روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

دو مشاوره

يكشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۹ ق.ظ

چند مشاوره جدید 

1 . میگفت من خانومم اینطوریه که شب ها که همه میخوان بخوابن تازه یادش به کاراش میاد و میخواد بیدار باشه. بعد صبح که همه دنبال کارو تلاشند بجاش میخوابه . ظهر ساعت 2 و 3 که همه میخوابن اون میخواد بیدار باشه و بجاش ساعت 6 عصر میگه خوابم میاد. 

دقیقا بر عکس همه . یعنی وقتی همه خوابن ایشون بیداره . انگار خوشش نمیاد همراه همه باشه. همین باعث شده خیلی جاها دچار مشکل بشیم. مهمونی میریم میبینم ظهر همه خوابن ایشون بیداره . مهمون میاد ... . کارای خونه برای ساعت های نامناسب می افته و کلا مزاحمت ایجاد میکنه. 

جواب من : با توجه به شواهد و قرائن دیگر خانم شما حالت انزوا طلبی و بیخیالی داره. اون دلش میخواد بیشتر تو تنهایی باشه. ظهر که خوابن بیدار. شب که همه خوابن بیدار ... . کلا از وقت هایی خوششش میاد که تنها تر باشه و این خیلی بده. 

البته علت دیگه ای هم میتونه داشته باشه که ... . 

2 . میگه خانومم بد غذاست. کلا هله هوله میخوره. پشت سر هم میخوره. غذایمونده میخوره.  دیدین بعضی خانومها سفره شون رو با چه عشقی پهن میکنن ؟ نون پنیر رو میزارن تو سفره کلی ذوقش میکنن بعد با یه عشقی سبزی رو میزارن کنارش و با لبخند یه نگاه دیگه بهش میکنن ببینن چی کم داره ؟ میگن خب این مثلا گوجه فرنگی هم کم داره ... . اما خانوم من کاملا بر عکسه. تو یه کاسه مثل کاسه واجبی ( تعبیر خود اقائه ) برنج مونده رو گرم میکنه میزاره سفر سفره. بعد هم که غذا تمام میشه یادش میاد اهه سبزی داشتیم ماست داشتیم ترشی داشتیم لیمو داشتیم همه چی داشتیم. 

این سفره پهن کردنش اونم غذا خوردنش. 

جواب من : خانومت یا خیلی بچه هست یا اینکه تو خونه بابائی که بوده منظم بار نیومده. شلختگی فقط به وضع اتاق و ... نیست. غذا خوردن و خوابیدن هم نباید شلخته باشه. 

مثل مادرهای دانا غذا خوردنش رو تنظیم کن. البته میدونم که سخته. مثلا اگر نهار ساعت 2 سیر سیر خورد دیگه اجازه نده تا 5 یا 6 عصر چیزی بخوره. اگر هم گفت گرسنه ام مطمئن باش که گرسنه نیست. فقط هوس کرده. اما ساعت 6 عصر یه عصرانه سالم بخر با هم بخورین. بچه هایی که دم دقیقه دهنشون میجنبه مخصوصا بچه های این دوره ، که مامانشون شکم بچه رو با سطل زباله و اسیاب برقی یکی میدونن ، بد ریخت ، بد غذا ، با مشکلات گوارشی و جسمی و بد خلق بار میان. چون تا گرسنه بشن بی تابی میکنن و تحمل دو دقیقه جلو هوسشون رو گرفتن ندارن. 

خانومت و خانواده ات رو عادت بده به انضباط در غذا خوردن. البته نه خیلی سخت و خشک. اما خب بی قانون هم نباش.

  • *حاج آقا*

نظرات  (۱)

شاید
اون زن دیگه انرژی برا ی ادامه دادن نداره
خستس

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.