روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

جمله ای از لیلای خانه

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۵۰ ب.ظ

لیلای خانه میگفتند که ادمهایی که دست نیاز به طرف دیگران دراز میکنند - منظورش همین گداهای تو خیابون بود - معمولا معرفت ندارند. من هم چند بار این مساله روامتحان کرده ام . مخصوصا اگر بیشتر از حد انتظارش بهش محبت کنی فکر میکنه میخوای بخوریش. به قول همون شاعر : خوبی که از حد بگذرد - جاهل خیال بد کند.

 این جملات حکیمانه را از کسی به سن و سال لیلا شنیدن  خیلی زیبا و دلنشین بود.

لیلای خانه از این جملات و نکات حکمت امیز کم نداشت و من هم عاشق  عقاید پاک و جملات حکیمانه و عاقلانه لیلای خانه و هر کسی هستم که این طور چیزها در چنته داشته باشه.

ادمیزاد اگر همراه و همنفس عاقل داشته باشه چه چیزهای خوبی که یاد نمیگیره. تمام حرکات و رفتار و صحبت های یک همنفس عاقل میتونه درس اموز باشه و در کنار شریک زندگی میشه همیشه لذت اموختن و یاد گرفتن رو تجربه کرد.

جمله ی بالا رو یک بار دیگه واو به واو بخوانید و فکر کنید .

همون طور که اگر شریک زندگی جاهل و نادان باشه همیشه در کنارش احساس درد و رنج میکنید. زندگی تبدیل به یک شکنجه گاه میشه. همیشه یک احمق هست که زحماتتو هدر میده. پولتو وقتتو ابروتو خلاصه گند میزنه به تمام حیثیتت .

دوستی داشتم که طبق اونچه که شنیده بودم یه همسر سبزه داشت. ( البته من که ندیدمش. اما اینطور میگفتند ) اما این خانم سبزه و نازیبا اینقدر خانم و کدبانو و عاقل بود که ان دوست ما عاشق دلباخته اش بود. دیوانه اش بود. (  خب البته اون خانم شانس هم داشته آرام و الا مرد عاشق کجا پیدا میشه)

حالا چی میخوای نتیجه بگیری حاجی ؟ اهان

میخوای بگی بریم سبزه بشیم ؟

- نه جانم

میخوام بگم برو بجای رسیدن به ظاهرت بیشتر به فکر عقل و رفتارت باش. نمیگم به ظاهر نرس. میگم اولویت باید با اون باطن باشه

و اقای که میخوای ازدواج کنی اول به شعور و درک و عقل خانومت نگاه کن بعد به پول باباش.

  • *حاج آقا*

نظرات  (۷)

  • حمدان مقدم
  • عالی بود
    سلام ، خیلی خوب بود
    پاسخ:
    سلام
  • مامان طهورا
  • اینو که گفتید دلم‌به حال همسرم سوخت....

    چون من گیرش اومدم. خخخ

    به خودشون گفتم که باید ببینی به درگاه خدا چه کوتاهی کردید که من از آسمون صاف افتادم تو زندگی شما....😣😣😣😣😑😑😑😑😑😑
    پاسخ:
    چرااااااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟
    سلام
    حرفاتون خیلی قشنگه ولی ادمو ناراحت میکنه...
    پاسخ:
    سلام
    سانسور؟؟؟
    چرا چون میکنید؟!!
    پاسخ:
    سانسور چی ؟
    کامنت من کو؟
    نوشته بودم که
    لیلای خانه میگفتند؟؟؟!.
    دیگر نمیگویند؟
    دوباره گیر بدم حاج اقا؟!
    پاسخ:
    نیست نیست نیست
    .........................
    اون کامنت چرا چون میکنید جوابش چی بود ؟
    نیست؟!
    لیلا نیست؟

    چرا چون میکنید به این معنی که چرا همچین میکنید و کامنت منو تایید نمیکنید
    منظور خاصی نداشتم
    پاسخ:
    منظورم اینه که کامنتتون نیست . و الا دلیلی نداشت که تایید نشه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.