روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دختر» ثبت شده است

خاطره ای از برخورد بامردم

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۳۰ ب.ظ

این که خیلی ها خاطره ای از یک روحانی ندارن ، به نظر من نشونه یه عیب بزرگ جامعه هست. اونم این که خیلی از مردم اصلا رابطه ای با روحانی ندارن که بخوان از اون خاطره ای داشته باشن. کی از اونا خاناوده خود ما بود که وقتی من طلبه شدم ، خیلی در کارها و رفتار من دقت میکردن. وقتی معمم شدن زن و مرد خانواده ما دوست داشتن ببینن این لباس چجور لباسیه ؟ چند تا جیب داره ؟ دکمه اش کجاس؟ 

 

  • *حاج آقا*

دختر سه نقطه اقبال

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۵۶ ب.ظ

نمیدونم بگم خوش اقبال یه بد اقبال ، قضاوت با خودتون. 

دختر خانومی زنگ زده که : حاج آقا من از روستایی نزدیک همون روستایی که شما اومدی اونجا برا تبلیغ هستم. ! 

من قبلا یه خاستگار داشتم که پدر و مادرم راضی به ازدواج من با اون نبودن. پسر هرزه ای هم بود وکار ما نگرفت. اما خیلی تو دل من بود.

بعدا پسر دیگه ای به خاستگاری من اومد و من با اون نامزد شدم. البته پسر بدی نبود اما من علاقه زیادی به اون نداشتم.

بعد از مدتی همون پسر اولی با نامزدم دعوا کرد و مجبورش کرد که نامزدم منو طلاق بده.

تو همین گیر و دار یه پسر سومی خاستگار ما شده . اون نامزد دومی هم پشیمون شده از طلاق من. حالا تو این گیر و دار موندم چکار کنم. ! پدر و مادرم هم با این سومی موافق هستند.

شما بودید چی بهش میگفتید ؟ دختره حدود 17 سال داره ، خانواده معمولی و شاید کمی فقیر. گاهی مشاوره دادن از شکافتن اتم سخت تره.  

  • *حاج آقا*