
پاسخ:
حق با شماست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.