روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

محبوب ترین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عربی» ثبت شده است

با دشداشه بلند عربی در یکی از کشورهای عربی بودیم. گاهی هم چیزی شبیه شال روی سر مینداختیم. از اینکه باد و نسیم دلنشین از زیر لباس تا نافم رو قلقلک میداد لذت میبردم و فکر میکردم که قدر این لحظاتر ا بدانم چون اگر لباسم رو عوض کنم دیگه از این بادهای دل انگیز خبری نیست.

۱۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۸:۴۴
*حاج آقا*