روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

اتفاق جالب حاجی در روضه زنانه

سه شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۲۶ ب.ظ

رفته بودم یه روستایی

دعوتم کردن یه خونه ای

برای چند جمله سخنرانی

تو مجلس زنانه

ما هم بدون اینکه بدونیم کجا میریم

یا مخاطبمون کیه

همین طوری راه افتادیم طرف خونه ی اونا.

شروع کردیم سخنرانی

از قبل هم اصلا فکر نکرده بودم.

همین طوری شروع کردم به حرف زدن.

از اهمیت پرستاری از افراد فلج میگفتم.

از اهمیت رسیدگی به بیماران.

سخنرانی تمام شد

با خودم گفتم خاک بر سرت. نه قبلش میپرسی مخاطبت کی هست.

و نه قبلش مطالعه میکنی

اخه این حرفا بدرد این بندگان خدا میخورد که وقتشون رو گرفتی ؟

تو همین فکرها بودم که برام چایی اوردن.

چایی خوردم و نخورده خواستم بلند یشم و از اونجا بیام بیرون.

صاحب خونه گفت صبر کن حاجی .

بیا اینجا کارت دارم.

منو برد پشت اتاق.

تو یکی دو تا راه رو رد شدم.

خونه پیچ در پیچ بود.

گفتم نکنه این خانم قصد و مرضی داره. 

خلاصه ما رو برد اون پشت مشتا.

یه اتاق بود.

رفتم داخل

دیدم اون عقب مقبا روی زمین یه تشک هم پهن کردند.

خلاصه دیدم روی تشک یه نوجوان فلج مادرزاد خوابیده.

داشت اشکم در میومد.

اخه من نمیدونستم اونها فلج دارند. همین طوری بدون هیچ اطلاع قبلی این مطالب رو گفته بودم.

چقدر هم مطالب بهشون چسبیده بود. بندگان خدا فکر میکردند علم غیب دارم. یا یکی از همسایه ها قبلا قضیه رو کف دستم گذاشته .

خلاصه که خدا اگه بخواد چیزی یادتون بده ولو به واسطه یه کلاغ باشه میتونه یادتون بده. الرحمن علم القران . خداست که تعلیم میده.

پ ن : دیروز به یکی از خواننده ها گفتم که حوزه ثبت نام کن و رها نکن . گفتند اتفاقا چه خوش موقع این خرفو بهم زدید. ثبت نام کردم اما پیگیری نکردم.

  • *حاج آقا*

نظرات  (۳)

  • گل همیشه بهار.
  • الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا
    سلام. ان شالله خدا بر توفیقاتتون بیفزاید.
    حاج آقا منم به این مطلب که فرمودید اعتقاد دارم. مثلا اگه یه روزی اتفاقی به مامانم بگم تو...تمام شبکه های تلویزیون و موضوع بحث تموم مهمونیا و روزمره ها احترام به پدر و مادر میشه. اونموقع فقط عذاب وجدان برامون میمونه
    #صادق_زیباکلام: به قوه مجریه هر اعتراض و انتقادی می‌توان وارد نمود. اما اگر از #قوه_قضاییه سئوال شود که #محمدعلی_طاهری به چه جرمی به #اعدام محکوم شده، می‌شود #تبلیغ_علیه_نظام.
    پاسخ:
    هم جمله اول و هم جمله دوم ایشان اشتباهه. خیلی ها هم هستند به هنوز به دولت انتقاد نکرده دم دهانشان را بسته اند. و خیلی ها هم هستند که به قوه قضا اعتراض میکنند و هیچ زندانی هم در کار نیست. نگاه به مصداق از این حیث که جزئی هست نمیتواند برای استدلال صحیح باشد. کلیت را باید در نظر گرفت. اما یه توصیه هم به شما بکنم. کسانی که با اقای زیبا کلام از نزدیک اشنا هستند میدانند که این اقا تعادل درست و حسابی نداره ( جدا میگم فکر نکنید از روی تعصب و ... دارم حرف میزنم. ) واقعا اگر شما نیم ساعت پیش ایشون بشینین متوجه میشین. کلا اون وزانت و متانت لازم در صحبت های ایشون وجود نداره.
    راستی سکوت کرکننده ی شما بخاطر فوت اقای ابراهیم یزدی، معنی های زیادی داشت.
    اقای یزدی با همون کروات اش نقش خیلی پررنگ تری در پیروزی انقلاب داشت.
    پاسخ:
    باید در مورد ایشون چیزی بگم ؟ اگر بخوام چیزی بگم همان حرف امام امت هست که خطر نهضت ازادی که این اقا دبیر کل اون بود از خطر منافقین بیشتر است.  روح امام امت شاد که حرف حق را بدون هیچ ملاحظه ای به زبان می اورد.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.