روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

ازمایشگاه

جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۰۸ ق.ظ

رفتم دکتر برای یه چکاپ ساده . چکاپ علاوه بر اینکه برای هر ادمی به طور سالیانه لازمه یه حس خوب هم بهمون دست میده . حسی که فکر میکنی سالمی و خدا رو شکر هنوز مشکل خاصی نداری.

از اونجا که چکاپ همراه با یک سری ازمایشگات هست سری هم به ازمایشگاه زدم که در همون نزدیکی ها سونوگرافی هم بود. جمعیت هم ماشا الله ریخته بود اونجا.

کارهام تمام شد . ساعت از 11 شب گذشته بود. خواستم سوار ماشین بشم که دیدم یه نفر از تو بیمارستان پشت سرم اومد. یه پیر مرد خیلی لاغر سفید و به نظر متدین . از اینایی که تو مسجدها معمولا تو صف اول میبینیدشون. ( ببخشید حواسم نبود شما خانومید و معمولا صف اول مردا رو نمیبینید)

از این طرف خیابون که میخواست بیاد اینطرف صداشو بلند کرد حاج اقا حاج اقا ... .

من داشتم در ماشینو باز میکردم ک هبرگشتم و گفتم بفرمایید.

گفتن حاج اقا من شما رو جلو سونوگرافی دیدم. من با خانواده اومدم اینجا. حاج اقا تو رو خدا ابرومو بخر . من با خانواده اومدم اینجا اما پولم تموم شده. 30 تومن کم اوردم.

از اونجا که ماه صفر ماه صدقه هست  و این بنده خدا هم ادم خیلی مومن و صادقی به نظر میرسید میخواستم کمکش کنم. اما یهو دروغهایی که بعضی ها به عنوان نیازمند بهم گفتند جلو چشمم ظاهر شد. من عهد کرده بودم که به کسانی که تو خیابون تکدی گری میکنند کمک نکنم. اما این فرق داشت اما باز هم شاید راست میگفت. اگه راست میگفت اونوقت چی ؟ اخه این وقت شب تو بیمارستان برای سونوگرافی خانواده اش !!!

همه این فکرها در عرض یک ثانیه تو ذهنم گذشت.

گفتم ببخشید من خیلی پول به همراه ندارم و دست کردم تو جیبم و بهش نشون دادم. تو جیبیم چند تا کاغذ بود که یکی تو دو تا نوحه و روضه روش نوشته بودم. یکی دو تا کاغذ هم که روشون شماره تلفن بود و دو تا ده هزار تومنی و یه پونصد تومنی و یه دویست تومنی! جمعا 20 هزار و هفتصد تومن.

از این اون کاغذها دو تا ده هزار تومنی رو نشونش دادم و گفتم ببینید من خیلی پول همراه ندارم اما این ده هزار تومنی برای شما. وقتی اینو بهش دادم دیدم انگار خیلی غصه تو دلش هست و انتظار داره باز هم کمکش کنم. باز دلم سوخت و بلافاصله گفتم : بیا این یکی دیگه هم برای شما. میبینی که دیگه چیزی تو جیبم نیست. ببخشید.

اون هم یه تشکر ساده کرد و رفت. من هم سوار ماشین شدم و راه افتادم. سرمای اخر شب از عبای توری تابستانی کاملا به بدنم نفوذ میکرد. اما فکر اون مرد خیلی منو اذیت کرد. به این فکر میکردم که اون ده هزار تومن باقیشو چکار میکنه ؟ اون 30 تومن میخواست نه 20 تومن. به جان خودم اگر مطمئن بودم که راست میگه بجا 30 تومن 50 تومن بهش میدادم. حتی حاضر بودم وقتهایدیگه هم کمکش کنم .اما خدا لعنت کنه اون چوپانهای دروغگویی که اعتماد رو از همه میگیرن .

چند بار به ذهنم رسید که برگردم و ببینم تو بیمارستان چکار میکنه ؟ مشکلش حل شده یا نه. اما دیگه فاصله من با بیمارستان هی بیشتر و بیشتر شده بود و بعید میدونم که بتونم اونو تو اون بیمارستان پیدا کنم.

الان چند روزه که فکر اون بنده خدا اذیتم میکنه.

شما بودید چکار میکردید ؟

پ ن : دارو بد جوری گرون شده. اونی که قبلا 40 تومن بوده الان 70 تومنه.

پ ن : اون جای که رفتم بیمارستان نبود یه مرکز پزشکی هست تو قم در بلوار محمود نژاد به اسم شهر پزشکان.

پ ن : تو جیب خودم 700 تومن موند که باهاش نمیشد حتی یه بطری کوچولوی اب معدنی خرید.

  • *حاج آقا*

نظرات  (۹)

سلام ، متاسفانه بنده هم اینجور وقتها بین دو راهی میمونم !!
پاسخ:
سلام دوراهی سختیه
  • من انقلابی ام
  • بایداز خدا استعانت بطلبیم که همیشه فراستی بهمون بده تا درست بتونیم تصمیم بگیرم .
    قبول باشه انشاءالله.
    پاسخ:
    ان شا الله.
    متاسفانه این روزها اینقدر آدمهای ریاکار میبینم آدم به همه چیز شک میکنه . ولی من اگه جای شما بودم بهش میگفتم پول نقد ندارم بیا با هم بریم تو کلینیک من برات کارت بکشم . البته همین اینکه بیشتر دارایی تون رو هم بهش دادید قابل تقدیر
    پاسخ:
    درست. کاش اسمی ایمیلی ادرس وبلاگی ....
    چکاپ همراه با یک سری ازمایشگات !!
    آزمایشگات چیه حاج اقا؟
    هر چی هست ان شالله تنتون سالم و دلتون بی غم باشه

    منم اینجور مواقع تو دوراهی میمونم
    پاسخ:
    برای چک کردن. مگه برا چکاب از شما ازمایش نمیگیرن ؟
  • یک بنده ی خدا
  • سلام چون سلام و تکریم سادات واجب است.
    ....
    لطفا" اینقدر اما و اگر و چوپان دروغگو و ... نفرمائید.وظیفه ی ما کمک و در اصطلاح از
    در نراندن فردیست که به ما رو می اندازد.مهم نیت ما در برخورد با مسئله است و ضامن
    و وکیل نیت طرف رو به رو نیستیم.نیکی را انجام می دهیم و نتیجه را به خدا واگذار
    می نمائیم.مطمئنا" اینقدر عقل و انسانیت و وجدان داریم که حتی گاهی اوقات منتظر گویش
    نیاز افراد نمانیم وگرنه اوضاع در جامعه نباید اینگونه می شد ....
    خوش به حال ما و مسلمانی هایمان ....
    والسلام.
    پاسخ:
    سلام. باید مراقب بود ترویج فرهنگ تکدی گری نکرد. افکار عمومی رو نمیشه نادیده گرفت. کمک و نیت خوب شما باعث سو استفاده دیگران نشه. ممنون از کامنتتون.
  • یک بنده ی خدا
  • هروقت پاسخ کامنت های هزار سال پیش خود را دیدیم آن وقت دست به کامنت خواهیم
    شد!! آدم را تا وقتی نطلبیده اند، کفشهایش را پشت در خانه ی کسی جفت نخواهد کرد
    و غرور و عزت نفس خود را ایضا" خدشه دار.
    پاسخ:
    ضرب المثل قشنگی بود. اگر کامنتی نیازبه جواب داشته بفرمایید حتما جواب خواهم نوشت. اگر تاخیر شده عذر بنده رو موجه بدانید. ( احیانا کار زیاد یا فراموشی ) // اون کامنت خصوصی چوپان دروغگوی خانگی جریانش چیه ؟
  • یک بنده ی خدا
  • جریانش سنجش میزان اعتماد به شما بود که برای بار چندم برایم مسجل شد امانت دار
    خوبی نیستید.... وگرنه از شما بعید است تفاوت کامنت خصوصی و عمومی را ندانید و
    مانند سابق ...رفتار نمائید.بنده اگر تمایل داشتم عمومی می نوشتم.واقعا" برای خودم
    متاسفم که صاحب یک وبلاگ تفاوت حریم کامنت ها را درک نمی کند.
    پاسخ:
    سر کارم گذاشتین یا واقعا مطلب خاصی مد نظرتون هست که بنده متجه نمیشم ؟ بزرگوار اینجا نمیشه کامنت خصوصی رو عمومی کرد. اگر لطف بفرمایید واضح و روشن بفرمایید متشکر میشم.
    آزمایش چرا میدیم
    جمعش هم میشه آزمایشات
    آخه آزمایشگات؟!!!
    پاسخ:
    به بزرگواری خودتون قلم عفو بر جرائم حقیر بخشکانید.
    روز شهادت امام رضا وسط روضه همکارم پیام داد دویست تومن داری بدی به من؟
    وسط روضه رفتم تو فکر. بدم؟ ندم؟ چه امتحانیه آخه
    200 تومن داشتم
    اما هر چی فکر کردم گفتم نه نمیدم
    اول که خوش حساب نیس و حدود 4 ماهه 90 تومن به من بدهکاره. یا یادش رفته یا به روی خودش نمیاره . منم روم نمیشه بگم پس بده
    دوم درسته الان نداره اما از خواهر و برادر و فک و فامیلش بگیره نه من همکار خانم!
    سوم. اینقدر که من یه قرون دو زار میکنم برا زندگیم اون خیلی بی هوا خرج میکنه. فکر پس انداز و فردا روزش نیست
    چهارم شوهرم میفهمید بهش قرض دادم ناراحت میشد
    این شد که شیطون گولم زد و گفتم شرمنده.
    پاسخ:
    عاقلانه فکر کردید. افرین. البته فکر کنم یه مساله شرعی هم داریم که قرض دادن به ادم بد حساب .... باید بگردم مساله رو دوباره ببینم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.