روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

طلبگی یعنی توکل داشتن ، رنگ بی رنگی به تن انداختن / اینجا : دانشگاه کوچک من

روزهای عاشقی یک طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفاقات خاصی رقم بخوره. ................. این که یه نفر از یه خانواده ی نسبتا پولدار و سرشناس تصمیم بگیره طلبه بشه برا خودش حکایت ها داره ............. اینحا از روزهای زندگی ام مینویسم..... بنای اینجا بر تایید کامنت ها هست اما قانون اصلی اینه که من هر کامنتی رو صلاح بدونم تایید میکنم. پس همیشه احتمالش هست که کامنتی عمومی نشه و فقط خودم بخونم.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

روحیات خاص

يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۱۰ ب.ظ

این روزها سر و کارمون با عزیز هست که وقتی باهاش حرف میزنم و مثلا میخوام دوستانه چند توصیه بهش بکنم بر میگرده و میگه با من حرف نزن.

من احساس میکنم گوش دلش سنگینه. اصلا نمیزاره کسی باهاش حرف بزنه. منظور اینه که کسی بخواد راهنماییش کنه. حرفهای اینطوری خوشش نمیاد. یه حس سنگینی و بد بهش دست میده. چندان اختصاصی به من نداره این روحیه اما شاید با من بیشتر اینطوریه.

البته ایشون کم حرف و کم گفتمان هستند. کمتر میشه با ایشون یک گفتگوی دو نفره سه نفره چهار نفره و بیشتر داشت. البته این اخلاقش براش خیلی وقتها دردسر درست میکنه اما خدا کنه یه جوری تصمیم بگیره این اخلاقشو اصلاح کنه.

پ ن: من دیر ناراحت میشم و معمولا ادم ارام و ملایمی هستم. از تنش و تندی اصلا خوشم نمیاد. دیشب با همین شخصی که عرض کردم خواستم چند جمله صحبت کنم . همین که خواستم یه جمله بهش بگم روشو کرد اونور و یه چیزی گفت که مثلا هیچی نگو.

من به روی خودم نیاوردم و گفتم : جناب فلانی من میخوام راهنمایی و کمکت کنم . حرف بد که بهت نمیزنم. خلاصه تا اومدم اولین جمله رو بگم برگشت بهم گفت : با من حرف نزن. اقا منم عصبانی شدم و چنان دادی سرش زدم که فکر کنم لامپای تو خیابان هم از غرش من لرزید. اخه قبلا هم بهش گفته بودم که وقتی به یکی میگی با من حرف نزن این توهین بدی هست. اما کو گوش شنوا.

نمیدونم باز هم اگه لازم بود راهنماییش کنم یا بگم برو هر کاری دلت میخاد بکن.

پ ن : مد شده تو تلگرام و فضای مجازی پیش از موعد تبریک و تسلیت به هم میگن. مثلا قبل ماه رمضان همین طور پیام تبریکه که میاد. الان نوروز نشده پشت سر هم سال نو مبارک. ماه محرم هنوز شروع نشده پیام پشت پیام که تسلیت تسلیت.

اما من اصلا از این کارا خوشم نمیاد. مزه عید رو از بین میبره اگه جلو جلو تبریک بگی. دوست دارم بزارم همون روز سال تحویل تبریکام رو بگم. به همین خاطر منم الان درباره سال نو هیچی نمیگم.

پ ن : الان یادم اومد که چند شب قبل با دوستی کرمانی -- اون شخصی که بالا گفتم غیر از ایشون هست --- خیلی ساده گفتگوی مختصری انجام دادم. همچین بهش گفتم از اینکه یک هفته ای به عنوان زائر حضرت معصومه سلام الله علیها مهمان ما بودید احترامتون برای من لازم بود. در نهایت بهش یه کلمه گفتم که سعی کن بیشتر به فکر زندگیت باشی .

صبح که بیدار شدم دیدم چند جمله ناجر برای بنده نوشته اند و گویا بلاک هم شده ایم. اینجاست که میگن ادما چقدر با هم فرق دارند.

  • *حاج آقا*

شاد شدند

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۲۱ ب.ظ

یکی از خواننده ها ی محترم به اون خانواده ای که عرض کردم کمک کردند . مسلما 30 تومن پول زیادی نیست اما در دستگاه خداوندی گاه همین به ظاهرر کم ها کارهای بزرگی میکند. شاید اون خواننده گرامی حتی خودش به این پول احتیاج داشت اما این ایثار رو کرد و از راحتی خودش کم کرد.

خدا میدونه که اون خانواده ها چقدر خوشحال شدند با اون مبلغ کم. هنوز پول به حسابشون نرسیده بود که برای من پیامک تشکر دادند. از صفحه موبایلم عکس گرفتم و برای خواننده محترم فرستادم تا ایشون هم از حس زیبای نوع دوستی لذت ببرند.

پ ن : بعضی ها اهل کمک کردن هستند اما وقتی کمک میکنند که دیگه پولشون سر ریز شده. یعنی پولی دارند که دیگه نمیدونن چکارش کنند. اما بعضی ها اینطور کمک میکنند که حاضرند خودشون  یک وعده کمتر غذا نخورند اما غذای خودشون رو به دیگران بدهند.

قربان امیرالمومنین و همسرو فرزندانش برم که اینطور بودند. در نهایت ایثار و گذشت.

و خوشابحال اونهایی که پیرو علی هستند و بس.

  • *حاج آقا*

مردان شریف روزگار

شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۳۲ ب.ظ

چند ماه قبل ، شاید 6 یا 8 ناه قبل بود که به دیدن یک منطقه محروم رفتم. اوضاع به قدری بد بود که شبها خوابم نمیبرد. گاهی سر سفره غذای ساده هم به دهنم نمینشست. تصمیم خودم رو گرفتم. از هر راهی باید بهشون کمک میکردم.  شماره کارت و توضیحاتی درباره یک خانواده نیازمند در یکی دو کانال شلوغ و پر جمعیت که عضو هستم نوشتم و خواستم که دوستان کمک کنند. در ایتدا فکر میکردم که افرادی که کمک میکنند خیلی زیاد هستند. پول هم مستقیما به دست خود شخص نیازمند میرسید و بنده صرفا ادرس رو منتقل میکردم و نه چیز دیگر. اما بعد از مدتها تبلیغ کردن هیچ کس کمک نکرد. تازه بعضی ها هم ناراحت شدند که چرا اعصابمون رو خرد میکنید.

اما من به کار خودم ادامه دادم. نهایتا یه جوری کمی تونستیم مشکلشون رو حل کنیم. اما باز هم کار مهمی انجام نشده بود.

مدتی بعد تر شاید نزدیکی های شروع مدرسه بود که باید به چند خانواده کمک میکردیم. باز هم همون رویه قبل رو در پیش گرفتیم. اینبار انتظار دفعه قبل رو نداشتم. فهمیده بودم که از افراد مدعی چیزی در نمیاد. اما به هر حال ناامید نبودم.

این روزها هم قضیه همینطوره. افرادی که ادعا دارند کمتر کمک میکنند.

اگر هم کمک کنند اونو تو بووووق میکنند .

تازه گاهی هم یقه دیگران را میگیرند که شما چرا کمک نمیکنید. مثل همون حکایت دیگ به دیگ میگه ... .

خلاصه که تجربه ارزشمندی امسال کسب کردم در این زمینه. افراد مخلص و بی اعتنا به دنیا چقدر ارزشمند و شریفند.

.....

 امام جعفر صادق علیه‏ السلام فرمودند:

عالِم هرگاه به علم خود عمل نکند، پند او از دل‏ها فرو غلتَد، آن‏گونه که باران از روی تخته سنگ فرو می‏ غلتد.

متن حدیث:

الامام الصّادقُ علیه ‏السلام: إنّ العالِمَ إذا لم‏یَعمَلْ بعِلمِهِ زَلَّت مَوعِظَتُهُ عنِ القُلوبِ کَما یَزِلُّ المَطَرُ عنِ الصَّفا.

"منیة المنیر،١٤٦- منتخب میزان الحکمة، ٦٠٠"

  • *حاج آقا*

مهم و خوشحال کننده

جمعه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۵۹ ق.ظ

میلاد سرور زنان عالم ، ام الائمه النجباء ، بزرگ بانوی اسلام ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را خدمت شما تبریک عرض میکنم.

اتفاق جالبی امروز افتاد.

از دعای ندبه برمیگشتم. هوا هنوز کاملا روشن نشده بود.

یادتونه قبلا گفتم که یه رفتگر دیدم که نیاز مالی داشت ؟ اینجا (27 بهمن)

همون موقع یکی از خوانندگان گرامی پیام دادند که من میخوام به ایشون کمک کنم.

من هم شماره کارت همون رفتگر رو گرفتم و براشون فرستادم. دیگه خبر نداشتم که چیزی بهشون کمک شده یا نه. احتمال بیشتر هم فکر میکردم که شاید اون خواننده عزیز فراموش کرده اند.

امروز اون رفتگر محترم رو دیدم . خودش اومد سلام علیک کرد و کلی تشکر کرد که یی از مشکلاتم حل شد. فهمیدم که اون خواننده گرامی وجهی رو به حسابش واریز کرده اند. خیلی خوشحال شدم که بالاخره از طریق این وبلاگ مشکل مالی عزیز حل شده.

الان هم یکی دو تا خانواده از سادات محترم هستند که بعد از عید دخترشون میخواد بره خانه بخت و به کمک مالی نیاز شدید دارند.

میدونید که معمولا خانواده عروس در ایام عید هدیه ای به دامادشون میدن. این خانواده ها دستشون خالیه و درامدی جز مستمری کمیته امداد ندارند. اگر دوستان داوطلب هستند شماره کارت این دو تا خانواده رو براتون میفرستم و خودتون به حسابشون واریز کنید.

ایام عید هست. همگی مشغول نظافت منزل هستیم.

اما چه بسیار زیباست که نامه عمل را هم از گناه پاک کنیم  که پاکی نامه عمل از پاکی خانه مهمتر است. مولای  مومنان علی علیه السلام میفرمایند:


کَفِّروا ذُنوبَکُم وَ تَحَبَّبوا اِلى‏ رَبِّکُم بِالصَّدَقَةِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ؛  


با صدقه و صله رحم، گناهان خود را پاک کنید و خود را محبوب پروردگارتان گردانید.


تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 395 ، ح 9152

  • *حاج آقا*

کم عقل پر ادعای متکبر

سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۵۰ ق.ظ

بد و بیچاره زن و بچه اش هستند که اگه بخوان بگن بابا اونجای کارت اشتباهه فوری بهشون میگه کم عقل.

تازه ادعا هم داره که چرا بی ادبید ؟

بد بخت تر از خودش یه عده دور و بری های ماله کش هستند که مرزهای چاخان و تملق رو دارن جابجا میکنن.

کم عقل تر از خودش کیست ؟ 

سیاه باد رویتان

  • *حاج آقا*

اوضاع انچنانی

شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۳۸ ب.ظ

الان بیمارستان هستم 

ساعت از نیمه شب هم گذشته. 

در این اوضاع دوستی که احترامش بر من لازم بود 

از این جهت که طلبه بود

و مدتی با دخترش مهمانم بود

و البته به جهت زائر بودنش

پیامی دادند که من محتوای پیام رو متوجه نشدم. 

بعد یکی دو روز ازش سوال کردم کارتون؟ منظورتون؟ 

جواب یکی دو اسنیکر انچنانی بود و وقتی خواستم از این دست استیکرها نفرستند با جملات انچنانی جواب ما رو دادند. 

القصه که در این اوضاع هیر و بیری مانده ایم چه کنیم. در این زمینه و چند نکته روانشناسانه تجربی ؛ مطالبی خواهیم نوشت. 

 فعلا که در بیمارستان با چشمانی پر از خواب نشسته ایم. خدا بخیر کند. و لله الحمد. 

پ ن : اتفاق خواصی نیفتاده . نگران نباشید. 

پ ن : به کانال تلگرام هم سری بزنید. مطالب جالب کم نداره.

  • *حاج آقا*

تاثیر گذار

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۳۶ ق.ظ

دو روز بود که نهار نتونستم بیام خونه . بیرون خانه هم غذا نداشتم. یه روزش سر راه یه فلافل خریدم و تو یکی از کلاسها یواشکی خوردم. یک روز دیگه هم کلا گرسنه.

وقتی ادم اینطوری گرسنه میشه فقط حس ضعف نیست که به سراغش میاد. بلکه حس غربت و تنهایی هم وجود ادم رو فرا میگیره. حسی که ادم فکر میکنه بی پنها شده. البته من سعی یکنم این حس های منفی رو از خودم دور کنم و منطقی باشم اما درک میکنم که عوام مردم ممکنه چه حسی در این موقعیت ها داشته باشند.

اگر مادر خانواده هستید هیچ وقت اجازه ندید بچه هاتون گرسنه باشند. ممکنه نتونید اونها رو صد درصد سیر کنید و شاید درست هم نباشه که بچه همیشه کاملا سیر باشه اما همیشه تو دور و بر خودتون یه دونه شکلات یا یه دونه خرما داشته باشید و اگر کسی گفت گرسنه ام ولو به قدر یه شکلات اونو سیر کنید.

اگر همسر مردی هستید حتی در بد ترین حالات هم اجازه ندین که مرد زندگی تون گرسنه از خونه بره بیرون یا گرسنه تو خونه بمونه. حتی اون وقتی که با هم قهر کردین و دعواتون شده اما بهش نگین که برو سر کوچه هر چی دوست داری بخر.

پ ن : یادم میاد که یه روز یه اقا و خانم دعوا کرده بودند. خانم برای مرد خانه غذا درست نمیکنه و اون مرد از خونه گرسنه میاد بیرون و شب هم کمی وسایل برای خانه تهیه میکنه و برمیگرده خونه.

این اقا تعریف میکرد که حاج اقا اگر من بجای این خانم یه بدکاره ( البته اقا تعبیر بدتری بکار برد که من نمیگم) داشتم بیشتر خوشی داشتم. لااقل باهام دعوا نمیکرد و برام شاخ نمیشد. سر شب هم 5 تومن میدادم یه دست غذا میخوردم و با سر اسوده میرفتم خونه. اما حالا با فحش و بد و بیراه و البته گرسنه از خونه اومدم بیرون. موقع برگشتن هم کلی برا خونه خرید کردم و باز هم که برگردم باید برم کنار زنی که برام شاخ میشه.

من به خانم این اقا گفتم : شما دیگه رفتی زیرصفر. وقتی اقاتون شما رو با یه بدکاره مقایسه میکنه و میگه اگه اون رو داشتم از تو بهتر بود دیگه شما تا ته قصه رو بخون.

پ ن : وقتی اینا رو میگفتم خانم خیلی جا خورد و فکر کنم تاثیر عمیقی در روحیه اش گذاشت.

پ ن : از سخنرانی پلشت دیروز حسن روحانی بسی متاسف شدم. واقعا جای تاسف داره هم برای اونهایی که بهش رای دادن و اونهایی که بهش رای ندادن.

  • *حاج آقا*

یهو وقتم تموم شد.

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۱۴ ق.ظ

همیشه هم عیب از اموزش نیست. گاهی هم عیب از یادگیری هست.

تو فامیل ما یه نفر بود که من بارها و بارها مطلبی رو براش توضیح دادم اما ایشون هر بار که میخواست اون کار رو انجام بده دقیقا همون اشباهی رو که نباید انجام میداد تکرار میکرد.

تو خانواده خودمون یه نفر من که من بارها و و بارها و بارها براش توضیح دادم که وقتی میخای - مثلا - غذا درست کنی اینطوری درست کن اما نمیدونم چطوری بود که همیشه همون نکته ای که من بهش یاد داده بودم رو انجام نمیداد. بعدا هم که براش توضیح میدادم قبول میکرد اما وقت عمل انگار که به مغزش یه قفل زده باشند عقلش کار نمیکرد.

.

.

.

.

ظاهرا وقت نیست باید برم مدرسه. فعلا با اجازه.

  • *حاج آقا*

بنام یک خواننده

سه شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۱۲ ب.ظ

از گل همیشه بهارمون خبری نیست. 

کم کم نزدیک بهاریم.

  • *حاج آقا*

حرف های ناگفته

سه شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۲۱ ق.ظ

مهمون داشتیم

مادر خانواده دوتا دختر داشت که دم بخت بودن.

شروع کرد از خاستگارها و دختراش تعریف کردن که تا حالا n تا خاستگارداشتن اما هیچ کدوم مورد پسند نبودن. کم کم فاز جلسه عوض شد و مادر خانواده که زن خوش تعریفی بود شروع کرد از دختراش تعریف کردن که : این دخترای من از خونه بیرون نمیرن و حتی بلد نیستن که پارک نزدیک خونشون کجاست . همش تو خونه هستند و سرشون تو درسه و حتی لباس و کفش هم خودم باید برم براشون بخرم و از این حرفها .... .

  • *حاج آقا*