روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

عجب زنی

شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۵۸ ب.ظ

با کامیونش همیشه جلو در این مغازه پارک میکنه. امشب بهش گفتم خوبه شما هر شب میای اینجا خرید.

میگه حاجی  ی ی ی ی ی ی ی ی ی لامصبِ زن نمیزاره دست خالی برم خونه. باید حتما براش یه چیزی بخرم با دست پر برم خونه !!!!

عجب زنی.

اون اقاهه هم یه مرد هم تیپ راننده کامیونها جوان سیبیل در رفته و ریش تراشیده با لنگ و دستمال و ... . اصلا بهش نمیومد از این کارا بکنه.

پ ن : اگر فکر بد نکنید دوست داشتم خانومش رو ببینم چطوری این سیبیل کلفت رو تو مشت خودش گرفته.

  • *حاج آقا*

نظرات  (۶)

گاهی بعضی مردها رو باید مجبووووور کرد وگرنه اصلا بفکر خانوادشون نیستن...ما ی فامیل دور داریم اقاهه یکمم خلاف بوده و اینا
حالا تاکسی داره
خانومه مجبورش کرده روزانه سی تومن بیاره خونه
بدون پول بیاد شب راهش نمیده خونه :))))))

گاهی انقدر دیگه کارد به استخون زن ها میخوره که دیگه مجبور میشن بدجنس باشن
پاسخ:
ادم دوست داره ببینه این خانوما چطور یه نفر رو میتونن مجبور کنن ؟ در مخیله من نمی گنجه زنی منو مجبور کنه.
بلی بلی واقعا
ما که اصلا نمیتونیم به بابا بگیم بالا چشمت ابرو هست...دیگه چه برسه که تذکر بدیم بهش بابت کارهاش مثلا...
اینجور زن ها خوب بلدن دعوا راه بندازن :)))) طوری که طرف مقابل عقب نشینی میکنه دیگه

راستی حاجاقا من ی سوال داشتم و توی تلگرام براتون فرستادم
میشه جوابش رو بدید؟
پاسخ:
چشم
  • مامان طهورا
  • حاج آقا ادرسشونو بدید
    یه دوره کلاس برم پیش این خانومه ... (شکلک خنده شدید)

    ولی حاج آقا من توی زندگی دوستانم و خودم یک تجربه به دست آوردم
    و اونم اینه که اگر مردی همسرش رو قبول داشته باشه و اون زن هم مدیر و مدبر باشه دیگه اون مرد مطیع میشه.. زور گویی هم در بین نیست...

    مثلا خود من در مواردی که همسرم قبولم داره... اونجا به راحتی من نظرم رو اعمال میکنم ولی اگر تو موردی بنده رو قبول نداشته باشه... آسمان هم به زمین بیاد حرف حرف خودشونه
    پاسخ:
    تجربه ارزنده ای بود. قشنگ بود اگر ادرسش رو داشتم خودمم میرفتم یه کم با روش های زنانه اشنا بشم گول نخورم.
  • مامان طهورا
  • یک مورد دیگه هم که باعث سکوت و کرنش مرد میشه
    وجود فرزنده
    مردی که از زنی صاحب چند فرزند میشه
    چون اداره امور فرزندانش به دست اون زنه
    مجبوره خیلی کوتاه بیاد و خیلی کرنش کنه

    این موضوع رو به طور واضح تو زندگی های اطرافیانم‌دیدم
    پاسخ:
    جالب بود. دستتون درد نکنه.
    آخیش... نگاه به ظاهرش نکنید... قلبش نازک بوده
  • گل همیشه بهار.
  • این آقا خییییییییییییییییییلی زنشو دوست داشته. اما به خاطر اینکه ابهت مردانش و وابستگیش به زنش جلوی بقیه لو نره اونطوری وانمود میکرده.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.