روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

منت

پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۵۲ ب.ظ

یکی تعریف میکرد که در فامیلشون یه نفر صاحب فرزند میشه. مرد هر روز از منزل خارج میشد و شب برمیگشت خانه . خسته کوفته و بی حال. اما همین که میرسید منزل از همون دم در ، زن شروع میکرد به ناله زدن که امروز بچه اذیت کرده ، خسته شدم ، خرد شدم ، چه خبره چقدر باید کار کنم و دیگه بچه نمیخوام و این طور صحبت ها.

مرد هم که ادم شریف و نجیبی بود شرمدنه میشد که که خانمش اینقدر برای بچه هاش زحمت میکشه و فورا لباسشو در میاورد و شروع میکرد به کمک کردن به کارهای خانه.

و زن هم که میدید مرد داره نازشو میخره و حرفاش تاثیر گذاره بیشتر اخ و ناله و شکایت میکرد.

.

.

.

 ذهن من از اینجا شیفتshift شد به یه مساله دیگه.

بزارید مساله رو بهتر تصور کنیم .

زن هی غر میزنه.

مرد از این حرفها شرمنده میشه.

اما ناراحت هم میشه که چه چرا خانومش اینقدر تو زحمت هست. اونوقت مرد خودش رو به زحمت مضاعف میاندازه و شروع میکنه به کمک کردن. باینکه مرد خسته و کوفته اومده خانه.

بعد زن که از این رفتار مرد لذت میبره سعی میکنه بیشتر ناز کنه.

و در نتیجه مرد بیشتر تلاش میکنه اما خیلی خیلی بیشتر تو زحمت میافته جوری که شب نمیتونه راحت بخوابه و فردا صبح خوابالود میره سر کار.

و اگر هم مرد بخواد روزهای اینده کمتر کمک کنه احتمالا زن بیشتر شاکی میشه و دوبرابر غرر بزنه.

به چی شیفت شدم ؟؟؟

به این ایه شریفه منتقل شدم که لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی

صدقه های خودتون ( یا به تعبیر من : کارهای خوبتون در حق دیگران رو ) با منت گذاشتن و اذیت کردن دیگران باطل نکنید ( و از بین نبرید. )

این زن از صبح تا شب به کار خیر تربیت فرزند مشغول هست. اما شب با منتی که به سر شوهرش میزاره همه رو دود میکنه .

هر چند اگر خیلی به زبان هم نمیاورد باز هم مرد خودش میفهمید و در حد توان به خانومش کمک میکرد.

264 بقره

  • *حاج آقا*

نظرات  (۱)

  • واگویه که قبلا وبلاگ داشته
  • حاج آقا نمیگین فضولیم گل کنه چطوری جلوش بگیریم که نخوایم بپرسیم رمز پست پایینی چیه؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.