روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

صندلی داغ / خانم زیبا / شماره 1

دوشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۴۷ ب.ظ

تشکر فراوان از خانم زیبا که افتخار دادند از تجربیاتشون استفاده کنیم.

به نظرم انتقال تجارب خیلی میتونه برامون مفید باشه.

ان شا الله خوانندگان گرامی هم نهایت استفاده از تجربه های این خواهر گرامی رو ببرند و البته به این خانم بزرگواری که زحمت کشیدند و وقتشون رو در اختیار ما قرار دادند نهایت احترام رو بزارند.

خانم زیبای گرامی ، در بخش کامنت ها میتونید به سوالات جواب بدین. لطفا هنگام پاسخ گویی ذکر کنید که به چه کسی دارید جواب میدین. 

.......

شوهرم 5سال پیش ورشکست کرد و بعد از براثر حمله قلبی فوت کرد.
من موندم و یه دختر و کلی بدهی.
چون بخاطر ازدواج با خانواده ام مشکل خورده بودم، بعدش هم باهام مشکل داشتیم. فقط یه سال تونستم خونه بابام دوام بیارم و از اونجا اومدم بیرون و خودم خونه اجاره کردم. پدرم هم پیر هست و بچه زیاد داشت.

توی یه سالن ارایشگری کار می کنم (ارایشگاه ندارم ها) و درامدم خیلی سخت کفاف هزینه ها رو می داد. از طرفی مجبور بودم که دخترم رو ساعت های زیادی توی خونه تنها بذارم که می دونین چه کار خطرناکی هست. می ترسیدم که دخترم رو ببرم خونه بابام بذارم که برخی از پسرهای فامیل بهش دست درازی کنن.

این ها همه یه طرف، نگاه های ترحم امیز فامیل و کثیف برخی از مردم طرف دیگه.

تا اینکه با همسرم اشنا شدم. زن اول ش و دو بچه اش توی مشهد زندگی میکنن و ما توی یکی از شهرای نزدیک به مشهد.
هفته ای دو روز برای انجام کاراش میاد اینجا و پیش من می مونه.
هزینه زندگی رو می ده به طوری که فقط صبح ها می رم ارایشگاه.
همین ک یه مرد توی خونه رفت و امد می کنه هرچند کم، باعث شده که نگاه کثیف از بین بره.

زن اولش نمی دونه که من هستم، من هم قول دادم باهاش همکاری کنم که زن اولش نفهمه. تنها شرط اش هم این هست ک بچه دار نشیم که من هم باهاش موافقم.

اگه سوال بیشتری هست در خدمتم.

..............................

بعدا نوشت:

تشکر از خانم زیبا و همه عزیزانی که در صندلی داغ مشارکت داشتند .

برای خود من نکات بسیار مفیدی داشت.

تاثیر گذاری صندلی داغ به این خاطر هست که شما با یک شخصیت زنده و واقعی رودررو حرف میزنید و مثل کتاب و مقاله و داستان و رمان موجودی خیالی و وهمی نیست و همین باعث میشه مساله بهتر لمس بشه. برا خود شرکت کننده ها هم خیلی مفید خواهد بود چون جرات پیدا میکنند از زندگیشون بگن و از نظرات دیگران بهره مند و نوع نگاه انها مطلع بشوند.

اما نظر من در باره این مساله :

به نظر من خانم زیبا بهترین کار ممکن را کرد. ان اقا هم از راه صحیح و درستی هم نیازهای خودش رو تامین کرد و هم از فساد و گناه مصون موند در عین حال توفیق پیدا کرد به یک خانواده هم کمک کالی و هم کمک ابرویی و هم کمک عاطفی کنه. خانم زیبا به ارامش رسید و مشکلات مالی و شخصیت و احترامشون حفظ شد و از ان نگرانی ها و اضطرابها دور موند.

همسر اول هم در این میان نه تنها ضرر نکرده بلکه نفع هم برده. شاید برای خیلی خانمها این جمله عجیب باشه اما واقعیت همینه که اون خانم هم نفع کرده اند. این اقا اگر نیازهاش جای دیگه تامین نمیشد اینقدر به خانومش گیر میداد و غر میزد که اخرش دو نفری از هم دلخور میشدند و خدا میدونه که چی میشد. حالا اون همسر اول لحضات ارامتری را در کنار همسر خود خواهد داشت.

زنها فکر میکنند محبت و عاطفه مثل یک کاسه محدود هست که اگر کسی در ان شریک شود از سهم دیگری کم میشود. اگر مرد به زن دیگری محبت کند حتما از محبت به زن دیگر کم میشود. اما این صرفا یک تصور زنانه هست در حالی که مردها فکر میکنند محبت یک چشمه جوشان هست که اگر صد نفر هم از این چشمه بنوشند باز جوشش این چشمه بیشتر خواهد بود.

البته ازدواج دوم قواعدی داره که باید رعایت بشه. ظاهرا این اقای محترم هم در حد معقولی به هر دو همسر رسیدگی میکنه و برای هیچ کدام کم نگذاشته. بااینکه خانم زیبا همسر دائم نیستند اما باز هم این اقا هم برای همسر دائمی و هم برای همسر متعه خودشون رسیدگی لازم رو انجام داده اند.

و به قول معروف :

تا امروز هیچ گزارشی مبنی بر ایجاد مشکل در زندگی این سه نفر گزارش نشده.

برای اینکه بفهمیم چقدر کار اینها درست بوده باید به عکس مساله نگاه کنیم.

ببینیم اگر این وصلت و ازدواج دوم نبود چه گرفتاری هایی پیش می امد ؟

  • *حاج آقا*

صندلی داغ

نظرات  (۵۱)

سلام
واکنش اطرافیان و خانوادتون نسبت به ازدواج دومتون چی بود؟راضی بودن خانواده؟

شما واقعا ناراحت نمیشید که ایشون همیشه کنارتون نیست؟خب به هرحال علاقه به وجود میاد
چجوری یک زن میتونه شوهرش رو با یکی تقسیم کنه؟به هرحال خانوما حساس هستن
محبوبه

چند سالتونه و الان نیاز عاطفی و جنسی و شما برطرف میشه اینطوری ؟ یعنی راضی هستید ؟
به دختر معمولی

آره خانواده ام راضی بودن. بقیه اطرافیان هم نمی دونن که من زن دوم هستم.
از اینکه همیشه کنارم نیست ناراحت هستم ولی خوب شرایط ام خیلی بهتر از قبل شده
به محبوبه

32 سالم هست. نیاز... که کاملا برطرف می شه چون وقتی که هست هرشب در صورت امکان رابطه داریم. فکر کنم زن اش خیلی بهش رسیدگی نمی کنه که همیشه واسه من توی این زمینه حاضر هست
نیاز عاطفی هم به طور نسبی برطرف می شه.
صد در صد که راضی نیستم ولی خوب از قبل خیلی بهتریم
  • مامان طهورا
  • خودتون رو مدیون همسر اولش نمیدونید؟
  • مامان طهورا
  • تا حالا خودتون رو جای همسر اون مرد گذاشتید؟
    اگر جای اون زن بودید چه میکردید؟
    دیگه به این مرد اعتماد میکردید؟
  • مامان طهورا
  • از اونجایی که بالاخره ماه پشت ابر نمیمونه
    اگر یک روز بفهمه اون زن
    و از شما بخواد که از زندگی اش بیرون برید اینکار رو میکنید؟
  • مامان طهورا
  • به دخترتون محبت لازم رو میکنه؟
    یعنی دخترتون اونو جای پدر پذیرفته؟
  • مامان طهورا
  • خانواده شوهر قبلی تون با ازدواج شما مشکلی نداشتند؟
    به مامان طهورا
    1- نه اصلا خودم رو مدیون زن اول نمی دونم. من زندگی خودم رو دارم و اصلا کاری به کار اون زن ندارم. مرد من درامد اش اونقدرهست که بتونه دوتا زندگی رو تامین کنه، خودش هم دوست داره و راضی هست. منم که راضی م. تازه کاملا حس می کنم که توی برخی ازجنبه های خصوصی زنش واسه اش کم می ذاره. هیچ کار خلافی انجام ندادم. تازه دارم حس زندگی و ارامش رو تجربه می کنم چرا با غذاب وجدان های الکی خراب اش کنم؟
    2- خودم رو جای کسی دیگه نمی ذارم چون هیچ وقت کسی خودش رو جای من نگذاشت.
    3- به نفع اش هست که نفهمه. چون من محکم سرجام می ایستم و از زندگی ام دفاع می کنم.
    4- با دخترم خوب هست و با محبت باهاش رفتار می کنه اما اصلا جای پدرش رو نمی گیره. به دخترم هم گفتم که این اقا نمی خواد جای پدرش باشه و تو مثل یه دوست یا یه حامی بهش نگاه کن و نه یه پدر. اما همین خودم همیشه خونه هستم تونستم خیلی بیشتر از قبل به دخترم رسیدگی کنم
    مامان ...
    خانواده شوهر قبلی ام ، نه مشکلی نداشتند. اینقدر وقت بی پولی و بدهکاری زیر پام رو خالی کردند که الان اصلا روشون نمی شه حرفی بزنن.
  • مامان طهورا
  • تو مدتی که پیش شما نیست
    اجازه ندارید باهاش تماس بگیرید؟

    میشه بپرسم چطور آشنا شدید؟
    مامان طهورا
    وقت هایی که نیست خودش سعی می کنه که روزی یه بار باهام تماس بگیره اما من زنگ نمی زنم که اذیت نشه، طفلکی.
    از طریق یه ادم خیر باهم اشنا شدیم
    محبوبه

    شغل اقا چیه ؟ چند سالشونه ؟ شما چند سالتونه ؟
    محبوبه

    چقدر بهتون ارامش داده ؟ قبل محرم شدن به خانواده تون گفتید یا بعد از محرم شدن ؟ محضری محرم شدید ؟
    به محبوبه
    اقا توی کار ساختمان هستند. من گفتم 32 ساله ام و ایشان 38 سال.
    خیلی ارامش داده. بله محضری هست و قبل اش به خانواده م گفتم. ا
    محبوبه

    اگر برگردین عقب باز هم همین کارو میکنید ؟

    چند روز یبار میاد خونتون ؟ وقتی میاد چقدر پیشتون میمونه ؟ وقتی میاد چه حرفهایی میزنه ؟
    اون اقا از کارش پشیمون نیست ؟ چه حسی نسبت به کاری که کرده داره ؟
    صهبا
    تا حالا شده خودتون بهش زنگ بزنید ؟ ازش پول یا چیزی بخواهید ؟ چی جواب داده ؟ چطوری خرجی میده ؟ میشه توضیح بدین ؟
    صهبا 2

    اون اقا از همسر اولش چند تا بچه داره ؟ تا حالا دیدین که بین بچه های خودش و بچه های شما فرق بزاره ؟
    شما چه حسی نسبت به خانوم اول دارید ؟ با خانم اول دوست دارید رفیق بشین ؟ او ناقا تا حالا از ایرادات خانوم اول برا شما گفته ؟ اصلا وقتی با هم هستید از خانوم اول حرف میزنید ؟
    صهبا 3
    تا حالا به خانم اول حسادت کردین ؟ راستی نفهمیدم برا چه کاری میاد به شما سر میزنه . تو او نروستا؟ چقدر مسافت هست ؟ و وقتی میاد چقدر میمونه پیششما ؟
    به محبوبه
    1- بله، بازهم این کار رو می کنم
    2-هفته ای دوروز پیش من هست.
    3- اصلا هم پیشمون نیست. بلکه بارها گفته بامن به ارامش می رسه

    به صهبا
    1- ماهانه من ماهی 1.200 هست که سرهر ماه به کارتم میرزه. غیر از اون برخی وقت ها واسه خونه خرید می کنه. من سعی می کنم مستقیم ازش پولی نخوام چون نمی خوام فکر کنه بخاطر پول باهاشم.
    2- دوتا بچه داره. بله فرق هست چون بچه من، بچه اون نیست. گویا توضیحات رو نخوندین
    3- حس خاصی بهش ندارم و اصلا هم دوست ندارم باهاش رو به رو بشم. زن اولش سردمزاجه و بهش رسیدگی کافی نمی کرده و نمی کنه. درک اش هم نمی کرده اصلا.
    4- اره به زن اول اش حسادت می کنم بعضی وقت ها چون فکر می کنم لیافت اون زندگی مجلل و راحت رو نداره. اگه این مرد فقط شوهر من یکی بود نمی ذاشتم اب توی دلش تکون بخوره نه اینکه بهش رسیدگی نکنم. من توی روستا نیستم و یکی از شهرای نزدیک به مشهدم. هفته ای دو شب حداقل هست ولی بعضی وقت ها با اون زن سردمزاج دعواش می شه شده تمام هفته هم پیش من بوده
  • گل همیشه بهار.
  • سلام خانوم. قضاوت شما احساس میکنم راجبه خانوم اول این آقا نادرسته. حکایت ،حکایته نو که میاد به بازاره.البته من تعداد زیادی از این اقایون رو میشناسم که با وجود تمام انرژی که خانوم دوم براشون گذاشتن به سراغ تعداد بیشتری از زنها رفتن و از زن سوم که پرسیدی علت رو مثل شما بیان کردن و گفتن که از دو زن قبلی شانس نیاورده.امیدوارم راجبه شما این قضیه صدق نکنه. ولی اگه این اتفاق بیفته خدا نکرده نظر شما چیه؟
    با سلام.

    بنده هم یه سوال دارم

    1 . حضور شما ایا اشکال و ایرادی به زندگی اون اقا وارد کرده یا بر عکس برای کلیت زندگیش مفید بوده؟
    2 . حضور شما چقدر به زندگی اون اقا کمک کرده ؟
    3 . اگر اون خانم بعدا شاکی بشه بهش حق میدین ؟
    4 . ایا حضور شما باعث شده تا حق اون خانم اول از بین بره ؟
    5 . ایا تمایل دارید از اون اقا صاحب فرزند بشین ؟
    6 . از صحبت های شما اینطور فهمیدم که حضور شما برای هر سه نفر : خود شما و اون اقا و همسر اول مفید بوده . ایا این برداشت درسته ؟ ( برای اون خانم هم مفید بوده چون توقعات مرد از اون زن کمتر شده.
    حاج آقا یعنی چی ؟ این چه سوالیه می پرسید چه طور میشه این قضیه برای اون خانوم مفید بوده باشه دور از جون همه آقایون یه بنده خدایی میگفت آدم حاضره شوهرشو تو قبر ببینه ولی تو بغل یه زن دیگه نه
    به حاج اقا
    علیک سلام
    1و 2. فکر می کنم حضور من هیچ مشکلی به وجود نیاورده بلکه ارامش بیشتری هم به زندگی شون داده. خود اقام می گه که الان خیلی وقت ها دیگه باهاش جرو بحث نمی کنم و هرچی میگه می گم حق با تو هست
    3- اصلا بهش حق نمی دم چون نمی تونست که زندگی مردش رو کاملا تامین کنه.
    4- فکر نمی کنم حقی رو ازاون زن از بین برده باشم. من قبول دارم ک اون زن اقای من رو دوست داره اما خوب نمی تونست نیازش رو برطرف کنه. خود اقا بارها به من گفته که خیلی وقت ها اون می خواسته و نیاز داشته اما زن اش به دلایلی مثل بچه ها و... پس اش می زده و اون هم کم کم نیاز هاش رو به زن اول اش نمی گفته. اما با من خیلی راحته و درد دل می کنه.
    5- فعلا چون خودش نمی خواد، من هم میلی ندارم. اگه اون نظرش عوض شد درباره ش فکر می کنم
    6- بله کاملا درسته
    به گل
    اون زن الان داره خوش و خرم و راحت زندگی اش رو میکنه و توی این مدت هیچ مشکلی زندگی اش نداشته.
    حالا اگه یهویی بفهمه حس می کنه بدبخت عالم شده؟؟
    به نظر شما مشکل از منه یا از حسادت خودش؟
  • مامان طهورا
  • با گل همیشه بهار در مورد نو که بیاد به بازار شدیدا موافقم
    پاسخ:
    حالا اگه هر دو هم سن باشند یا دومی مسن تر باشه چی /ک یااگر با دو زن همزمان ازدواج بشه چی ؟ اونوقت نو و کهنه نداریم که.
    به مامان طهورا

    اگه جنسی خوب و اعلا باشه مثل طلا، هرچقدر هم بیشتر ازش بگذره با ارزش تر می شه.
    زنی که نمی تونه شوهرش رو تامین کنه، ناتوانی خودش رو تقصیر چیز دیگه ای نندازه
    زیبا جون چه طور میگی تو این مدت مشکلی نداشته همین الانم یه عالمه توجهی که به سمتش میشده کم شده
  • گل همیشه بهار.
  • مسن و جوون نداره حاج اقا هر کی که دوم بیاد نو محسوب میشه . اونیم که دو تا رو باهم گرفته باشه مطمئن باشید دنبال یه نو میگرده یکی جدیدتر
    پس زیبا خانوم شما هم.معتقدید اگر زنی خوب و کامل باشه مرد نباید به فکر اردواج مجدد بیفته.
    اگه بعد از مدتی شوهرتون همسر سوم اختیار کنه بهش حق میدید؟اصلا براتون مهمه؟
    حاج اقا نو و کهنه فقط به تقدم و تاخر زمان ربط داره زنی که بعد میاد حس میکنه محبوب تره.با خودش میگه اگه از اول با من ازدواج کرده بود هیچ وقت سراغ ازدواج مجدد نمیرفت.که این البته گاهی درسته و گاهی نه.اون زن دوم خودش اگر روزی بفهمه زن سوم اومده زندگی براش تیره و تار میشه. مردا هم معمولا پیش زن دوم جوری عنوان میکنن که انگار زن اول رو زوری نگه داشتن .فقط چون اون زن رسمیشون تو اجتماعه.مادر بچه هاشونه. وگرنه نه باهاش رابطه دارن نه دوستش دارن.که البته اینم معمولا دروغه.زنای دوم اینجور وقتا که میبینن یه هو زن اول باردار شد.با هم سفر و مهمونی و ...میرن.مجبور نیستن همش پنهانی و یواشکی باشن.مسلما حسادت میکنن.اون یواشکی بودن شاید چند سال اول جذاب باشه.تا اخر عمر دردناک و خسته کننده است.مثل یه عیبی که باید پوشیده بشه.اگر بچه دار بشن که دیگه بدتر .همه مسیولیت نگه داری بچه با خودشونه.و اون بچه تو اجتماع سر شکسته است با مردی که معمولا نیست. اما ازدواج های مجدد بدون بچه برای زنهای که تو اجتماع تو معرض اسیب هستن و نیازشدید اقتصادی دارن میتونه کمک کننده باشه بهشون.مثل زیبا خانم
    پاسخ:
    روناک ختانم ضمن تشکر از کامنتتون اگر ممکنه مطالب مربوط به بنده رو در پست دیگه ای کامنت کنید. اینجا مربوط به زیبا خانم هست.
  • گل همیشه بهار.
  • افرین روناک جون . نظر منم همینه.
    اگه یکى پیدا بشه ماهى ٣ میلیون تومن بریزه به حسابتون حاضرین با این اقا فسخ کنید زن مرد دوم که پولدارتره بشید؟
  • مامان طهورا
  • چقدر با روناک موافقم من

    زن دوم وقتی بچه دار میشه دیگه حق خودش میدونه مخفی نباشه

    بیچاره اون زن اول چقدر تو زندگی این مرد سختی کشیده با نداری اش ساخته براش بچه اورده
    حالا که این مرد پول و پله ای به هم زده تمام خوبی های این زنو فراموش میکنه
    بعد میره پیش زن دوم از بدی های اولی میگه


    من مردی رو میشناختم که زن دوم گرفته بود اما به زن دومش گفته بود ببین زن اول من رفیق روزهای سختی مه خیلی هم دوستش دارم و زحماتش رو فراموش نمیکنم
    و هیچ گاه دوست ندارم پیش من بدی اونو بگی

    ولی متاسفانه بعضی اقایون همه چی رو فراموش میکنن
  • مامان طهورا
  • حاج اقا من از مثال نو که اومد به به بازار

    منظورم تقدم و تاخره نه سن و سال

    پاسخ:
    منم نقضو گفتم که اگر با هم بگیرن دیگه مشکلی نیست ؟
    در جواب یکی مثل همه

    واقعا واست متاسفم با اون سوال شرم اورت.
    شوهر من حداقل ماهی 10 میلیون توومن درامد داره و اون چندرغازی که به من میده هیچ هست. اما من هیچ بیشتر ازش پول نخواستم.
    اگه توی این مملکت زندگی می کنه تا حالاتوی عمرت دو دفعه سوپر مارکت رفتی، باید بدونی که ماهانه من، فقط در حدی هست که بشه باهاش یه زندگی مختصر رو به سختی جمع و جور کرد. تازه خودم هم سرکار می رم.
    من فقط از نظر مالی و پولی، اونقدر از شوهرم می خوام به بتونم حداقل های زندگی رو واسه خودم و دخترم مهیا کنم.

    بقیه اش فقط نیازهای عاطفی و روانی هست که باهاش هستم و دوستت دارم.

    ولی خودت خجالت نکشیدی از این سوالی که پرسیدی؟ تو خودت حتما از اون دخترهایی هستی که فقط خواستگارهات رو با پول خودشون یا باباشون می سنجی.
    در جواب همه اون خانومایی ک فک میکنن زیبا کار اشتباهی کرده ک زن دوم اون آقا شده.باید بگم شما یه لحظه فقط یه لحظه جرئت این رو داشته باشید و خودتون رو جای زیبا تصور کنید.وقتی یه زن بی شوهر میشه خیلی از مردایی ک ازدواج مجدد نمیکنن میان و پیشنهادهای کثیف میدن.و شاید پول بیشتر.زن دوم گرفتن دلیل بد بودن نیست.زن دوم شدن هم کار بدی نیست.اگه زیبا به فکر پول بیشتر بود نمیومد ازدواج کنه.لطفا از بالا نگاه نکنید.من به زیبا حق میدم.و معتقدم کار خوبی کرده.نه دخالت میکنه تو زندگی زن اولی نه قراره از اون آقا بچه دار بشه.زن اول بودن دلیل نمیشه ک بخواد تا آخر عمر اون مرد رو فقط برای خودش بدونه.
  • مامان طهورا
  • به بهار

    ما هم نگفتیم ایشون کار بدی کرده... فوت همسرشون که دست خودشون نبوده و ممکنه برای هر کسی پیش بیاد
    وضع جامعه ما و طمع مردان هم نسبت به زنان بی شوهر رو همه میدونن

    اون چیزی که ایراد داره
    اینه که اون آقا باید از زن اول اجازه میگرفته
    و اینکه نباید بد همسرش رو بگه چون اون زن هم تو خونه اون مرد کم زحمت نکشیده
    و نباید نسبت به همسر اولش سرد بشه
    اون طوری که زیبا خانم گفتن
  • مامان طهورا
  • حاج اقا
    اگر فرض کنیم همزمان بگیره خوب اون مثال در موردش صدق نمیکنه
    ولی عایا تا حالا دیدید مردی همزمان دو نفر رو عقد کنه؟
    اگر هم باشه خعلی کمه
    مامان طهورا
    خب معلومه اکثر خانوما اجازه نمیدن.و شوهرشون رو فقط و فقط واسه خودشون میدونن.دوما نه شما نه من زن اولش رو نمیشناسیم.ولی یقینا اگه زن اولش خوب بود و مرده بد بود مرده میرفت دنبال فساد نه عقد‌.پس وقتی یه مرد تن میده به ازدواج مجدد یعنی یه خلأ وجود داره تو ازدواج قبلیش.و اینکه آدما نیاز دارن ک درده دل کنن.اگه متوجه شده باشید اون آقا برای آرامش روحی با زیبا خانم ازدواج کرده.
    زیبا خانوم من دقیقا متوجه نشدم که شما عقد دائم کردید یا صیغه محرمیت؟خب اگر عقد دائم بود باید رضایت همسر اول هم باشه و من احتمال میدم صیغه محرمیت باشه...

    شما هیچ وقت به این فکر کردید که ممکن هست این اقا یک روزی و به دلایلی شما رو رها کنه؟درواقع به جدایی هم فکر کردید؟
    شاید بعدها بخاطر خانواده اولش مجبور بشه...شرایطی که خودش هم قلبا راضی نباشه اما مجبور باشه

    و خب این وسط برای شما یک شکست دیگه از لحاظ عاطفی هست
    توی اینجور رابطه ها چه تضمینی برای خانوم وجود داره که اقا ولش نکنه؟

    به هرحال شرایط شما ایجاب میکرده و خب خداروشکر الان هم رابطه خوبی دارید اما یکجورایی بنظرم این رابطه ها امنیت روانی رو برای زن به همراه نداره.... یک گوشه ذهنتون ترس از دست دادن باشه
    یا حتی مواقعی که پیش شما نیست و مثلا شما دلتنگ باشید و همش این توی ذهنتون باشه که الان کنار اون زن اول هست...یکجورایی خودخوری کنید.

    حضور این اقا مثل مسکن هست...مقطعی هستش...وقتی هستش همه چی خوبه اما روزایی که نیست حتی ممکن خدای ناکرده برای شما اتفاقی بیفته که نیاز به حضور یک مرد و تکیه گاه داشته باشید.

    این اقا در عین بودن,نیست
    یک حضور نصفه و نیمه

    و بنظرم اینجوری همون اندازه که ارامش میده به شما همون اندازه هم حس های منفی داره
    خانم زیبا، آیا موافقین که همسرتون زن سوم و چهارم هم بگیرن و صیغه هم بکنن حالا هر شب یا هر روز یا ساعتی یا هرچی دلشون خواست؟
    آیا اون وقت هم شما با خودتون میگین خب من احتمالا زیاد به شوهرم نرسدیم که دوباره زن گرفته؟ و افراد بعضی رو کاملا محق می دونین؟
    سلام زیبا.من اصلا شمارو نمیشناسم ولی خیلی خوب درکت میکنم.فکرت رو درگیر نظرهای مردم نکن.زندگیتو بکن.و خییییلی خیییییلی مواظب دخترت باش.رفت و آمد یه مرد ک بابای دخترت نیست و همیشه هم نیست تو روحیه دخترت تأثیر میذاره.ازت خواهش میکنم مواظب دخترت باش.و روزایی ک اون آقا نیست به دخترت اصلا نگو ک پیش زن اولشه.بگو سره کاره.بگو کارش راهه دوره.جامعه ما کثیفه.همیشه هم همه چی به نفع مردها بوده من زیاد تو زندگی کسی دخالت نمیکنم.چون خودمم اذیت میشم.ولی خیلی برای دخترت و روحیه خودت نگرانم.خانومای دیگه هم اگه جای شما بودن فقط خدا میدونه ک چیکار میکردن.نذار یه عده آدم خشک مذهب که اسلام رو اونجور ک خودشون دوس دارن تعریف میکنن بیان و سرزنشت کنن.هرکی نماز خونه هرکی ریش داره هرکی چادریه دلیل خوب بودن و پاک بودنش نیست.به هیچکس اعتماد نکن.حتی به اون آقایی ک باهاش ازدواج کردی.من آخوند سیدی رو میشناسم ک.......قابل گفتن نیست.یه کاری کن وقتی زمان ازدواج دخترت رسید پسرای مؤمن و جوانمرد بیان خواستگاریش.از خدا میخوام بلا رو از شما و دخترت دور کنه.
    به دختر معمولی
    اره موقت هست اما یه موقت خیلی طولانی مدت(30ساله) و کاملا رسمی و ثبت شده و قرص و محکم.
    اوایل به جدایی فکر می کردم ولی الان خیلی کمتر شده. چون خودش خیلی از اینکه من هستم پیش اش راضی و خوشحاله و اینکه بهم خیلی ارامش قلبی می ده.
    مهریه ام رو هم کامل بهم همون اول داده.
    تضمین که هیچ وقت وجود نداره. اگه مردی بخواد زنی رو ول کنه، دائم باشی ویا موقت فرق نداره؟ فقط کاغذبازی و اعصاب خوردی اش توی دائم بیشتر هست. من سعی می کنم طوری باهاش باشم که هیچ وقت احساس کمبود نکنه.

    به ناشناس
    معلومه که موافق نیستم. خانم عزیز، شما مثل اینکه متوجه نیستین. بین مردی که دنبال هوس بازی هست و مردی ک دنبال یه همدم و یه مونس واسه تنهایی هاش هست از زمین تا اسمون فرقه.

    به یکی مثل همه
    خانم محترم، اگه صحبت های من رو درست و بدون عرض خونده باشی. من نوشتم نیاز مالی فقط در همین مقدار واسه من مهم هست که بتونم حداقل های زندگی ام رو به طور آبرومندی تامین کنم و دست م جلوی کسی دراز نباشه (متوجه نشدی هنوز، می خوای بازهم توضیح بدم؟)
    درضمن من بااینکه مذهبی نیستم و چادر سرم نمی کنم اما از حاج اقا خیلی خوشم می اد چون مردباغیرتی هست.

    به بهار
    مرسی عزیزم، مثل جونم از دخترم مواظبت می کنم. حتی از اون هم بیشتر.

    خب آیا شما موافقین که همسرتون برای داشتن همدم بیشتر و بهتر بره چند تا زن دیگه بگیره؟ آیا اون موقع هم به این فکر می کنین که شاید من همدم خوبی براش نبودم؟ چه دلیل قانع کننده ای دارین که همسر شما از روی هوس زن دوم نگرفته و اگه همسر سوم بگیره حتما از روی هوسه و نه از روی همون دلایلی که به خاطرش زن دوم گرفته؟! آیا اگر با آوردن همون دلایل برن یه زن دیگه بگیرن، مشکلی ندارین باهاش؟
    ظاهرا شما این دلیل دنبال مونس و همدم بودن رو منطقی می دونین دیگه. مثلا یه روز همسر شما بیان بگن شما مونس خوبی نیستی برام، می خوام برم یه زن دیگه بگیرم. دلیل هم که از نظر شما کاملا منطقیه. چون شما خودتون با همین دلیل وارد زندگی زن اول شدین. آیا موافقین واقعا؟!
    به حاج اقا

    "ببینیم اگر این وصلت و ازدواج دوم نبود چه گرفتاری هایی پیش می امد ؟"

    دقیقا باهاتون موافقم.
    من خودم هر وقت از دست شوهرم ناراحت می شم، یاد اون روزهای سخت بعداز فوت همسر اول ام می افتم و می بینم اوضاع من لااقل از اون وقت خیلی بهتر هست.

    به ناشناس
    من یه بار گفتم، بار دیگه می گم . بین مردی که از روی هوس بازی هی دنبال زن گرفتن هست و مردی از روی تنهایی و بی کسی این کار رو می کنه خیلی فرق هست. خودم دارم از الان همسری ام رو می بینم که از وقتی بامن ازدواج کرده چقدر چشم ودل اش پاک شده
    پاسخ:
    بابت لطفی که به بنده داشتین تشکر میکنم. این که برای هوس هم هست یا نه عرض بنده این هست که حتی اگر برای هوس هم باشه اما اگر اون هوس از راه صحیح تامین بشه چه ایراد داره ؟ ادم تو خیابان هوس بستنی میکنه اما اون هوس رو از راه صحیح تامین میکنه و بستنی میخره اما دزدی نمیکنه. خود ماها در طول روز بسیاری از کارهایی که انجام میدیم از روی هوس هست. لباسها و پوشش ها و غذاها و مسافرت ها . اما هوس صحیح .
    اگر صحبتی دندارید کانمنت دونی رو ببندم. ؟