روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

بایگانی
محبوب ترین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بینایی» ثبت شده است

قدر عافیت

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۱ ق.ظ

خدا هر کسی رو یه جوری امتحان میکنه. بعضی ها رو با سلامتی و بعضی هارو با بیماری. اونهایی که سالمند فکر نکنند عزیز شده ی خدا هستند. نه داداش من. نه خواهر من. اونایی که سالم هستند هم باید امتحان بشن. 

مدتی قبل با خانواده ایاشنا شدم که خانوادگی کم بینا و نابینا هستند. پدرشون کم بینا هست. مادر خانواده هم مدتی قبل فوت شده. از سه تا فرزندی هم دارند بعضینابینا و بعضی کم بینا هستند. 

من رفتم خونه شون. کمیته امداد براشون خونه ساخته . دستش درد نکنه. البته در همون حد خانه روستایی. نه بیشتر. بچه ها کمتر میتونستند بیان تو کوچه بازی کنند. دائما تو خونه هستند. یه جورایی زندانی طبیعی!

باباشون مرد خوش قد و قامت اما خب همون طور که گفتم کم بینا هست. 

ادم کم بینا نمیتونه خیلی کار کنه

 کسی که کار نکنه هم درامدی نداره. 

حال پیدا کنید پرتقال فروش را. 

اینها کمتر میتونند بیان مسجد. اما من میخوام مسجد رو ببرم خونه اینها. 

راستی درس بچه ها هم ضعیفه. 

  • *حاج آقا*